تهاجم به علم و کانون‌های علمی و آموزشی ایران؛ چرایی و علت‌شناسی| دکتر سلمان صفدری؛ عضو شورای راهبردی دانشگاه بین‌المللی مذاهب اسلامی

۱۹ فروردین ۱۴۰۵ | ۱۲:۳۶ کد : ۷۶۹ اخبار و رویدادها تازه ترین اخبار تهران و شعب
تعداد بازدید:۴۹
تهاجم به علم و کانون‌های علمی و آموزشی ایران؛ چرایی و علت‌شناسی| دکتر سلمان صفدری؛ عضو شورای راهبردی دانشگاه بین‌المللی مذاهب اسلامی

یکی از شاخص‌های جنگ اخیر علیه ایران تهاجم به مراکز علمی، آموزشی، دانشگاهی و مؤسسات پژوهشی و ویران‌سازی آن است. آیا با این اقدامات کاخ عظیم اندیشه و علم در ایران فروپاشی و ایران به عصر حجر اعاده می‌شود؟ ناظران بی‌طرف و متعهدان به اندیشه و علم در عصر جدید تماماً متحیرند چرا آمریکا به عنوان منادی آزادی و حقوق بشر و جامعه مدرن آنگاه که نقاب از چهره می‌گشاید و اوصاف بر آئینه حقیقت برملا می‌دارد، چنین مختصاتی از خود بروز می‌دهد. برای همگان این سؤال جامعه‌شناختی، روان‌شناختی و معرفتی مطرح می‌شود که علت و عامل چنین کنش غیرعقلانی و غیرهنجاری، که با تمامی اصول و معیارهای حقوق بشری، نظامات و ارزش‌های بنیادین انسانی در تعارض است از جانب ایالات متحده آمریکا به این سادگی تکرار و به آن مشروعیت داده می‌شود. پاسخ به این سؤال چهره‌ی حقیقی و ماهوی این جنگ و علت ایجاد و تداوم آن را آشکار می‌سازد و وجدان‌های آگاه جهانی را به قضاوت و داوری می‌خواند. 

پاسخ‌های متعددی می‌توان برای چرایی تهاجم به مراکز علمی ـ آموزشی و ویران‌سازی آن از طرف آمریکا از منظر جامعه‌شناختی، فلسفی و استراتژیک ارائه کرد که نیازمند بحث مفصلی است، اما در یک نگاه مقدماتی برخی از علل و بنیان‌های تهاجم به علم و اندیشه و دانش از جانب آمریکا را می‌توان در عناوین زیر مورد اشاره قرار داد: 

۱- عامل پیشرفت، آگاهی و ساخت ملت‌ها در عصر اطلاعات، علم و دانایی است. تهاجم به علم و مراکز علمی تیر به قلب دانایی و نور است و رهزنی از یک ملت در مسیر تکامل محسوب می‌شود. جز ویران‌سازی پایه‌های علم و پیشرفت در ایران، هدف دیگری برای آمریکا در تهاجم به مراکز علمی نمی‌توان تصویر کرد. 

۲- علم و اندیشه از نظر کارکردی هویت‌آفرین و معنا‌بخش بوده و قدرت شناختی و ادراکی را ارتقاء و بر ظلمت جهل، آفتاب روشنایی می‌تاباند. سؤال این است که مهاجمان به مراکز علمی ایران، چه فرهنگ، مکتب و تفکری را نمایندگی می‌کنند؟ بگذارید وجدان‌های آگاه و اندیشمندان بی‌طرف پاسخ گویند.

۳- هم خود علم قدرت است و هم علوم متفاوت مولّد قدرت هستند، علم از حقایق هستی راززدایی می‌کند و مسیر انسان به سوی دانایی و روشنایی را می‌گشاید و به یک ملّت برای بودن، اندیشیدن و تنفس عالمانه و آگاهانه اقتدار می‌بخشد. قدرتی که از چشمه‌های اندیشه آب می‌نوشد و بر صخره‌های بلند استقلال و دانایی می‌ایستد. تهاجم به علم یعنی ایجاد ارمغان جهل و ظلمت برای جامعه بشری که امروز مهاجمان علیه ایران آن را در (میدان عمل) ترویج می‌نمایند و نه در حوزه نظر. 

۴- آینده از آن علم‌اندیشان است، ایرانیان و تاریخ آن گویای این حقیقت است که ایرانی در سرتاسر عمر بشریت، داعیه‌دار فرهنگ، اندیشه و معرفت بوده است. گیاهان نورسته به تاریخ بشری که عمرشان کمتر از سه قرن است، بر درخت تنومند تاریخ علم و فرهنگ ایرانیان تیغ می‌زنند تا آینده را در انحصار آورند. غافل از آن‌که مه فشاند نور و اندیشه گل‌افشان می‌کند جان و ضمیر را و این سلسله در ایرانیان تا فردای بی‌نهایت مکرر است. 

۵- اندیشه نقاب از چهره حقیقت می‌گشاید و علم نقاد است و قدرت گفتمان‌سازی و خلق تئوری‌های نوین داشته و به انسان قدرت تحلیل و تبیین واقعیت‌های هستی و واکاوی و خردورزی می‌بخشد. در عین حال علم با کشف علل دردها، بیماری‌ها و مشکلات، رنج‌های بشری را تخفیف و آرامش بیشتری را برای بشر به ارمغان می‌آورد. تهاجم به انستیتویی که بیش از یک قرن تنها و تنها بر کاوش‌های علمی و مقابله با بیماری‌های خطرناک متمرکز بوده است و نابودسازی دستاوردهای آن، چه پیامی برای جامعه بشری خواهد داشت، انصاف دهیم و مقاومت کنیم و از ملامت و تهاجم نهراسیم.

۶- علم ماهیتاً انحصارشکن و نافی غلبه یک‌جانبه است، علم همچون اکسیژن جاری در رگ‌های حیات ذهنی و وجودی آدمی است و مرزها را شکسته و حقیقت را بازنمایی می‌نماید تا جامعه بشری را از برکات و کارکردهای خود برخوردار سازد. گویی آمریکا مسیر علم را یک‌طرفه می‌خواهد، همه برای آمریکا، همه در خدمت آمریکا و همه تسلیم در برابر علم آمریکایی. ایران اهتمام دارد که نمی‌خواهد از قانون انحصار و قرار گرفتن علم در پستوی استیلا و استعمار تبعیت کند. ایرانیان می‌خواهند مرزهای علم را درنوردیده، همگان از آن بهره‌مند شوند و به جهان بشری از طریق کاوش‌ها و دستاوردهای علمی خدمت نمایند، افسوس که این اصل اولیه و مقدماتی این‌گونه آماج تاخت‌و‌تازهای ویرانگر جنگ قرار گرفته است. 

۷- علم و دانایی عامل امنیت‌ساز، پایداری‌آفرین و استحکام‌بخشی به اجتماعات بشری است، آمریکا با تهاجم به علم در حقیقت امنیت یک جامعه مستقل را هدف قرار داده است تا بر احساس نگرانی ناشی از سستی پایه‌های اندیشه و فرسودگی رویکرد و گفتمان خود غلبه نماید. (استراتژی اول آمریکا) نسخه‌ای عجولانه و غیرتخصصی برای مداوای بیماری است که به‌جای مهندسی و مدیریت علل، با عوارض پدیده مقابله می‌کند و به‌جای بازکاوی علت مات شدن، مشت به صفحه شطرنج می‌کوبد تا ناکامی خود را انکار و یا صورت مسأله را پاک نماید. 

۸- علم، آگاهی و اندیشه نسل‌های آینده را می‌سازد و دانایی و توسعه یک جامعه را تسهیل و گسترش می‌بخشد. تهاجم به دانشگاه و مدرسه و قتل کودکان، اندیشمندان و متخصصان آن‌گونه که استاد جامعه‌شناس اسرائیلی توصیه می‌نماید: «فرزندان آن‌ها را بکشید به‌جای نابودی زیرساخت‌ها» به‌خوبی حقیقت و چرایی انتخاب راهبرد کشتن نونهالان، نوجوانان و نابودی علم و آموزش در ایران را برملا می‌سازد. در چارچوب این راهبرد، هدف نابودی و عقیم‌سازی جامعه از پرورش نسل‌هایی است که آینده ایران را می‌سازند و به عنوان ملتی پایدار استمرار تاریخی می‌بخشند. 

۹- علم برای آگاهان مژده آسایش و نوید رفاه و توسعه به ارمغان می‌آورد، اما برای کسانی که بشر را در چنبره تنگ تفکرات خود محبوس و محدود می‌خواهند، هراس‌آفرین است. چرا که علم نظام نظری و الگوی حکمرانی آنان را مورد تشکیک و تردید قرار داده و جهانی مبتنی بر تفکر انتقادی، آگاهی، رهایی، آزادی، کمال‌جویی و استعلاطلبی را امید می‌دهد. اساس استعمار، بر بی‌خردی و جهل استوار است و علم و اندیشه عامل بیداری و خودآگاهی است. می‌توان حدس زد چرا جامعه‌ی ایران این‌گونه کانون ویران‌سازی کسانی قرار گرفته که دهه‌هاست تفکر بشر را در زنجیر کرده‌اند. 

۱۰- علم و آگاهی به جامعه اعتمادبه‌نفس، پویایی، جنبش و میل به حرکت و کاوش در تمامی عرصه‌ها می‌بخشد. آیا جز این است که مهاجمان به ایران می‌خواهند با نابودی زیرساخت‌های علمی، آموزشی و دانشگاهی ایران، آن‌گونه که خود می‌گویند عاملان و حاملان ایده‌ی بازگشت دادن به عصر حجر برای جامعه آزاداندیش، دانا و توانای ایران باشند. آیا این رویکرد و استراتژی جز با نابودی علم، اندیشه، دانشگاه و تحقیق قابل حصول است؟ 


نظر شما :