یادداشت| پیام نوروزی ۱۴۰۵ آیتالله سید مجتبی خامنهای، رهبر معظم انقلاب؛ گفتمان امید و استمرار| دکتر علی ابراهیمی
پیام نوروزی سال ۱۴۰۵ رهبر انقلاب اسلامی نهتنها متنی آیینی برای آغاز سال نو، بلکه بیانیهای گفتمانی درباره بازتعریف هویت جمعی ایران در دوران پس از یک سال بحرانی بود؛ سالی که با سه جنگ نظامی و امنیتی، شهادت رهبر انقلاب و همزمانی عید فطر و نوروز همراه شد.
لذا پیام نوروزی سال ۱۴۰۵ ویژگیهایی دارد که آن را از نمونههای پیشین متمایز میسازد. سال ۱۴۰۴، مطابق با آنچه در متن به آن اشاره شد، با سه جنگ نظامی و امنیتی، شهادت رهبر انقلاب و بحرانهای پیدرپی در حوزههای دفاعی و سیاسی همراه بود.
در چنین شرایطی، پیام نوروزی جدید در مقام نخستین سخن رسمی سومین رهبر انقلاب پس از بحرانها، کارکردی فراتر از تبریک سال نو پیدا میکند: متنی است برای بازسازی وحدت ملی، مشروعیتسازی سیاسی و آرامسازی فضای اجتماعی.
از منظر تحلیل گفتمان، چنین متونی فرصتهایی برای مشاهده سازوکارهای تولید معنا در سطح سیاسی–فرهنگی فراهم میکنند. لذا با تمرکز بر مفاهیم کلیدی نظریه تحلیل گفتمان مانند «دال مرکزی»، «منطق همارزی و تفاوت» و «هژمونی»، میکوشیم نشان دهیم که پیام چگونه هویت «ملت ایران» را در نظم معنایی جدیدی جانمایی میکند.
بررسی گفتمانهای رسمی در ایران معاصر، بهویژه در موقعیتهای بحرانی، نشان میدهد که متون رسمی معمولاً نقش تثبیتکننده معنایی در برابر تهدیدات خارجی و بحرانهای درونی دارند. پژوهشهایی در حوزه مطالعات گفتمان سیاسی نشان دادهاند که گفتمان رسمی جمهوری اسلامی در بزنگاههای بحرانی بر دو محور مقاومت و معنویت تأکید دارد.
متن پیش رو مبتنی بر تحلیل گفتمان کیفی است و از منطق تفسیرگرایانه پیروی میکند و داده مطالعه به دلیل عدم دسترسی سایر گفتارها و نوشتارهای گوینده متن، صرفاً متن کامل پیام نوروزی ۱۴۰۵ است. در همین راستا سه سطح تحلیل به کار گرفتهشده است:
1. تحلیل زبانی و واژگانی: شناسایی بسامد دالهای کانونی مانند شهید، ملت، نوروز، دشمن، عزاداری، امید.
2.تحلیل دلالتی (معنایی): بررسی روابط بین دالها در قالب زنجیرههای همارزی/تفاوت.
3.تحلیل ایدئولوژیک: تبیین نحوه شکلگیری پروژه ملت ایران و منطق ضدیت بین اردوگاه «ما» و «آنها».
همچنین ملاک اعتبار یافتهها، همخوانی الگوهای معنایی با نظریه تحلیل گفتمان بخصوص نظریه لاکلائو و موفه و انسجام درونمتنی است.
لاکلائو و موفه (Laclau & Mouffe, 1985) در کتاب هژمونی و استراتژی سوسیالیستی نظریهای از سیاست بهمثابه «مبارزه بر سر معنا» ارائه کردند. در این نظریه به مفاهیم کلیدی مانند دال تهی و دال مرکزی (دالی که سایر معانی حول آن جمع میشود و معنای آن از طریق روابط تفاوت و همارزی ساخته میشود)، زنجیره همارزی (پیوند میان دالهای ناهمگون برای تولید وحدت معنایی)، منطق اختلاف و ضدیت (هر گفتمان هویت خود را در مقابل دیگری تثبیت میکند) و پروژه هژمونیک (فرآیند تسلط موقت معنایی بر عرصه اجتماعی در واکنش به بحران) پرداختهشده است. از این دیدگاه، هر متن محصول رقابت بر سر دلالتهاست و گفتمانها دائماً برای تثبیت معنای خود در میدان مبارزه قرار دارند. این نظریه ابزاری برای فهم پویایی معنایی متون نظیر پیامهای رهبران یا سخنرانیهای آنان است.
همانگونه که ذکر گردید این گفتار در سه سطح تحلیل زبانی، معنایی و ایدئولوژیک سامان دادهشده است. در ابتدا به تحلیل زبانی میپردازیم
سطح زبانی: واژگان هستهای و کانونهای معنایی
یافتهها نشان میدهد در سطح واژگان، متن بر کلمات کانونی زیر تمرکز دارد: «جنگ»، «امنیت»، «شهید»، «رهبر شهید»، «نوروز»، «عید فطر»، «ملت ایران»، «خانواده شهدا»، «امید» و «زندگی».
تکرار این واژگان شبکهای از دلالتها میسازد که مخاطب را از فضای نظامی به فضای اجتماعی و سپس به فضای عبادی منتقل میکند. در این سطح، واژگان دارای دو کارکرد؛ مشروعسازی محور مقاومت از طریق یادکرد جنگها و معنابخشی به امر اجتماعی نظیر نوروز، ازدواج، دیدوبازدید از طریق ارجاع به ارزشهای دینی است.
در سطح دلالتی (زنجیرههای همارزی و تفاوت) و بررسی معناشناختی متن، دو منظومه معنایی آشکار میشود:
دالهای زنجیره «ما» (گفتمان مقاومت–زندگی): ملت ایران، شهدا، رهبر شهید، رزمندگان، دولت، عید فطر، نوروز، خانوادهها و ازدواج. این مجموعه دالها با یکدیگر پیوند همارزانه یافتهاند؛ از قهرمان تا خانواده عادی، از شهادت تا زندگی روزمره. درنتیجه این پیوند تصویری از جامعهای معرفی و نشان داده میدهد که همزمان عزادار و امیدوار است.
دالهای زنجیره «دیگران» (گفتمان تهدید و تهاجم) قرار دارد: دشمن صهیونی، حمایت آمریکا، جنگ در میانه مذاکرات، تهاجم به مرزها.
این زنجیره با ایجاد دوقطبی، گفتمان اصلی را از طریق مرز گذاری تحکیم میکند. منطق ضدیت در اینجا به کار میافتد تا هویت «ملت واحد» از رهگذر تمایز با دشمن تثبیت شود.
در سطح گفتمانی متن تلاشی آگاهانه برای حل تنش میان دو وضعیت احساسی یعنی «عزا» و «شادی» است. در همین رابطه راهحلی که پیشنهادی شده عبارت است از مشروعیتبخشی به شادی در چارچوب احترام به شهدا. بدین معنا که مردم میتوانند آیینهای نوروزی را با نیت دعا برای شهدا و یادکرد رهبر شهید برگزار کنند.
این حرکت نشانهای از پالایش گفتمانی است؛ یعنی جذب تضاد درون ساختار گفتمان از طریق بازتعریف حد میانهای میان دو قطب متعارض. چنین رویکردی، از منظر تحلیل گفتمان، تلاشی برای جلوگیری از گسست معنایی و حفظ ساختار معرفتی جامعه است.
در سطح ایدئولوژیک و در پی بحران سیاسی و عاطفی ناشی از شهادت رهبر انقلاب و بروز جنگ، جامعه نیازمند بازتعریف معنای زندگی جمعی بود. پیام نوروزی با تکیهبر دالهای وحدتبخش (ملت، شهید، نوروز) این خلأ معنایی را پر میکند و نوعی پیوستگی نمادین میان گذشته و آینده میسازد. درنتیجه، پیام بهمنزله پروژهای معرفتی ظاهر میشود که هدف آن تثبیت معنای جدیدی از مقاومت است؛ مقاومتی که از مرز میدان جنگ فراتر رفته و در حوزه زندگی روزمره، ازدواج، دیدوبازدید و نوروز تحقق مییابد.
در پایان؛ یافتههای تحلیل نشان میدهند که زبان پیام نوروزی با دو سطح از استراتژی گفتمانی عمل میکند. نخست استراتژی بازسازی سیاسی که از طریق یادآوری تهدیدها و پیروزیها، پیام مشروعیت دولت و نظام را بازتولید میکند و دوم استراتژی آرامسازی فرهنگی که از طریق تلفیق نمادهای مذهبی و ملی، بشارتدهنده نوعی اطمینان بخشی بعد از بحران ایجادشده است. ترکیب همزمان این دو سطح موجب میشود گفتمان رسمی، تصویری از جامعهای بسازد که در عین تحمل فقدان، به راه خود ادامه میدهد و به عبارتی امیدوار به آینده است.
از سوی دیگر، دوقطبی «ما (گفتمان مقاومت–زندگی)/آنها (گفتمان تهدید و تهاجم)» که از ویژگیهای ذاتی گفتمانهای سیاسی است، در این متن با بار عاطفی شدید (سوگ و عشق) همراه شده است. این امر سبب میشود که پیام از جنبه عاطفی، مؤثرتر از متون صرفاً سیاسی عمل کند.
بر این اساس پیام نوروزی سال ۱۴۰۵ را میتوان کوششی برای مفصلبندی مجدد نظم معنایی پس از بحران دانست. در این پیام، دالهای مرکزی چون شهید، ملت، نوروز، عید فطر و سه جنگ بهگونهای کنار هم قرارگرفتهاند که نظام معنایی «زندگی در دل عزا» را تثبیت میکنند. پیام در عین بازخوانی گذشتهای خونین، از مردم میخواهد به زندگی بازگردند و این بازگشت را نوعی وفاداری به راه شهدا تلقی کنند؛ بنابراین، پیام نهفقط بازتابدهنده احساسات عمومی، بلکه کنش گفتمانی فعالی برای تولید امید، استمرار و همبستگی ملی است.
همچنین جنگ بهمثابه «منطق ضدیت» (ترسیم مرزهای هویت) معرفی میگردد، به عبارتی در این متن، جنگ ابزاری است که «ما» (ملت ایران) را از «آنها» (ائتلاف صهیونی-آمریکایی) جدا میکند. استفاده از تعابیر «جنگ تحمیلی دوم» و «جنگ تحمیلی سوم» صرفاً توصیف زمانی نیست، بلکه تلاشی برای پیوند دادن رخدادهای سال ۱۴۰۴ به حافظه تاریخی «دفاع مقدس» است. با این کار، جنگهای اخیر از یک درگیری نظامی ساده به یک نبرد میان حق و باطل ارتقا مییابند و بستر بینالمللی پیدا میکند. همچنین جنگ بهمثابه لحظهای معرفی میشود که در آن ماهیت دشمن، حیلهگری در میانه مذاکرات، آشکارشده است؛ بنابراین، جنگ در این گفتمان، نقش «آگاهیبخش» و «مرزبند» را دارد.
همچنین نگاه متن به پساجنگ نیز قابلتأمل است آنگاهکه پساجنگ را بهمثابه «تثبیت هژمونی» (بازگشت به نظم و هویت اسلامی- ایرانی) معرفی مینماید. دوران پساجنگ در این متن، نه به معنای پایان درگیری، بلکه به معنای دوران تثبیت معنای پیروزی و شهادت است. متن تلاش میکند «لحظه جابجایی» ناشی از سه جنگ و شهادت رهبر انقلاب را به یک «نظم جدید» تبدیل کند. پساجنگ در اینجا با دالهایی مثل «امنیت تثبیتشده» و «عظمت نظام» تعریف میشود. همچنین «شهید» از یک سوژه نظامی به یک ناظر اجتماعی تبدیل میشود. اینکه گفته میشود «نوعروسان با دعای رهبر شهید به خانه بخت بروند»، یعنی «روح و ارزشهای جنگ» باید در خصوصیترین زوایای زندگی یعنی ازدواج و شادی جاری باشد.
درنهایت یکی از پیچیدهترین بخشهای این متن، نگاه به وضعیت فعلی بهعنوان ترکیبی از سوگ (عزا) و زندگی (نوروز) است. گفتمان فعلی در این متن، «شادیِ خالص» را طرد میکند و بهجای آن «شادیِ مسئولانه» یا «شادیِ در سایه عزا» را مینشاند. این یعنی قرار گرفتن در موسم عید نباید به معنای فراموشی جنگ باشد، بلکه باید به معنای ادامه زندگی به بهای خون شهیدان فهم شود. همچنین تأکید بر دیدوبازدید، ازدواج و صلهرحم نشاندهنده این است که ثابت کند دشمن در هدف اصلی خود یعنی فروپاشی اجتماعی، سیاسی و توقف زندگی در ایران شکستخورده است. «نوروز» در اینجا دالی است که پیروزی ملت در موقعیت فعلی را از نظر فرهنگی نمایندگی میکند. پیام با مرور پیروزیها، عملاً به مخاطب میگوید که سیستم قدرت عبور از سختترین بحرانها را دارد و از این جنگ با قدرت خارج خواهد شد.

نظر شما :