خوانش هایدگر از روایت هوسرل در مورد حیث التفاتی نوشته دکتر محمد تقی شاکری

 

چکیده: هایدگر از ابتدا فهم پدیدارشناسی را با نقد هوسرل آغاز کرد و، در بیشتر نوشته‌های خود، از تأثیر آرای هوسرل بر اندیشۀ خود و وام داری‌اش به او سخن گفته است. وی که اصلی‌ترین مسئلۀ پدیدارشناسی را

روشن سازی معنای فلسفی خودش می‌دانست به شیوۀ «با هوسرل ضدّ او اندیشیدن » را مشخصۀ کار خود در توجه به پدیدارشناسی قرار داد. دیگر اینکه، آموزۀ حیث التفاتی هستۀ مرکزی پدیدارشناسی هوسرلی است

که میراث بزرگ و مهم برنتانو به شمار می آید. حیث التفاتی هوسرلی ناظر به این است که آگاهی معطوف به چیزی است و هر اندیشه و ایده روی به‌سویِ چیزی دارد. هایدگر، با فراروی از مباحث آگاهی، حیث التفاتی

را به تجربۀ زیسته گره زده و آن را در قالب «زندگی رو به‌سویِ چیزی » درمی آورد. این مقاله روایتی تحلیلی است از نقد و بازخوانی هایدگر از حیث التفاتی هوسرل و اینکه چگونه هایدگر، باتوجه‌به آثار استاد خود،

در درس گفتارها و نوشته‌های خود حیث التفاتی را بر مدار وجودشناختی مورد نظر خویش پیش می‌برد و در عین اینکه پیشروی او همراه با طرح هوسرل است ضدّ او نیز می اندیشد. نتیجۀ این بازاندیشی و بازخوانی

هایدگر این است که دازاین جانشین آگاهی می‌شود و حیث التفاتی مسیری برای فهمِ در- جهان - بودن دازاین شناخته می‌شود.

کلیدواژه‌ها: حیث التفاتی، شهود مقولی، وجود، دازاین، هوسرل، هایدگر.

 

لینک دسترسی به سایت مجله:  https://kj.sbu.ac.ir

بازگشت به ابتدا