جدیدترین اخبار :
  • ویژگی­های پایان­ نامه و رساله­ ها؛ قسمت سوم/ ضابطه مند نبودن کارگروهی در نگارش پایان نامه ها و رساله ها
  • بازدید حضرت حجت الاسلام و المسلمین لطفیان دبیر شورای برنامه ریزی مدارس علوم دینی اهل سنت و حضرت حجت الاسلام دکتر غلامعلی معاون آموزش و پژوهش شورای برنامه ریزی از دانشگاه مذاهب اسلامی واحد زاهدان
  • بازدید جناب آقای دکتر عرب رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان سیستان و بلوچستان از دانشگاه مذاهب اسلامی واحد زاهدان
  • دیدار وگفتگوی معاونین دانشگاه مذاهب اسلامی با استانداراستان هرمزگان 30بهمن99
  • گزارش تصویری جلسه پرسش وپاسخ با حضور معاونین دانشگاه مذاهب اسلامی ویژه دانشجویان29/11/99
در نشست علمی-تخصصی «بایسته‌های ادب اختلاف در آموزش و پژوهش» تاکید شد؛

ضرورت توجه به «ساحت‌های شکل‌گیری آداب پژوهش و آموزش» در عرصه مطالعات تقریبی

دانشگاه | تاریخ خبر : 1399-11-19 | تعداد بازید :482

نشست علمی ــ تخصصی «بایسته‌های ادب اختلاف در آموزش و پژوهش» با حضور دکتر احمد مبلغی، دکتر محمدعادل ضیایی و دکتر عابدین مؤمنی در روز چهارشنبه تاریخ 15/11/1399 از ساعت 10 تا 12 در دانشگاه مذاهب اسلامی به صورت مجازی گردید. در زیر گزیده‌ای از مهمترین مباحثی که در این نشست مطرح شد، تقدیم علاقه‌مندان فرهیخته می‌شود.

 دکتر احمد مبلغی، عضو مجلس خبرگان رهبری و رئیس شورای دین‌پژوهان کشور در مقدمه سخنان خود به دو محور اشاره کرد. در محور نخست وی در بابِ «اهمیت آداب» گفت: آداب یک امر ارزشی ـ اخلاقی است. امر ارزشی، اگر لباس اجتماعی به تن کند در ادبیات اسلامی «آداب» نامیده می­شود. آداب ماهیت فرهنگی دارد. زمانی که آداب به میان می­آید طبیعتاً باید به فرهنگ وصل شد. کارکرد آن متنوع است و حتی با قانون تنه می­زند. قانون منوط به آداب است. تا آن­جا که به خلوص نیز می­انجامد. سخن از آداب سخن از ارتقای اجتماعی است. فرایندی از ارزش و ارزشگذاری است.

دکتر مبلغی در محور دوم سخنان خود به اهمیت «انصاف علمی» اشاره کرد. داشتن انصاف علمی از ضروریات آداب به‌شمار می‌آید و عنایت به آن در همه زمینه ­ها مهم و ضروری است اما، در عرصه پژوهش و آموزش ضروری­تر است و نبودِ آن بسیار مخل است؛ انصاف علمی بر محتوایابی نیز تأثیر می­گذارد و فضای ابداع و ابتکار را فراهم می­کند. بداخلاقی و بی‌اخلاقی در فضای دانش خیلی ضررش از بازار، خانواده و غیره بیشتر است.

این نظریه‌پرداز مطالعات تقریبی تأکید کردند که انصاف علمی، مقدمه انصاف اجتماعی است و بدون توجه به «اهمیت آداب» و «انصاف علمی» این مهم محقق نخواهد شد.

دکتر احمد مبلغی در بخش اصلی سخنان خود بر «ضرورت توجه به ساحت­های شکل‌گیری آداب پژوهش و آموزش در مطالعات تقریبی» اشاره کردند و آن را بر شش اصل استوار ساخت:

 ذکر منشأ دیدگاه

دیدگاه، حرف اصلی را در پژوهش و آموزش می­زند. باید توجه داشت در ذکر منشأ «دیدگاه» انصاف علمی را رعایت کنیم و به سرقت علمی دچار نشویم که نوعی بداخلاقی علمی است و اثرات منفی دارد. اصل صداقت در علم از جاهای دیگر مهم­تر است؛

نقل دیدگاه

نقل دیدگاه بسیار حساس است؛ نقل باید دقیق باشد و عین عبارت ذکر گردد. قیچی کردن عبارت امر معقول و صحیحی نیست؛

پذیرش دیدگاه

در پذیرش دیدگاه اگر دیدگاهی ذکر شد و حق بود، حتی از مذهبی غیر از مذهب خود باید آن را پذیرفت. مرحوم سید مرتضی در درس­های خود می­گفت: «آنچه در نفس من مطرح می­شود نسبت به رأی شافعی، بی­تعصب می­پذیرم». در پذیرش نباید تعصب‌آمیز عمل کنیم؛

وصف دیدگاه

وصف غیر از نقل است. وصف، متصف به اوصافی است که باید ذکر شود. ابعاد تاریخی، عمقی بودن و کارآمدی دیدگاه در وصف آن باید گفت. در خصوص کارآمدی دیدگاه ذکر این نکته مهم است که اگر به عنوان مثال خلأیی در فقه است زمانی که وصف دیدگاهی می­شود و تزریق می‌گردد کارآمدی و عملیاتی بودن دیدگاه خود را نشان می­دهد. مرحوم شهید صدر خانه­های خالی نظریه خود را با نظریات اهل سنت پر می­ کرد؛

نقد دیدگاه

در نقد باید منصفانه و بدور از تعصب و فضای تعصب – مهم­تر از تعصب است- عمل کرد همچنین مشخص کردن بنایی یا مبنایی بودن نقد حائز اهمیت است؛

به کارگیری دیدگاه

اگر می‌خواهیم برای امت نسخه بپیچیم این را باید در نظر بگیریم که امت تنها شیعیان و اهل سنت نیستند؛ بلکه همه افراد با مذاهب مختلف را در بر می‌گیرد و این نسخه باید مبتنی بر تبادل اندیشه‌ها باشد.

 

« قولي صواب يحتمل الخطأ و قول المخالف خطأ يحتمل الصواب»

 دکتر محمد عادل ضیایی، عضو هیأت علمی و مدیر گروه فقه شافعی دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران سخنان خود را این چنین آغاز کرد که مهمترین موضوع در بحث ادب اختلاف ضرورت رجوع به رفتار و کردار سلف صالح و نحوۀ تعامل آنان با همدیگر است. می‌توانیم شیوۀ ایشان را به‌عنوان مقتدای خود در نظر؛ مطمئناً این شیوه، می‌تواند ما را هرچه بهتر و مناسب‌تر در نهادینه کردن آداب اختلاف کمک کند. اگر به نسل طلایی که در صدر اسلام حضور داشتند توجه کنیم می‌بینیم که با وجود اختلافاتی با همدیگر در نهایت احترام متقابل امور را انجام می‌دادند.

اصل اولیه در احترام به دیگران توجه به «انسانیت» است؛ همه انسانند و انسان‌ها بنا بر طبیعت انسانی خود جایز‌الخطا و صواب هستند. امام مالک می‌فرمایند: همه انسان‌ها اشتباه می‌کنند و حرف درست هم می‌زنند و به تعبیری، کلام همه انسان‌ها أخذ می‌شود و رد هم می‌شود؛ سپس با اشاره به روضۀ پیامبر می‌گویند: « إلا صاحبَ هذا القبر...». بنابراین، اگر امکان خطا و صواب را برای انسان‌ها به عنوان یک مبنای اولیه بپذیریم، این امکان را هم خواهیم پذیرفت که هم خود ما و هم هم‌کیشان ما ممکن است اشتباه کنیم و دیگران هم احتمال خطا دارند؛ اگر این مبنا را نپذیریم نمی‌توانیم مدعی ادب اختلاف باشیم و اگر فردی مطلق‌نگر باشد نمی‌تواند ادب اختلاف را اجرا کند.

امام شافعی می فرمایند: « قولي صواب يحتمل الخطأ و قول المخالف خطأ يحتمل الصواب»: سخن و نظر من صواب است و احتمال خطا هم در آن می‌رود، نیز سخن و نظر مخالفِ من هم خطا است و البته احتمال صواب هم در آن است.  این سخن، شیوۀ تعامل با دیگری هم در پژوهش، هم در آموزش و هم در احترام اجتماعی با مخالف را به ما می‌آموزد. نمونه‌های زیادی در صدر اسلام بود که با وجود اختلافات بسیار با یکدیگر، احترام و آداب اختلاف را رعایت می‌کردند.

اختلاف یعنی وجود فهم‌های مختلف

دکتر عابدین مؤمنی، عضو هیأت علمی گروه فقه و حقوق دانشگاه تهران در این نشست گفتند: اختلاف میان مذاهب اسلامی همانند هر حوزه علمی مانند پزشکی، قضاوت، تدریس و ... نخستین اصل در رعایت ادب اختلاف، داشتن صلاحیت علمی است. اختلاف یعنی وجود فهم‌های مختلف که ممکن است وجود داشته باشد. منظور از ادب اختلاف روابط ارزشی و فرهنگی، بزرگوارانه و  با کرامت اسلامی در همه  عرصه‌های اسلامی با یکدیگر است.

وی گفت: جایی که بشر هست در کنار آن اختلاف هم هست. این اختلاف ایرادی ندارد اما نباید اختلاف را با نزاع اشتباه گرفت. از این‌رو ادب اختلاف یعنی نبود نزاع و درگیری. در موضوعات اختلافی ممکن است نسبت به سخنان همدیگر نیت سوء نداشته باشیم بلکه سخنان همدیگر را براساس اجتهاد خود درک کنیم اما این گونه نیست که حرف طرف مقابل همان باشد که ما درک و بیان می‌‌کنیم، شاید به گونه دیگری باشد. در واقع ما نباید براساس اینکه اجتهاد من این است سخنی را بار کنیم که کسی نتواند آن را تحمل نکند. 

وی درباره نفی و انکار حکم قطعی براساس اجتهاد شخصی و رد تکفیر از کتاب‌های المواهب السنیۀ میرزا مهدی اصفهانی، تهافت الفلاسفۀ از غزالی و تهافت‌التهاتف از ابن‌رشد مثال‌هایی آوردند و گفت: این اجتهادها  به کلام معصومان نیست بلکه اجتهاد به کلام انسان‌های عادی است پس به علت ویژگی‌های نفسانی و داشتن فهم‌های مختلف باید در تفسیر مطالب خود و صادر کردن حکم مواظب باشیم.

بسیاری از سخنانی که مسلمانان به یکدیگر نسبت می‌دهند درست نیست، زیرا ممکن است لزوماً تفسیر ما درست نباشد یا لزوماً تفسیر طرف مقابل درست نباشد. از این‌رو در نقل سخنان دیگری باید احتمال بدهیم که شاید دیدگاهش را نقل نکرده یا نفهمیده  باشیم و او را تکفیر کنیم. این امر به هیچ وجه وجاهت ندارد.

روی هم‌رفته باید گفت: در بیان آراء و اندیشه‌های دیگران به این توجه کنیم که آیا کسانی که چیزی به آنها نسبت می‌دهیم می‌پذیرند و برای آنها مستند است و اینکه سخنان طرف مقابل را درست نقل می‌کنیم و مستندات ما درست است؟ افزون بر این‌ها، آراء مذهبی، اجتهادی است، پس من که نظر خودم را درست می‌دانم باید احتمال درست بودن نظر طرف مقابل را هم بدهم. طرف مقابل هم که نظر خودش را درست می‌داند باید احتمال درست بودن نظر من را بدهد.

به طور کلی نباید با جزمیت و قطعیت سخن بگوییم و طرف مقابل را تخطئه و تکفیر کنیم. این‌ها قواعدی است که لازم است در کلاس‌های آموزشی و تدریس استادان دانشگاه مذاهب اسلامی رعایت شود.

 

آرشیو اخبار
سامانه پیامکی و ایمیل

بازگشت به ابتدا