«نقش استراتژی تقریب در تحقق وحدت اسلامی و رسالت دانشگاه مذاهب اسلامی»

به گزارش روابط عمومی دانشگاه، حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمد حسین مختاری رئیس دانشگاه مذاهب اسلامی و استاد سطوح عالی حوزه و دانشگاه در همایش بین المللی «اسلام و ارزش های متعالی» با تاکید بر اخلاق اهل بیت(ع) که صبح امروز پنجشنبه 6 ار دیبهشت ماه در دانشگاه شهید رجایی تهران برگزار شد، طی سخنانی به تبیین موضوع «نقش استراتژی تقریب در تحقق وحدت اسلامی» پرداخت و بر رسالت دانشگاه مذاهب اسلامی در تحقق دیپلماسی وحدت تاکید کرد.

دکتر مختاری در ابتدا با اشاره به این که يكي از ابعاد اساسي «وحدت»، كه قابل بحث و بررسي است، بعد راهبردي و راه‏كاري آن است؛ به اين معنا كه چگونه مي‏توان در جهان بحران‏زده و پر تشتت و تنش اسلام، كه تقريبا زمينه‏اي براي همياري بالفعل در آن وجود ندارد، به اين پديده آرماني دست يافت؟ بررسي پاسخ اين سؤال  هدف اصلي اين نگاشته را تشكيل مي‏دهد.

مشروح کامل مقاله «نقش استراتژی تقریب در تحقق وحدت اسلامی» دکتر مختاری را در ادامه بخوانید:

مقدمه

يكي از ابعاد اساسي «وحدت»، كه قابل بحث و بررسي است، بعد راهبردي و راه‏كاري آن است؛ به اين معنا كه چگونه مي‏توان در جهان بحران‏زده و پر تشتت و تنش اسلام، كه تقريبا زمينه‏اي براي همياري بالفعل در آن وجود ندارد، به اين پديده آرماني دست يافت؟ بررسي پاسخ اين سؤال  هدف اصلي اين نگاشته را تشكيل مي‏دهد.

طرح اين مهم، امروز و در فضاي موجود جهان اسلام اهميت دو چندان دارد؛ چراكه جهان اسلام امروز همچنان پرالتهاب و تنش‏زاست و مطمع‏نظر استكبار جهاني و مورد خشم او قرار دارد. لذا ضرورت بهره گیری از   استراتژی تقریب و انسجام به عنوان یکی از اصول مهم تعامل میان مذهبی در مقابله با تفرقه و تجزیه، به شدت احساس می شود .

امروزه و پس از انقلاب اسلامي، طرح ايده و نظریه وحدت براي همدلي مسلمانان، وحدت و يكپارچگي آنان، از ضروريات جهان اسلام و مهم‏ترين استراتژي براي مقابله با توطئه‏هاي استكبار جهاني است. انقلاب اسلامي كه شديدا استكبار جهاني و سكولاريسم را به چالش كشانده، براي حفظ هويت خويش نيازمند، فاصله گرفتن از آن و تثبيت موقعيت و تحقق آرمان‏هاي خويش است. از اين‏رو، ايده وحدت به عنوان يك استراتژي همواره موضوعي بكر و تازه مي‏باشد.

استراتژی تقریب به معني ایجاد ساز و کارهای همگون در عین داشتن برخی اختلافات است. لذا استفاده از راهبردهای تقریبی موجب خواهد شد تا  مذاهب اسلامی در راستای دست یابی به  اتحاد اسلامی بر مشترکات تأکید ورزند  و مختصات شان را رهاکنند.

سیری در مفهوم شناسی« تقریب »

تقریب إسم مصدر[1]به معنای نزدیک کردن و نزدیک گردانیدن آمده است.[2] تقریب در مفهوم عام، جنبش نزدیکی ادیان است و در مفهوم خاص، حرکتی است که علمای مذاهب اسلامی آن را پایه‌گذاری کرده‌اند و هدف از آن نزدیک ساختن شیعیان و اهل سنّت به یکدیگر و رفع اختلاف و‌ گاه خنثی کردن دشمنی مسلمانان، به منظور متحد کردن آنان است.

لذا مقصود از عنوان تقریب مذاهب إسلامی، تقریب پیروان مذاهب إسلامی است چرا که تقریب دو مذهب بدون در نظر گرفتن أتباع مذهب معقول نخواهد بود. تقریب مذاهب إسلامى، تقریب بین اتباع مذاهب، از راه بحثهاى علمى، کلامى، تفسیرى، حدیثى، اصولى و فقهى است و تقریب حقیقی با اجتماع عالمان و اندیشمندان مذاهب إسلامی برای طرح مسایل نظرى اجتهادى در فضای سالم و به دور از تعصبات، امکان پذیر است. اجتماع علما و اندیشمندان براى دستیابى به حقایق و واقعیت هاى إسلام و هم چنین درک و فهم رسالت أمت إسلام در جهان معاصر، جهت بهره مندی پیروان مذاهب می باشد.

شایان ذکر است که تقریب به معنای دست شستن از ارزشهای مذهبی نبوده و نیست و هیچ یک از علمای إسلام چنین برداشتی از تقریب ارائه نکرده اند بلکه همواره بر اصول ثابت ارزشهای دینی و مذهبی تأکید داشته اند.

لذا مفهوم تقریب مذاهب ، همگرایی پیروان مذاهب مختلف در عین وجود اختلافات مذهبی است ؛ چراکه حذف اختلاف و تنوع فکری و مذهبی نه ممکن است و نه مطلوب ؛ آنچه مطلوب و شدنی است ، یافتن راهبردهای نظری و عملی برای مدیریت صحیح پدیده تعدد باورهای مذهب و جلوگیری از آسیب‌ها و پیامدهای زیان‌بار واگرایی اسلامی است .

به گفته استاد مطهري، تقریب و وحدت به معناي یکی شدن مذهبی، اصلاً عملی نیست، چرا که وقتی در خود شیعه در مسئله فقاهت وحدت ایجاد نمی شود، چطور انتظار داریم همه فرقه ها را یکی کنیم؟ شهید مطهري در این زمینه می گوید:«این که همه فرقه ها جمع شوند و یک مذهب شوند و به خاطر اتحاد اسلامی از اصول اعتقادي و یا غیر اعتقادي خود صرف نظر کنند، نه منطقی است ونه عملی[3]... ما خودمان که شیعه هستیم هنوز نتوانسته ایم در امر تقلید، وحدت به وجود بیاوریم و کاري بکنیم که مجتهدین شوراي فتوایی تشکیل دهند و در هر زمانی مردم یک رساله عملی بیشتر نداشته باشند، آن وقت توقع داریم که حنفی و شافعی و مالکی و حنبلی و وهابی و زیدي، همه بیایند شیعه اثنی عشري بشوند؟»[4]

بنابراین مقصود از تقریب، احیاي اصل قرانی اخوت و حذف موانع ساختگی روانی وحدت در میان شیعه و سنی است. امام خمینی(ره) شیعه و سنی را یکسان دانسته و معتقد است همه با هم برادر و برابرند:« ما با مسلمین اهل تسنن یکی هستیم، واحد هستیم، مسلمان و برادر هستیم ... قضیۀ شیعه و سنی اصلاً در کار نیست»[5]

هم چنین باید گفت جایگزینى واژه «تقریب » به جای کلمه «وحدت» نشان می دهد این حرکت، انحلال و یا ادغام مذاهب نیست، بلکه مقصود این است که مذاهب، با حفظ استقلال و ماهیت خود، به یکدیگر نزدیک شوند. یعنی پایه هاي اساسی و اصول بنیادي این حرکت بر مسایل اصلى اسلام که مورد اتفاق همه مسلمین است متکى بوده و هست.

از این رو در تفکر دینی، هرگز مراد از تقریب مذاهب و وحدت جهان اسلام کنار نهادن هیچ یک از مذاهب نیست.

از این جهت است که مقام معظم رهبري مراد از وحدت اسلامی را هم زیستی مسالمت آمیز پیروان مذاهب اسلامی تعریف کرده و می گوید: مراد ما از وحدت اسلامی، یکی شدن عقاید و مذاهب اسلامی نیست. میدان برخورد مذاهب و عقاید اسلامی و عقاید کلامی و عقاید فقهی  هر فرق هاي عقاید خودش را دارد و خواهد داشت  میدان علمی است، میدان بحث فقهی است میدان بحث کلامی است و اختلاف عقاید فقهی و کلامی می تواند هیچ تاثیري در میدان واقعیت زندگی و در میدان سیاست نداشته باشد. مراد ما از وحدت دنیاي اسلام، عدم تنازع است،« و لا تنازعوا فتفشلوا »[6] ،تنازع نباشد اختلاف نباشد، قرآن می فرماید«و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا»اعتصام به حبل الله براي هر مسلمان یک وظیفه است، اما قرآن اکتفانمی کند به این که ما را به اعتصام به حبل الله امر کند بلکه به ما می گوید که اعتصام به حبل الله را در هیئت اجتماع داشته باشید. جمیعاً، همه با هم اعتصام کنید و این اجتماع و این اتحاد یک واجب است.

مقصود این نیست که مذاهب، در یک مذهب حل شوند. بعضی کسان براي این که اتحاد مسلمین را تحصیل نمایند، مذاهب را نفی می کنند. نفی مذاهب مشکلی را حل نمی کند، اثبات مذاهب، مشکلات را حل می کند همین مذاهبی که هستند هر کدام در منطقه خودشان، امور معمولی خودشان را انجام دهند اما روابطشان را با یکدیگر حسنه کنند.

اگر ما می گوییم که شیعه و سنی در کنار هم قرار بگیرند یعنی شیعه، شیعه بماند، سنی هم سنی بماند ما چه موقع به عالم تسنن گفته ایم که منظورمان از وحدت این است که شما شیعه بشوید؟ ما چنین چیزي نگفته ایم. هر کس خواست شیعه بشود از طریق علمی و از راه مباحثات عالمانه شیعه بشود آنها هم آزادند که بروند کار خودشان را بکنند ما نمی گوییم شما مذهبت را عوض کن، ما میگوییم شیعه و سنی باید همیشه سرعقل باشند همچنان که بحمدالله در دوران انقلاب اسلامی در کشور ما مشاهده شد. ،وحدت یعنی همین که پیروان این دو مذهب با هم برادر باشند و احساس برادري بکنند نه اینکه شیعه سنی و سنی شیعه بشود بلکه وحدت به معناي احساس برادري است و همین که هر طرفی احساس کند که دیگري هم مسلمان است و حق اسلامی او را بر گردن خود احساس کند و متقابلاً او هم به همین ترتیب عمل نماید.[7]

تبیین مفهوم استراتژي

مفهوم استراتژي مانند بسياري از ديگر مفاهيم، قدمتي ديرينه دارد و بر اساس شرايط زماني و مكاني مختلف تعابيري متفاوت و متنوع از آن وجود داشته است. مفهوم استراتژي  پديد ه هايي زمان مند و مكان مند هستند و در تعامل و تقابل با تحولات سياسي، اقتصادي و حتي اجتماعي و فرهنگي جوامع انساني شكل گرفته و تكوين يافته اند.

در این میان مرحله نهايي تحول مفهوم و كاربرد استراتژي متأثر از گرايش هاي فراملي و مبتني بر همكاري دولت  ملت ها در گستره هاي منطقه اي، بين المللي و جهاني است كه مي توان آن را مورد توجه  قرار داد. اين مفهوم از استراتژي بيانگر طرحي « مهندسي منطقه ای و جهانی » در قالب مدون براي جهت دهي به مجموعه اي از تصميمات در گسترة فراملي است[8] كه ارتباط ميان اهداف، وسايل و روش ها را در گستره اي فراتر از مرزهاي ملي برقرار مي كند.

حال اگر قواعد كلي حاكم بر مناسبات استراتژيك را بر اساس منطقي كه به افكار و انديشه ها و حركات و اقدامات در درون يك گفتمان جهت مي دهد در نظر بگيريم، مناسبات استراتژيك در قالب يك يا تركيبي از چند منطق همكاري، نزاع، سلطه، رقابت و اقناع قابل بررسي است.[9]

تقریب؛ استراتژی یا تاکتیک؟

آیا بحث از تقریب و و وحدت مسلمانان، مسأله‌ استراتژیکی است یا مسأله ای تاکتیکی و مصلحتی است؟ اگر تقریب را تاکتیک بدانیم و مطلوبیت ذاتی برای آن در نظر نگیریم، چه بسا اهدافی که از تقریب مورد انتظار است دست نیافتنی باشد. با مراجعه به آموزه های اسلامی در می یابیم که تقریب مذاهب إسلامی و وحدت إسلامی مطلوبیت ذاتی دارد و فقط یک شعار و مصلحت نیست.

لذا  خداوند در قران کریم می فرماید: و این امّت شما امّت واحدى است و من پروردگار شما هستم پس، از مخالفت فرمان من بپرهیزید.[10] و می فرماید: این (پیامبران بزرگ و پیروانشان) همه امّت واحدى بودند و من پروردگار شما هستم پس مرا پرستش کنید.[11] و نیز می خوانیم: دو برادر خود را صلح و آشتى دهید و تقواى الهى پیشه کنید، باشد که مشمول رحمت او شوید.[12]

تأمل در دیدگاه های پیشگامان وحدت اسلامی در تاریخ معاصر  نشان از  غیر تاکتیکی بودن مسألۀ وحدت دارد به عنوان نمونه دردیدگاه رهبر فقید نظام اسلامی وحدت مولفه ای راهبردی است ، لذا اجتناب امام(ره) از نگاه جزء نگر به سرنوشت امت اسلامی همگی مقوّم راهبرد وحدت عملی امام(ره) در موضوع اتحاد و انسجام امت اسلامی است،

با این تفاسیر می توان گفت  اتحاد امت اسلامی برای رسیدن به هدفی واحد ، مشترک و بزرگ است و  بهره گیری از استراتژی تقریب در اقدامات سیاسی و بین المللی، الفت و مودّت و همگرائی در بین جامعۀ اسلامی را منجر خواهد گردید؛ زیرا مقولۀ وحدت، به مثابۀ استراتژی راهبردی است نه تاکتیک سیاسی؛ اینچنین است که امام خمینی (ره) وحدت را ازاصول مشترک و مبنای ایدئولوژی اسلام  دانسته و  می فرماید:« ما همه در تحت لواى توحید مجتمع هستیم. توحید مذهب همه است و مبدأ و معاد ایده همه است و ما این مشترکات را داریم و ملت واحده هستیم».[13] و یا مقام معظم رهبری در این زمینه در فرازی اینگونه بیان می کند : « امر تقریب و وحدت را یک مسأله استراتژیک می دانم،  یک مسأله تاکتیکی و مصلحتی نیست که بگوییم حالا مصلحت ما ایجاب می کند که با مسلمین غیر شیعه ارتباطات داشته باشیم ما با این انگیزه ی صحیح مسأله وحدت مسلمین را در جمهوری اسلامی، یک مسأله اساسی قرار داده ایم».[14]

رويكرد استراتژيك و راهبردي به وحدت

گفتنی است رويكرد به وحدت، رويكردي استراتژيك و راهبردي است.

واژه «استراتژي» يوناني و از لغت «Stratos»، به معني قشون و «agagos» به معناي راهنما، تركيب گرديده است. اعراب آن را «سوق الجيشي» ترجمه كرده‏اند. «strategos»، [15]به معناي لشكر و فرماندهي ارتش هم به كار مي‏رود. علاوه بر اين، معاني زير نيز براي استراتژي مطرح شده است: فن اداره جنگ، فن فرماندهي، فن جنگ و طرح نقشه براي جنگ [16] حيله و نيرنگ.

استراتژي، در گذشته به مفهوم به كارگيري همه امكانات كشور براي دست‏يابي به هدف‏هاي نظامي به كار مي‏رفت، اما به تدريج، استراتژي از بعد نظامي محض فاصله گرفت و در حال حاضر، اهداف نظامي، بخشي از اهداف ملي يك كشور را تشكيل مي‏دهد. امروزه دولت‏ها قادر نيستند تنها با استفاده از قدرت نظامي بر دشمن پيروز شوند، بلكه به مجموعه‏اي از ابزارها نياز دارند كه قدرت نظامي يكي از آنهاست. [17]استراتژي در معناي اصطلاحي جديد، اين‏گونه تعريف مي‏شود:فن و علم توسعه و به كارگيري قدرت و توانايي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و نظامي ملت هنگام جنگ و صلح، به منظور تأمين حداكثر پشتيباني از سياست‏هاي ملي و افزايش احتمال دست‏يابي به نتايج مطلوب، براي كسب حداكثر پيروزي و حداقل شكست.[18]

استراتژي با عوامل مختلفي همچون وحدت ملي، اعتقادات مردم، نوع حكومت، رهبري و نظاير آن ارتباط مستقيم دارد.[19]

با عنايت به معناي لغوي و اصطلاحي «استراتژي» رويكرد نظام اسلامي، به «وحدت»، «اتحاد» و «انسجام اسلامي» رويكردي استراتژيك و راهبردي است. البته، وحدت و عدم تفرق، اختصاص به امت اسلامي ندارد. در قرآن كريم، خداوند متعال همه پيامران خود را توصيه و سفارش نموده است كه مواظبت كنند و نگذارند در بين پيروان اديان الهي تفرقه به وجود آيد:«شَرَعَ لَكُم مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّي بِهِ نُوحا وَ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَ مُوسَي وَ عِيسَي أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا...»[20] خدا شرع و آئيني كه براي شما مسلمانان قرار داد، حقايق و احكامي است كه نوح را هم به آن سفارش كرد و بر تو نيز همان را وحي كرديم و به ابراهيم و موسي و عيسي هم آن را سفارش كرديم كه، دين خدا را برپا داريد و هرگز تفرقه و اختلاف در دين نكنيد.

بر اساس آنچه قرآن مي‏فرمايد: آنچه خداوند به همه انبيا توصيه كرده اين است:«أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا»،«إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ»[21]؛ اينك طريقه واحد و دين يگانه شما، آئين پاك اسلام است و من يكتا پروردگار و آفريننده شما هستم، پس (از همه باز آيند و) تنها مرا پرستش كنيد.لازمه امت واحد، عدم تفرق و تنازع و نيز داشتن دين يگانه «اسلام» و خداي «يكتا» است.

تأکید بر اشتراکات مذهبی ؛مولفۀ راهبردی در وحدت امت اسلامی 

شکی نیست که  اختلافات بین مسلمانان نه تنها مشکلاتی ریشه ای و بنیادین نیست، بلکه در بسیاری از مبانی نظری و عمیق اسلامی دارای اشتراک نظر فراوانی هستند که با تعهد و دغدغه اتحاد و برادری میان مسلمانان به راحتی قابل حل خواهد بود؛ مسلمانان داراي يک کتاب آسماني، يک پيامبر و يک قبله گاه هستند و اعتقادات ديني آنان يکسان است. عقل و شرع اقتضا مي کنند که بر مشترکات فراوان تکيه شود، و از برجسته کردن اختلافات جزيي پرهيز گردد. مسلمانان از هر فرقه و مذهبي با شعار توحيد و زير پرچم «لا اله الا الله» گرد هم آيند و در عين کثرت و تعدد، وحدتي مثال زدني خلق نمايند.

به لحاظ علمي نیز ثابت شده كه منبع و سرچشمۀ همۀ مذاهب  به رغم اختلاف عناوين و نام اين منابع،  يكسان است و جملگي به نص و اجتهاد بازمي‌گردند، به همين دليل موارد مشترك و توافقي، ميان مذاهب فقهي بيشتر و گسترده‌تر از موارد اختلافي آنهاست. [22]

با این اوصاق  استراتژی  تقریب  از طریق  برجسته سازي نقاط مشترک فراوان در مذاهب اسلامی به تحقق وحدت اسلامی منجر می شود؛بدین نحو که  تکیه بر اشتراکات و بدیهیات دینی و اعتقادی در تفکیک میان برخی اختلافات مذموم  از غیر مذموم به عنوان بهترین راهکار در مقابله با اختلافات فرقه ای مورد استفاده قرار می گیرد.

هم چنین تمسک به اشتراکات دینی در میان مسلمانان برای تحقق «وحدت اسلامی» به گونه ای است که تمسک به دین و معنویت و اشتراکات دینی میان مذاهب اسلامی به عنوان مولفه ای میان مذهبی؛ شباهت ها و تغایرهای علمی،دینی و از روی حکمت را به طور دقیق تبیین می کند؛ لذا  بر اساس شباهت ها می توان به تزاید شباهت پرداخت و با روشن شدن تغایر ها،آستانۀ تحمل تغایر ها را بالا برد یا آن را به کم ترین حد فروکاست به خصوص اگر تغایر از جهل برخواسته باشند.

بنابراین ترویج استراتژی تقریب بر مبنای اشتراکات مذهبی نه تنها وحدت فقهی در میان مسلمانان را محقق خواهد کرد  ،بلکه وحدت سیاسی ،اقتصادی و اجتماعی و..را به روشنی در بین مسلمانان فراهم خواهد آورد  .لذا چشم اندازی که وجود  استراتژی تقریب در این زمینه می تواند ارائه نماید،دست یابی به یک مبنای مشترک تقریبی بر اساس اشتراکات فکری و نظری مذاهب اسلامی است که یقینا این نوع نگاه به نزدیکی افکار و اندیشه های تقریبی جوامع اسلامی کمک خواهد کرد.

 

گفت وگوی بین مذهبی؛ مولفه ای راهبردی در حصول آرمان وحدت اسلامی

امکان گفت وگوی میان فرهنگی،راهکاری برای برون رفت از خطر تفرقه میان جوامع اسلامی است .گفت و گو، سخن محبت آميز گفتن است و سخن محبّت آميز را با گوش محبت و از سر انس می شنوند. گفت و شنود تفکرات،گفت و گو و همزبان شدن دو تفکر است.گفت و گو در وادی تفکر آغاز می شود و در وادی تفکر جریان پیدا می کند و در همانجا به نتیجه می رسد و همه مردم از برکات آن برخوردار و بهره مند می شوند.

همدلی و همفکری همه مسلمانان در این برهه از زمان جزو ضروریات راهبردی جوامع اسلامی است، اما در کنار آن باید اثر بخشی مطلوب و ملموس این نوع گفت و گوهای میان فرهنگی را برای عموم مسلمانان تبيين كرد. در قرآن کریم آیات فراوانی در موضوع گفت وگو ذکر گردیده است، به مقتضای آیه‌ی شریف «ادع الی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتی هی احسن»[23] و «ادفع بالتی هی احسن السیئة فاذا الذی بینک و بینه عداوة کأنه ولیّ حمیم»[24] اصل اخلاقی حاکم در برخورد اهل مذاهب با یکدیگر، مدارا و نرمی و عدم خشونت است.

بنابراین اهمیت گفت وگو در روابط انسانی، اجتماعی و فرهنگی غیرقابل انکار است،البته گفت و گو صرفاً برای ساکت نمودن طرف مقابل صورت نمی گیرد و نیز گفت و گو برای الزام دیگر مسلمانان به تمکین و قبول استدلال دینی و فرهنگی بین مذاهب اسلامی نمی باشد، بلکه گفت و گو زیر بنای وحدت اسلامی و مقدمه ای برای رسیدن به اصول مشترک و حقیقت است.

گفت و گو راهکار مهم و حیاتی برای ارتباط بین جوامع اسلامی و ایجاد وحدت وتقریب و رفع موانع تقریب میان مسلمانان بوده از بین برنده کینه ها و اختلافات و در نتیجه زیستن در فضائی آرام و ایجاد وحدت و تقریب است.

لذا چشم اندازی که گفت و گوی میان فرهنگی آن را دنبال می نماید، دست یابی به یک مبنای مشترک تقریبی بر اساس اشتراکات فکری و نظری مذاهب اسلامی و مسلمانان است که یقینا این نوع نگاه به نزدیکی افکار و اندیشه های تقریبی جوامع اسلامی کمک خواهد کرد.

با تأمل در سیر تاریخی تعامل میان مذهبی در می یابیم علمای ربّانی  و جامع الاطراف و ژرف نگری با مذاهب مختلف  اسلامی در گذشته وحال ،با شناسائی  و رفع موانع موجود در مسیر گسترش روز افزون وحدت مسلمانان  گام برداشته اند، لذا به رغم شدت گرفتن اختلاف فکري علماي پيروان مذاهب گوناگون، لیکن تعامل میان فرهنگی با چاشنی محبت و همدلی به وفوردر نزد علمای اسلامی مشاهده می شود، برخي از ايشان فقه مذاهب ديگر را تدريس مي‌کردند و روش‌هاي مذاهب ديگر را به مذهب خود تعميم مي‌دادند و برخي نیز از يکديگر اجازه [نقل حديث و روايت] طلب مي‌کردند؛ در اين راستا مجموعه آثار بسيار غنی و غیر قابل انکار در عرصۀ فقه مقايسه‌اي و نقل ديدگاههاي ديگران وجود دارد.

در اين ميان از "شيخ صدوق" روايت شده که او به سرزمين‌هاي گوناگون به گشت و گذار مي‌پرداخت و در محضر علمايي با مذاهب مختلف از جمله مثلا با "الحاکم ابومحمدبکر بن علي حنفي شافعي"[25]و "ابومحمد محمد بن ابي عبدالله شافعي فرغاني[26]حضور بهم مي‌رساند.

تعامل میان فرهنگی در قالب داد و ستد علمی از قبیل آموزش، تدريس، گفتگو، مباحثه و بهره گيري از منابع و پژوهش‌ها و نقد ديدگاههاي يکديگر و ديد و بازديد و جلساتي که در مناسبت‌هاي مختلف برگزار مي‌شد، صورت مي‌پذيرفت.

عالم بزرگ شیعی جناب شيخ مفيد در بغداد به گفتگو و مباحثه و نشست و برخاست با علمايي از همه مذاهب مي‌پرداخت[27]و همواره در صدد آموختن بود.

کتاب "الخلاف" شیخ طوسی مملو از ديدگاههاي ديگر مذاهب از جمله مذهب شافعي در کمال بی طرفی است به نحوی که  "السبکي" گمان برده او از علماي مذهب شافعي است و او را در رديف علماي ايشان نام برده و با اينکه خود اعتراف کرده که وي فقيه شيعه و از مصنفان آنهاست ولي مي‌گويد : "به مذهب شافعي گرايش داشت."[28]

"شيخ طوسي" خود با توجه به روايتي که از "امام جعفر صادق" (عليه السلام) نقل شده مي‌گويد :"اگر موردي پيش آمد و حکم آن را در روايت نقل شده از ما نيافتيد به آنچه از امام علي (عليه السلام) روايت شده روي آوريد و به آن عمل کنيد.[29]

هم چنین تعاملات میان فرهنگی در تعامل سازندۀ دیگر علمای مذاهب اسلامی با علمای شیعی نیز به دفعات و در طول تاریخ مشاهده می شود،به عنوان نمونه "ابن فوطي" از علمای اهل سنت ـ به عنوان " شيعه حنبلي" شناخته شده است..[30]

"الخطيب البغدادي" نيز يادآور شده که سيرۀ سلف اهل سنت، بهره‌گيري از روايات شيعيان "ثقة" است."[31]

"شيخ طوسي" از اساتيدي از علمای اهل سنت همچون "ابوالحسن بن سوار المغربي" و "محمد بن سنان" و "القاضي ابوالقاسم التنوخي" بهره می گرفت.[32]

شيخ "امين ادريس" از علمای بزرگ شیعی  به مجموعه‌اي از علماي اهل سنت درس مي‌دهد.[33]

"شهيد اول" با علماي دورۀ خود زندگي مي‌کرد و مجالس وي غالبا از جمهور علما (اهل سنت) ـ که با آنها حشر و نشر زيادي داشت ـ خالي نبود.[34] او در يکي از اجازه‌هاي نقل روايت خود گفته است : «از حدود چهل شيخ از علماي اهل سنت روايت مي‌کند.»[35]

هم چنین از  علمای شاخص در زمینه گفت وگوی میان فرهنگی باید از شیخ شلتوت آن عالم،فقيه، مفسر و مجاهد مصری که یکی از پیشگامان فرهنگ تقریب در میان جوامع اسلامی بوده است و نیز حضرت آیت الله بروجردی مرجع تقلید وقت شیعیان اشاره کرد.

آیت الله العظمی بروجردی(ره)، آن قدر به این مهم اصرار داشت که در کشور مصر، همایش تقریب مذاهب برگزار کرد و پنجاه تن از عالمان سرشناس اهل تسنن را به آن فراخواند. اصرار بر همین اعتقادات بود که باعث شد شیخ شلتوت که بنیان گذار دانشگاه الازهر مصر است، فتوایی تاریخی را مبنی بر این که "عمل کردن به قول ائمه اطهار(ع) مجزی است"، صادر کند و بر مقبولیت عمل شیعیان صحه بگذارد[36].

همچنین مقام معظم رهبری در باب گفت و گوی بین مذاهب مختلف مسلمانان فرمودند:« علماى شيعه و سنى با هم جلسه بگذارند، تفاهم كنند، با هم حرف بزنند. ما كارهاى مشتركى داريم. خيلى خوب؛ شما فقه خودت را تبيين كن، تدريس كن، شما هم فقه خودت را تبيين كن، تدريس كن. شما فقه جعفرى بگو، شما فقه شافعى بگو. عقايدتان را داشته باشيد، اما كارهاى مشترك هم ميتوانيد بكنيد.[37]»لذا فرهنگ گفت و گو  یقیناً نقش شگرفی در پیش برد اهداف تقریبی ایفا خواهد نمود و نمونه های ذکر شده مخصوصا در مورد مکاتبات حضرت آیت الله بروجردی و شیخ محمد شلتوت و نیز فرمایشات وحدت آفرین مقام معظم رهبری،ضرورت فرهنگ  گفت و گو را برای همه مسلمانان نشان می دهد.

قطعاً راهبرد «گفتگوي بين مذاهب اسلامي»  موجبات تحکیم و تقویت همگرائی امت اسلامی و در نهایت طرد تفرقه اندازان را موجب خواهد شد زیرا اشاعه و گسترش فرهنگ گفتگو و تحكيم و تقويت تسامح ميان مسلمانان می‌تواند از شدّت و حدّت اين اختلاف‌ها بكاهد.

بدیهی است  با تحقق فرهنگ گفتگو در مذاهب اسلامی  ، اختلافات در فضایی آرام و بدور از تأثيرات خارجی يا تعصّب مطرح می‌شود و حقيقت مطلب روشن و بسياری از علل و اسباب فاصله و جدایی ميان صاحبان يك دين، يك پيامبر، و يك از ميان می‌رود.[38] و در نهایت مسلمانان به يكديگر نزديك شوند و متوجه گردند كه ميان عقايدی كه بايد به آنها ايمان داشت و معارف فكری كه ديدگاههای مختلفی دربارۀ آنها وجود دارد و اين ديدگاهها گزندی به عقايد مزبور نمی‌رساند، تفاوت وجود دارد.[39][

عقلانیت دینی؛مهمترین استراتژی در تحقق اتحاد امت اسلامی

در عصرکنونی  می‌توان عقلانیت را به حداکثر جایگاه خود در زندگی مردم و اداره‌ی جامعه نزدیک کرد و ضمناً با قرار گرفتن این عقلانیت در بستری دینی و الهی، از آفات و آسیب‌های موجود عقلانیت ابزاری دوران مدرن مصون ماند، زیرا عقلانیت دینی به‌دور از افراطی‌گری و تفریط‌گرایی، به زندگی مردم سامان می‌بخشد و به رشد و تعالی استعدادها و بالقوه‌های آحاد جوامع یاری می‌رساند.

استاد شهید مطهری در بیان این رابطه معتقدند: «این دو حجت (عقل و وحی) مکمل یکدیگرند؛ یعنی اگر عقل باشد و پیامبران نباشند، بشر به تنهایی راه سعادت خود را نمی تواند طی کند و اگر انبیا باشند و عقل نباشد، باز انسان راه سعادت خود را نمی پیماید. عقل و نبی هر دو یک کار را انجام می دهند. دیگر از این بالاتر در حمایت عقل نمی شود سخن گفت.»[40]

 در این میان حاصل پیوند   عقلانیت و  معنویت به عدالت منتهی خواهد شد لذا مقام معظم رهبری در بیانی  فرمود :« بدون معنویت و بدون عقلانیت، عدالت تحقق پیدا نمی‌کند... اگر معنویت نشد، عدالت تبدیل می‌شود به ظاهرسازی و ریاکاری. اگر عقلانیت نشد، عدالت اصلاً تحقق پیدا نمی‌کند و آن چیزی که انسان تصور می‌کند عدالت است، می‌آید و جای عدالت واقعی را می‌گیرد. بنابراین معنویت و عقلانیت در تحقق عدالت شرط است.»[41]

حال می توان دریافت وحدت اسلامی و حرکت به سوی آن، بر مبنای عقلانیت دینی  یک حرکت راهبردی است؛لذا مقصود از استراتژی تقریب  ، چارچوب های فکری و غیرجغرافیایی است که بر اساس آن عده ای از کشورها و جوامع و علمای مذاهب اسلامی بر اساس مشترکات اسلامی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی به همگرایی و همسویی می رسند و در سطح کلان، از الگوی واحد برخوردار می گردند .

در این بین نقش گفتمان سازی بر مبنای عقلانیت دینی  به عنوان مهمترین و موثرترین راهکار برون رفت از بحران تروریسم و افراطی گری ومقابله با عقاید وهابیت و به تبع آن  انزوا و طرد و نابودی اندیشه ها و گرایش های تکفیری غیر قابل انکار است.

عقلانیت دینی  ما را به نقش کلیدی اشتراکات دینی و مولفۀ معنویت، حکمت و عدالت  متصل می سازد ؛ لیکن  مروجین خشونت همچون گروه های تروریستی تکفیری که مذهب را به یک ایدئولوژی تقلیل دادند  و سنی ایسم و شیعه ایسم را به وجود آوردند در راستای غیریت و ضدیت و بلند کردن عَلَم جنگ گام برداشته­اند که فقدان معنویت در رویکرد این گروه های تکفیری منجر به ذبح اخلاقیات و ارزش های اسلامی و انسانی در جوامع اسلامی گردید.

لازم به ذکر است  عقلانیت دینی  بر مبنای تقویت دیپلماسی علمی و تقریبی میان علمای اسلامی به ویژه در قالب برگزاری نشست های تقریبی  رقم خواهد خورد،که  تحقق این مهم در وهلۀ نخست نیازمند حضور فراگیر و دغدغه مندانۀ آحاد نخبگان اسلامی و هم فکری در کنگرۀ عظیم وحدت اسلامی است، حال شکوه و عظمت حضور عالمان مذاهب اسلامی در اجتماع بزرگ نخبگان جهان اسلام در همایش های تقریبی، و گفتگو و تبادل نظر پیرامون  مسائل مختلف جهان اسلام، تحقق هم گرایی، تقریب و تعمیق کارکردهای گفتمان سازی وحدت بخش و در نهایت توانمندی دیپلماسی عمومی مسلمانان در دیگر جوامع بشری را  به همراه خواهد داشت.

از سوی دیگر  مولفۀ علم،معنویت و حکمت به عنوان مولفه های میان فرهنگی و میان رشته ای ماهیت  عقلانیت دینی را تشکیل می دهد ؛ از این رو  علم زندگی محور بر استقرار صلح و آرامش در جوامع بشری تأثیر خواهد داشت و  صلح جهانی  تنها با اهتمام همگان به دانش زندگی محور ،حکمت دینی و نیز معنویت زندگی محور امکان پذیر است، دانش زندگی محور مجدّانه برای دستیبابی به صلح جهانی تلاش میکند و قبح و زشتی جنگ طلبی و خشونت و ترور را برای همگان هویدا می سازد.

از آنجا که  سه گانه علم،معنویت و حکمت در بستر عقلانیت دینی  مهمترین وجه مشترک اهل سنت و اهل تشیع است ؛ لذا جنگ های میان مذهبی و تفرقه و اختلافات را بر طرف خواهد نمود و موجب تقویت همزیستی برادرانه خواهد شد.

از سوی دیگر  تحقق صلح جهانی معلول بسط و گسترش معنویت جهانی با بهره گیری از عدالت است، زیرا صلح جهانی بر مبنای معنویت و عدالت جهانی است،عدالتی که برای رسیدن به کرامت انسانی و معنوی است و همه اديان، ارزشمندي آن را مي پذيرند.واز نيكو بودن عدالت سخن مي گويند.

اهم استراتژی های تقریبی  در ساحت عقلانیت دینی را می توان در این امور  بر شمرد:

  1. درك متقابل نحله هاي فكري در جهان اسلام و تقريب برداشت هاي فقهي و ايدئولوژيك از متون مشترك اسلامي.
  2. توسعه ي تعاملات علمی ،فرهنگي و گسترش ارتباط رسانه اي در این مسأله بين كشور هاي جهان اسلام.
  3. ايجاد يك نهاد داوري درون منطقه اي اسلامي براي حل و فصل اختلافات فکری و نظری و پاسخگویی به شبهات در راستای تقريب مواضع علما و دولت هاي اسلامي در چارچوب كنفرانس اسلامي يا به طور مستقل.
  4. گسترش نهادهاي مشترك بين المللي اسلامي در حوزه هاي كاركردي علمي پژوهشی... در دو سطح دولتي و غيردولتي.
  5. شناسايي و بازتوليد و بازتعريف ارز شها و علايق مشترك فکری و نظری در میان ملل اسلامي.
  6. گسترش الگوهاي گفت وگوي درون تمدني و دیپلماسی علمی درون فرهنگي اسلامي و ايجاد فضاي درك متقابل ملل اسلامي از همديگر.
  7. تأسيس نهاد مشترك علمی دینی درون منطقه اي در جهان اسلام، به منظور استقرار نهاد گراينده به مراكز فکری و نظری علمای مذاهب اسلامی و مواضع دولت هاي بزرگ اسلامي .

 

تحقق وحدت اسلامی در پرتو  دیپلماسی علمی

گفتنی است استراتژی تقریب برای تحقق وحدت ، باید بر مدار تقویت  دیپلماسی علمی متمرکز شود،ایده نزدیکی اندیشه های کشورهای اسلامی به معنای تجدید یک عرصه فرهنگی مبتنی بر گفتگو میان حوزه های مختلف دینی است. این امر باعث افزایش توانمندی ما در تعامل بیرون از جهان اسلام خواهد شد.

در وهلۀنخست باید گفت دیپلماسی هدایت روابط خارجی میان کشورها از طریق فعالیت‌ها و روش‌های رسمی سیاسی است و در نگاه‌های جدیدتر دیپلماسی عبارت است از روندی کلی که در آن کشورها تلاش می‌کنند با یکدیگر ارتباط داشته باشند و یکدیگر را تحت تأثیر قراردهند [42] مفهوم دیپلماسی علمی نیز در ادبیات مربوط به سیاست‌گذاری علم و فناوری و نیز در حیطۀ دیپلماسی عمومی رواج فزاینده‌ای یافته است و مفهوم دیپلمات علمی نیز بر همین اساس مطرح شده است[43].با اینکه از نظر ارائۀ تعریفی جامع و مانع هنوز دیپلماسی علمی مفهوم قابل بحثی دارد، در مجموع می‌توان آن را در چارچوب وسیع‌تر قدرت نرم تحلیل کرد [44] .

تعمیق دیپلماسی علمی ایران با کشورهای اسلامی، به ارتقای میزان رشد و تولید علم و تقویت جایگاه علمی کشورهای اسلامی خواهد انجامید و تحقق تولید گرایی و بومی سازی علوم اعم از علوم انسانی و فنی ، به عنوان اهرم بازدارنده در مقابل تهدید فزایندۀ بازتولید غرب در  برخی کشورهای اسلامی عمل خواهد کرد و بر چالش تقلید گرایی و مصرف زدگی از مدرنیسم در جوامع اسلامی فائق خواهدآمد.

به عنوان نمونه ایران و جهان عرب همواره در طول تاریخ گذشته جرئی از پیکرۀ امت اسلامی بوده ودوران طلایی تمدن اسلامی از تعامل ایرانیان و اعراب نشأت گرفته است، به نحوی که روابط ایران و عرب طی قرون و اعصار مختلف در بین ملل اسلامی ، دارای مشترکات و عناصر مشترک بوده و هماهنگی و تعامل میان آنها برقرار بوده است.

لیکن با کاهش سطح تعاملات، و افول دوره طلایی تمدن اسلامی ؛ در سایه سیطره سنگین جهانی شدن بر جهان اسلام، ضرورت بهره گیری از ظرفیت های علمی ایران و جهان عرب در افق های تازه برای پیشرفت و توسعۀ علمی کشورهای اسلامی بیش از پیش احساس می شود.

از این رو با عنایت به سند چشم انداز 1404 که ایران را کشوری توسعه یافته با جایگاه نخست علم و فناوری در سطح منطقه و دارای تعاملات سازنده و موثر در روابط بین الملل در نظر گرفته و همچنین در راستای دیپلماسی علم و فناوری در نظام منطقه ای، ضرورت مهیا کردن زیر ساخت لازم برای همکاری های علمی به ویژه با کشورهای اسلامی انکار ناپذیر است؛لذا تعاملات مراکز علمی ایران و جوامع عربی پیامدهای مثبت فراوانی همچون گسترش مهارتهای ارتباطی بین فرهنگی، انتقال تکنولوژی، افزایش زمینه های مطالعاتی، تقویت تحقیقات و تولیدات علمی، بهره وری اقتصادی و منافع مالی ، ارتقای وحدت امت اسلامی و توسعۀ همه جانبۀ  جوامع اسلامی را به همراه خواهد داشت.

لذا اشتراکات علمی،مذهبی ، فرهنگی و تاریخی  ایران و کشورهای عربی را باید نقطۀ شروع توسعۀ علوم در جهان اسلام به شمار آورد که پیش فرض های اندیشۀ توسعۀ علوم اسلامی از آن نشأت می گیرد ، به ویژه بازتولید فکری و نظری، دوران درخشان تمدن اسلامی از قرن دوم تا هفتم هجری ، به عنوان نقشۀ راه توسعۀ علوم در جهان اسلام ، نوید بخش تعاملات نوین علمی ایران و جهان عرب قلمداد می¬شود که در  قالب بهره گیری دانشگاهیان، نخبگان و اندیشمندان ایران وکشورهای عربی از روش های روزآمد برای تقریب دیدگاه¬ها و تحکیم و تعمیق مورد توافق دو طرف در عرصه های اندیشه ورزی، عقاید و فقه، و پایه ریزی نظام مطالعاتی و پژوهش مشترک و نشر میراث مشترک به کار گرفته می شود.

لذا آثار بی بدیل همکاری و هم گرایی علمی میان مذاهب اسلامی به عنوان نقطه تماس و محور توسعۀ علمی جهان اسلام ؛ در راستای  ترسیم دقیق نقشه علمی حوزه‌های مختلف علم در کشورهای اسلامی و ارائۀ راهکارهای موثر در راستای تولید کمی و کیفی مؤلفه‌های مختلف تولید علم در سطح جوامع اسلامی است.

رسالت دانشگاه مذاهب اسلامی در تحقق دیپلماسی وحدت

بی تردید انقلاب اسلامی ایران با بهره گیری از استراتژی راهبردی وحدت امت اسلامی؛ تقریب و هم گرایی مذاهب اسلامی را در چارچوب سیاست‌های کلان نظام، پی ریزی می‌کند.

تحقق این مهم که برگرفته از منویات و آموزه‌های امام خمینی(ره) و هم چنین مطالبات و سیاست‌های راهبردی مقام معظم رهبری است، ضرورت بهره گیری از ظرفیت‌های دانشگاه مذاهب اسلامی را در راستای ارتقای دیپلماسی وحدت و تقویت ارتباطات میان فرهنگی و بین المللی دو چندان می‌سازد.

اینگونه است که نقش بی بدیل دانشگاه مذاهب اسلامی به عنوان بزرگترین منبع دانش ساز میان فرهنگی و میان مذهبی در ایجاد دیپلماسی علمی، فرهنگی و سیاسی بر مبنای دانش شناسی مذاهب اسلامی به شدت خود نمایی می‌کند.

لذا مقوله دیپلماسی وحدت در امت اسلامی بر مدار ارتباطات و دانش متمرکز است و تلفیق ارتباط، دانش و آموزش وحدت بخش در مذاهب اسلامی، نوید بخش حصول دیپلماسی وحدت در جوامع اسلامی خواهد بود.

از سوی دیگر نباید فراموش کرد موج عظیم بیداری اسلامی در جهان اسلام با الگوپذیری از جمهوری اسلامی ایران و در امتداد نهضت امام خمینی(ره)، استیلای جنبش‌های اسلام گرا بر مکاتب لیبرالیستی و مارکسیستی را به همراه داشته است، لذا ضرورت بهره گیری از آموزه‌های فقه مذاهب اسلامی (اسلام سیاسی) برای جلوگیری از مصادره بیداری اسلامی و ضد استبدادی توسط قدرت‌های استکباری و مروجان آموزه‌های سلفی و تکفیری (اسلام جنگ طلب) به شدت احساس می‌شود.

از این رو رسالت دانشگاه مذاهب اسلامی، بسط و گسترش عقلانیت سیاسی و تبیین مردمسالاری دینی و مردم محوری است که در نهایت به عقلانیت عرفی در چارچوب محبت و همگرایی امت اسلامی و نفی سکولاریسم و لائیسم منتهی خواهد شد.

بنابراین تحقق دیپلماسی وحدت از طریق چارچوب فقهی امر به معروف و نهی از منکر با رویکرد مقارن، بی تفاوتی نسبت به ارزش‌های انسانی را بر نمی‌تابد و اینگونه اصل ارتباطات دانشی میان مذاهب اسلامی، از هنجار شکنی و رادیکالیسم اجتماعی در امت اسلامی جلوگیری می‌کند.

با این تفاسیر می‌توان اذعان نمود که ضرورت ارتقای کیفی مقولهٔ آموزش در دانشگاه مذاهب اسلامی به عنوان مرکزی که اتباع و پیروان مذاهب مختلف اسلامی حضور دارند و فقه مذهب خود را تحصیل می‌کنند، به ویژه در فقه حکومتی همچون فقه امر به معروف و نهی از منکر در راستای حفظ نظام اجتماعی در امت واحده؛ ضرورت مصلحت گرایی و ایجاد حکومت در کشورهای اسلامی را بیش از پیش آشکار می‌سازد که در نهایت به پویایی اجتماعی جوامع اسلامی و ریشه کنی فساد عمومی و ارتقای سلامت ارتباطات و فرهنگ جهان اسلام منتهی خواهد شد.

بدین ترتیب رسالت حقیقی دانشگاه مذاهب اسلامی و رهیافت اصلی دیپلماسی وحدت با رویکردهای مختلف ارتباطات دانشی و فقه میان مذهبی هم چون امر به معروف و نهی از منکر تحقق یافته و افراط (هنجار شکنی وهابیت) و تفریط (ظلم پذیری) را ریشه کن خواهد کرد و شکوه وحدت امت اسلامی را به جهان اسلام به ارمغان خواهد آورد.

تمدن اسلامی ؛ شاخصه   راهبردی  در تقریب مذاهب اسلامی

گفتنی است تمدن در زبان انگلیسی civilization و در عربی حصاره خوانده می‌‌شود و در لغت به معنای شهرنشینی و از ریشه مدینه و مدنیت گرفته شده و به معنی دیگر متخلق شدن به شهرنشینی یا خوی و خصلت شهرنشینی به خود گرفتن می‌‌دهد.[45] و بدان معناست که بشر در سایه آن به تشکیل جوامعی پرداخته و شهرنشین شده است. «در زبان‌های بیگانه نیز کلمه تمدن civilization از کلمه civita که در مقابل وحشیگری قرار گرفته و از کلمه civilis که معنی شهرنشینی دارد گرفته شده است».[46]

برای واژه تمدن تعاریف گوناگونی وجود دارد:ویل دورانت می گوید:«تمدن را می‌توان به شکل کلی آن، عبارت از نظمی ‌‌اجتماعی دانست که در نتیجه وجود آن، خلاقیت فرهنگی امکان‌پذیر می‌‌شود و جریان پیدا می‌‌کند».[47]

در تعریفی دیگر می‌‌توان تمدن را «مجموعه دستاوردهای مادی و معنوی بشر در یک منطقه، کشور یا عصر معین یا حالات پیشرفته و سازمان‌ یافته فکری و فرهنگی هر جامعه که نشان آن پیشرفت در علم و هنر و ظهور نهادها‌ی اجتماعی و سیاسی است».[48]

هم چنین می توان تمدن را حاصل  از تعالی فرهنگی و پذیرش نظم اجتماعی دانست . تمدن خروج از بادیه نشینی و گام نهادن در شاهراه نهادینه شدن امور اجتماعی یا به قول ابن خلدون عمران یافتن است.[49]

ابن خلدون تمدّن را حالت اجتماعی انسان می داند. از نظر ابن خلدون، جامعه ای که با ایجاد حاکمیت، نظم پذیر شده، مناصب و پایگاه های حکومتی تشکیل داده تا بر حفظ نظم نظارت نماید و از حالت زندگی فردی به سوی زندگی شهری و شهرنشینی روی آورده و موجب تعالی فضایل و ملکات نفسانی، چون علم و هنر شده، حایز «مدنیّت» است.[50]

 ورای از مفهوم تمدن باید به نسبت طرفینی  وحدت امت اسلامی و تمدن اسلامی اشاره کرد ؛ تأمل در چگونگی بروز و ظهور دوران طلایی تمدن اسلامی نشان می دهد هر گاه جهان اسلام بر وحدت و همدلی تکیه کرده به قله های باشکوه تمدنی دست یافته است. اینگونه است که «شکل گیری تمدن نوین اسلامی با توجه به «مبانی مشترک تمامی مذاهب اسلامی»[51] مورد تأکید مقام معظم رهبری قرار گرفته است.

بدیهی است وحدت در اشتراکات مذهبی، جهان بینی باشکوهی از ساختار تمدنی و رسمی در

بازگشت به ابتدا