یادداشت اختصاصی| قربانی، جنگ و تاسیس سیاست آینده ایران در میانه دیگری سازی و همگرایی دکتر اکبر محمدی؛ از اساتید مدعو دانشگاه بینالمللی مذاهب اسلامی
در این یادداشت تلاش شده است تا از امکان هایی که دو پدیده قربانی و جنگ در پیش روی ما قرارداده است سخن گفته شود. قربانی از سویی توانایی ایجاد پیوند های اجتماعی و گسترش فداکاری را دارد اما اگر قربانی تبدیل به توتم درون گروهی شود تنها همبستگی درون گروهی افزایش می یابد و موجب تشدید تنش با دیگری می شود.
جنگ فعلی مختصاتی از خود به نمایش گذاشته است که آن را همچون لحظه های انقلاب ساخته است. یکی از مهم ترین ویژگی انقلاب ها کنش گری همگان برای غایات همگانی است. کنش ورزی همگانی نیازمند نهادهایی همه گیر است که امکان مشارکت عمومی را مهیا سازد. در صورتی که مشارکت در مناسک قربانی به امر همه گیر مبدل شود و نهادهای لازم برای کنشگری و همیاری عمومی شکل بگیرد آینده سیاست در ایران به سوی زایش گری و تاسیس مجدد سیاست خواهد رفت اما در غیر این صورت باید شاهد نحوی از استبداد فرقه ای و تشدید تنش خیابانی باشیم.
الف – قربانی و امکان همگرایی
در اولین ساعات عملیات رهایی ایرانیان! مدرسه دخترانه میناب هدف حمله قرار گرفت با گذر دقایق و ساعات اولیه، گزارش کشته های مدرسه میناب دست به دست میشد و اذهان را دچار پرسشی ساده و ابتدایی کرد:« بای ذنب قتلت» به کدامین گناه؟ موشک فرود آمده بر مدرسه اولین موج تخریب و واسازی شاکله های ذهنی از بت وارگی های رسانه ای بود. دختران مدرسه میناب عالی ترین سطح بسیط بودگی یک موقعیت اخلاقی را به چشم می آورند که در آن شرارت خود را به تمامه عریان می سازد و قربانیان این شرارت از جایگاه یک قربانی ساده به قربانی والا فراروی می یابند و در آن موقعیت وظیفه تذکر، استیضاح ودعوت جامعه را بر عهده خواهند گرفت. قربانی و خون مکانیزمی را در حیات اجتماعی ایجاد میکنند که به واسطه ی آن بخشش، فداکاری و پیوند های جمعی شکل میگیرد. این عملکرد قربانی چگونه شکل می گیرد؟
قربانی واسطه ی انتقال قدس و ارزش های متعالی از جهان لاهوتی به جهان ناسوتی است این ارتباط ابتدا از طریق تهذیب و والایش و پیرایش قربانی صورت میگرد، قربانی ابتدا باید پاک شود، منزه شود و سپس به بارگاه قدس منتقل گردد. قربانی پس از مناسکی خاص، پاک و منزه شده و آماده انتقال از عالم مادی به عالم قدسی می شود. در عالم انسانی نیز قربانی یا شهید تطهیر می گردد، این تطهیر معمولا با والایش و پیرایش نفسانی صورت می پذیرد، فرد تنها در صورتی به مقام قربانی می رسد که بتواند از امر مادی رهایی جسته و بدن خود را آزاد کند او باید بتواند در بدن خویش گسست ایجاد کند و خودی جدید و آزاد بیابد. تنها در موقعیت آزادی است که امکان رهایی از بندهای مادی برای قربانی مهیا می گردد. پس در عالم انسانی قربانی کسی است که نفی تعلقات دم دستی را انجام داده و از امور مادی رهایی یافته و با استعلایابی از امور جزئی خود را به عالم امور محض و مطلق رسانده است.
حلاج نمونه والای قربانی است او تنها زمانی به موقعیت قربانی دست یافت که «جز انا الحق مینرفتش بر زبان»؛ موقعیت حق یا مطلق همان موقعیت آزادی است، قربانی سوژه ای به تمامه آزاد است، این آزادی به معنای نفی تعلقات در معنای سلبی و دست یابی به معانی محض در معنای ایجابی است. سوژه قربانی با نفی تعلقات امکان قربانی شدن می یابد و با ورود به عالم قدس رابط میان عالم مادی و عالم قدسی می شود. قربانی زین پس به مثابه سروشی است که معانی محض و غایی را از عالم قدسی به عالم دنیوی منتقل می کند این انتقال به واسطه سروشی غیبی صورت نمی گیرد بلکه به واسطه تامل در موقعیت قربانی ممکن می شود.
هرچه قربانی به شکل عام تری کشته شود امکان همذات پنداری نیز گسترده تر می شود. اگر قربانی یک کارگر باشد که در راستای ارزش های طبقه کارگر و یا اتحادیه کارگری قربانی شده باشد تنها می تواند در موقعیتی که ارزش های او بسط پیدا میکند حس همذات پنداری را گسترش دهد یا اگر یک بت پرست در راستای خشنودی بت قبیله خود قربانی شود، تنها در مرزهای قبیله خود است که می تواند همذات پنداری را ایجاب کند. مراد از «موقعیت عام قربانی شدن» وضعیت بسیط اخلاقی است؛ وضعیت که در آن «این» و «آن» اخلاقی وجود نداشته باشد و خیر و شر در بساطت حضور داشته باشند. موقعیت مدرسه میناب را به چشم بیاوریم در یک سو بزرگ ترین ارتش دنیا و در سوی دیگر کلاس درسی از کودکان. چنین موقعیتی، موقعیت عام قربانی شدن را ایجاد میکند و موقعیت عام قربانی شدن امکان فراروی از تمامی مرزهای خونی و خاکی را مهیا میسازد.
«قربانیکردن خود» عملی است که پایان و آغاز حیات را به دنبال دارد؛ پایان حیات فردی و آغاز حیات جمعی. قربانی به واسطه خون، شکافی در آسمان ایجاد می کند که امکان انتقال معانی و ارزشها از عالم لاهوتی را مهیا می سازد. معمولا پس از آیین های قربانی بدن قربانی به مثابه نذر میان مومنان تقسیم می شود و با بهره مندی از بدن قربانی، دیگر مومنان می توانند در امر مقدس سهیم شوند. امر مقدسی که به واسطه قربانی در اختیار همگان قرار داده شده است نسبت عرضی و طولی را بر می سازد. نسبت عرضی میان مومنان و نسبت طولی با ارزش یا امر مقدس. نسبت با امر مقدس نیازمند پاکی و طهارت قربانی است، قربانی این وضعیت را به واسطه بسیط بودگی وضعیت اخلاقی انجام می دهد. عالم قدس نمایانگر امر کلی است، نماینگر جهانی جاودان و لازمان. پس قربانی دریچه های امر لازمان و کلی را می گشاید، با گشایش این دریچه ها نسبت عرضی نیز مهیا می گردد. نسبت عرضی بازشناسایی دیگری در مقام عشق است. قربانی خود را فدای دیگری کرده است و مبادله ای یک طرفه به انجام رسانده است، وجدان دیگری توسط عمل فداکاری به استیضاح کشیده می شود. قربانی با عمل فداکاری خود، دیگران را نیز دعوت به چرخه فداکاری میکند، با عمل فداکاری است که امکان ساخت جامعه ای نوین مهیا می گردد.
چرخه فداکاری جهت تداوم خود نیازمند نهادهای اجتماعی است که مناسبات اجتماعی را بر مبنای فداکاری ترویج کنند. نهادهای اجتماعی -مذهبی باید چنین خاصیتی داشته باشند اما برخی هیئت ها و مساجد طی سال های اخیر درگیر رویه ی خاص گرایی و فرقه گرایی شده اند. چنین رویه ای نه تنها برای نهادهای مذهبی بلکه رویه ای عام برای کلیت ساختار اجتماعی ایران است. توضیح دگردیسی همبستگی عام گرایانه ابتدای انقلاب به همبستگی خاص گرایانه امروز را باید در تقاطع منطق بازاری شدن جامعه و سیاست های هویت گرایانه جستجو کرد.
نهادهای اجتماعی در صورتی که دعوت قربانی را در نیابند، قربانی را از موقعیت عام آن منفصل کرده و به یک توتم قبیله ای (حزبی) مبدل می کنند. در این صورت چرخه فداکاری متوق شده و قربانی خود به موقعیت نقیض خویش مبدل می گردد. قربانی که بنا بود همگرایی و عشق میان همگان را بر اساس چرخه فداکاری ممکن کند حال خود به دال مرکزی دوست و دشمن بدل می شود این برسازندگی دال از آن جهت است که قربانی به واسطه نهادها و گفتارهای غیر همه گیر از موقعیت عام خود تهی می گردد. به روشنی سخن بگوییم: شعارها و گفتارهایی که دشمنی را در درون مرزها می جویند امکان بهره مندی همگان از دعوت قربانی را سلب کرده و او را همچون توتم قبیله ای محبوس خواهد کرد. چه بسا بمباران مدرسه میناب اذهان بسیاری را دچار واسازی کرده باشد. این اذهان صرفا نیازمند فضا و محیطی هستند تا بتوانند در مناسک فداکاری که قربانی تدارک دیده است مشارکت کنند. با حزبی و فرقه ای کردن قربانی این مشارکت سلب میشود.
ب- جنگ و تاسیس گری
آرنت یکی از مشخصه های بارز شباهت جنگ ها و انقلاب ها را خشونت بیان می کند. در انقلاب ها سوژگان انقلابی به موقعیت آزادی دست می یابند و این موقعیت امکان تاسیس گری، زایش گری و خلق امر نو را ممکن می سازد. موقعیت آزادی برای آرنت کاملا نهادی است بدین معنا که کنشگرانی در فضای عمومی بر اساس شورا و مشورت به اراده ورزی عمومی بپردازند. جنگ ها معمولا رویه ای خلاف انقلاب ها دارند:سلسله مراتب ارتش در جنگ ها حکم فرماست، ترس، دلهره و اضطراب فراگیر از مرگ وجود دارد و در یک کلام خشونت اولین سخنگوی جنگ است. حال اگر جنگی بیش از آنکه به جنگ ها شباهت داشته باشد یادآور موقعیت انقلاب ها باشدآیا می توانیم از جنگ به عنوان لحظه آغاز گری مجدد سخن بگوییم؟ جنگ در ایران چنین موقعیتی دارد، لحظه خروش جمعی، فداکاری های همه گیر، لحظه سلحشوری و فداکاری جان است. حضور مردم در خیابان، یاری رسانی و امدادگری به مجروحان و بی خانمان ها و هزار شکل دیگر از یاریگری در این ایام به یادآورنده عصر تقوای انقلابی در انقلاب ها است.
مواجه حماسی با جنگ به مواجه یک ملت با مرگ بازمیگردد، ملتی که با عاشورا و شاهنامه به بلوغ رسیده است ترسی از مرگ ندارد. «مرگ اگر مرد است، گو نزد من آی، تا در آغوشش بگیرم، تنگ تنگ». چنین مواجه ای با مرگ است که زایش حماسه را از دل جنگ ممکن می سازد و در زمانه جنگ وقتی زایش گری، اراده ورزی و خلق امرنو مشاهده می شود بدین معنا است که با جنگی در معنای انقلاب مواجه هستیم. کافیست برای درک این معنا به مقایسه صحنه حضور مردم در ایران و اسرائیل نظاره کنیم. در اسرائیل مردمانی را مشاهده میکنیم که با هر آژیر سراسیمه و با اضطراب راهی پناهگاه ها می شوند و در ایران مردمی را مشاهده میکنیم که برای کمک رسانی، امدادگری و هر نوع یاریگری دیگری به همشریان خود در حال تشکل یابی و ساخت جماعت ها هستند.
برخی از نهادها از پیش بر کوس تفرقه و دیگری سازی می کوبیدند و موجب قطبی شدن و تشدید نفرت پراکنی در جامعه شده اند. حال با واگذاری خیابان به چنین نهادهایی تضاد داخلی و بیان های اختلاف زا رشد میکند و تنش های موجود را مجددا شعله ور خواهد کرد این در حالی است که دشمن خارجی نیز با آگاهی کامل از وجود تنش های مذکور و با دست گذاشتن بر گسست های اجتماعی سعی در ایجاد جنگ شهری و داخلی دارد. لازم است تا نهادهای مذکور مرزهای دوست و دشمن خویش را جا به جا کنند و حتی نهادهایی همه گیرتر به واسطه فضاهای عمومی همچون مدارس و دانشگاه ها شکل بگیرد تا امکان همیاری در شکل گسترده آن ممکن گردد. در این صورت جنگ به مثابه یک انقلاب که در آن امکان کنشگری همگان برای همگان مهیا است ظهور می یابد و موجب آغازگری جدیدی در سیاست می شود.
ج- تشدید تنش یا احیای سیاست انقلابی
قربانی و جنگ برسازنده امکان هایی پیش روی ما هستند که باتوجه به مواجه ی ما با این دو پدیده افق هایی گشوده و امکان هایی فروبسته میشوند. قربانی اگرچه در کارکرد خود موجب بخشش و فداکاری میشود و با دعوت دیگران به چرخه فداکاری ساخت نظام اجتماعی را ممکن می سازد اما نکته اساسی در مورد وضعیت فعلی ایران آن است که چرخه فداکاری نباید درون مرزهای یک گروه اجتماعی محدود بماند، خیابان نباید صرفا در اختیار یک نوع کلام و شعار و گفتار باشد، با گفتارهای عام و درهای بازتر، بدون رجز خوانی و تسویه حساب با دیگران اجازه دهیم دیگران با ادبیاتی هرچند متفاوت در چرخه فداکاری حضور بیابند در غیر این صورت با گروه اجتماعی سرروکار داریم که قربانی را به توتم خود مبدل کرده و به واسطه آن همبستگی درون گروهی افزایش یافته اما تشدید تنش با گروه های اجتماعی دیگر نیز افزایش خواهد یافت. چنین موقعیتی برسازنده جامعه نخواهد بود بلکه دیگری سازی و قطبی سازی جامعه را در پی خواهد داشت.
در صورتی که گروه های اجتماعی بدون نهادمندی اجتماعی با گفتارهای متعارض در مقابل یکدیگر قرار بگیرند آینده ایرانِ پسا جنگ به روشنی به سوی نحوی از استبداد فرقه ای و یا درگیری های خیابانی پیش خواهد رفت. اما فرصت جنگ و هم سرنوشتی همگان در امر مرگ امکانی برای مشارکت فعالانه در حیات و زندگی ایجاد کرده است. تنها لازم است به واسطه فضاهای عمومی امکان مشارکت همگانی در همیاری مهیا شود. مشارکت عمومی در فرایند همیاری باعث شکل گیری نهادهای اجتماعی می شود. نهادهای اجتماعی نیز از طریق سازوکار غیر سلسله مراتبی و به وسیله شورا و گفتگو اداره میشوند. تثبیت نهادهای اجتماعی و فرم شورا و گفتگو در پسا جنگ تداوم خواهد پذیرفت و زایش گری و تولد مجدد سیاست در بستر همگانی را ممکن می سازد.
جامعه ایران حداقل از 1401 بدین سو به جای گفتگو دچار تسویه حساب های خیابانی است. هر دو گروه قصد حذف و طرد دیگری را دارند جنگ رمضان توانایی تنزیه آگاهی جمعی ایرانیان را دارد. هر گروه اجتماعی جمعیتی میلیونی و فراگیر دارد باید تامل کنیم که چگونه می توانیم در کنار یک دیگر و بدون حذف و طرد یک دیگر زیست کنیم. این مهم در اولین آزمون خود می تواند از طریق نهادهای همیاری آزموده شود.
دکتر اکبر محمدی، دکتری جامعهشناسی، از اساتید مدعو دانشگاه بینالمللی مذاهب اسلامی

نظر شما :