یادداشت اختصاصی| نسبتِ «جنگ» و «خیابان»؛ بازخوانی راهبرد حضور با عبرت از تجارب تاریخی| دکتر سعید طاووسی، مدرس دانشگاه بینالمللی مذاهب اسلامی
حضور آگاهانه مردم در میدان و حفظ امنیت «خیابان»، از ابعاد گوناگونی واجد اهمیت است؛ نخست، بُعد رسانهای و تبلیغاتی است. دشمن این جنگ را با این ادعای واهی آغاز کرد که آشوبگران را به صحنه بازگرداند، اما برخلاف تصور آنها، نه تنها فتنهگران جرات حضور نیافتند، بلکه مردمی که پای کشور و باورهایشان ایستادهاند، میادین را فتح کردند.
این حضورِ مقتدرانه، دشمن را به خشم و استیصال کشانده است؛ تا جایی که شخصی مانند ترامپ از سرِ ناتوانی، حضور گسترده مردم در نقاط مختلف ایران را به «هوش مصنوعی» نسبت میدهد! هرچند حقیقت بر او و امثال نتانیاهو آشکار است. لذا، این حضور باید نه تنها در پایتخت و کلانشهرها، بلکه در تمام شهرها و شهرستانهای کوچک و بزرگ تداوم یابد؛ چراکه دشمن، «کلِ ایران» را هدف گرفته است و ما نیز موظف به صیانت از وجب به وجب این خاک هستیم.
بُعد دوم اهمیت حضور مردم، به تغییر شیوه جنگ بازمیگردد. امروز دشمن با پرهیز از درگیری زمینی، به حملات هوایی و موشکی بسنده کرده و چشمِ طمع به فتنه و آشوب داخلی دوخته است. اگر میدان و خیابان را خالی کنیم، عوامل نفوذی و وطنفروشان خلاء موجود را پُر کرده و امنیت شهرها را به خطر میاندازند. باید دانست که امنیتِ روانی رزمندگان ما -از آن کس که پای لانچر موشک است تا دلاوران نیروی دریایی، زمینی و پدافند- در گروِ آرامشِ خانه و خانوادهشان در شهرهاست. این مسئولیت خطیر بر دوش مردم است که با حضور خود، سدی در برابر سقوط و آشوب بسازند و به نیروی نظامی خویش این پیام را مخابره کنند: «با قوت قلب رو به دشمن بجنگ و تردید نکن؛ ما پشتِ سرت را محکم نگاه داشتهایم.»
این منطقِ «حفظ جبهه داخلی»، ریشه در عمق تاریخ اسلام دارد. در غزوه تبوک (آخرین پیکار رسول خدا ص)، ایشان به دلیل خطر فتنه منافقان در مدینه، برترین سردار و پرچمدار خود یعنی امیرالمؤمنین علی (ع) را بر خلاف تمام جنگهای پیشین، با خود نبردند و ایشان را مأمور حفظ و صیانت از پایتخت کردند. در پاسخ به این پرسش که «چرا پیامبر (ص) خود در شهر نماندند؟»، باید گفت شأن و جایگاه نبوی ایشان ایجاب میکرد که شخصاً فرماندهی سپاه را بر عهد بگیرید تا بزرگانِ قریشِ حاضر در لشکر، تمرد نکنند؛ اما از سوی دیگر ، با گماردن علی (ع) در مدینه، هر دو جبهه (دشمن خارجی و فتنه داخلی) را مدیریت کردند. در آن زمان نیز جریان نفاق با عملیات روانی سنگین مدعی بود که میان علی (ع) و پیامبر (ص) اختلاف افتاده یا ایشان از ترس جان به جنگ نرفته است! اما پیامبر (ص) با بیان «حدیث منزلت» (نسبت هارون به موسی)، تمامی این توطئهها را خنثی کردند. امروز نیز جریان نفوذ با کوچکانگاریِ حضور مردم یا ترساندن آنها از خطرات احتمالی، به دنبال تخلیه خیابانهاست؛ امری که هوشیاری مضاعف ما را میطلبد.
تجربه موفق دیگر در این زمینه، نبرد احزاب است. هنگامی که ۱۰ هزار سپاهی کفر مدینه را محاصره کردند و همزمان یهودِ «بنیقریظه» از پشتِ سر خنجر خیانت زدند، پیامبر اکرم (ص) راهبرد «حضور در خیابان» را برگزیدند. طبق منابعی همچون مغازی واقدی و طبقات ابنسعد، ایشان سپاهی ۵۰۰ نفره را مأمور کردند تا در میان محلات و خیابانهای مدینه گشتزنی کنند و با طنین بلندِ «تکبیر»، حضور قدرتمند جبهه حق را به رخ بکشند. همین حرکتِ میدانی باعث ایجاد خوف در دل بنیقریظه و ناکامیِ شبیخون و فتنه آنان شد.
امروز نیز خیابان، امتدادِ سنگر رزمندگان ماست. حضور ما، هم فتنه نفوذیها را خنثی میکند و هم ستون فقراتِ دفاعی کشور را در برابر دشمنِ خارجی مستحکم میسازد.
الگوی «حفظ میدان و خیابان»، صرفاً مختص نیروهای مسلح نیست؛ بلکه در تاریخ صدر اسلام، شاهد حضورِ مقتدرانهی نیروهای غیرنظامی و بهویژه بانوان در بزنگاههای حساس هستیم. در جریان غزوه خندق و همزمان با خیانتِ بنیقریظه، هنگامی که مردان در خط مقدمِ خندق مشغول نبرد بودند، امنیتِ درونی شهر و قلعهها توسط غیرنظامیان حفظ میشد.
یکی از درخشانترینِ این نمونهها، اقدام شجاعانهی بانو صفیه (س)، عمهی پیامبر اکرم (ص) است. در حالی که یکی از جاسوسانِ بنیقریظه برای فتنهگری و ارزیابیِ توانِ دفاعیِ لایههای درونی شهر، به محل استقرار زنان نفوذ کرده بود، بانو صفیه (س) شخصاً دست به کار شد و آن نفوذی را به هلاکت رساند تا پیامِ صلابت و بیداریِ لایههای درونی شهر را به گوشِ خائنان برساند. همچنین در روایات آمده است که در همان معرکه، وقتی یکی از مشرکان قصد داشت از نقاط ضعفِ دیوارهها عبور کرده و به جبههی داخلی شبیخون بزند، توسط جمعی از بانوانِ حاضر در صحنه زمینگیر و دفع شد.
حضورِ حضرت فاطمه (سلاماللهعلیها) در نزدیکی سپاه اسلام در نبرد خندق نیز، گواهی بر این مدعاست که جبههی حق، هیچگاه زن و خانواده را از صحنهی سرنوشتسازِ دفاع جدا نکرده است. این حضورِ همهجانبهی زن و مرد، درسِ بزرگی برای امروزِ ماست؛ منطقِ اسلام حکم میکند که در زمانهی جنگِ ترکیبی و فتنههای نفوذ، «زن و مرد» دوشادوش یکدیگر، حافظِ امنیت روانی و فیزیکیِ شهرها باشند. طبق این منطقِ منطبق بر سیرهی نبوی، خالی کردنِ میدان به معنای گشودنِ راه برای نفوذِ خائنان است؛ لذا حضورِ آگاهانهی خانوادهها در صحنه، همان سدِ استواری است که محاسباتِ دشمن را در اِشغالِ فضای ذهنی و عینیِ جامعه به بنبست میکشد.

نظر شما :