یادداشت| تأملی بر قدرت روایت در زمان جنگ (نبردی که در ذهن‌ها جریان دارد)/ دکتر نسیم عربی (عضو هیأت علمی دانشگاه بین‌المللی مذاهب اسلامی)

۰۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۱۱:۴۶ کد : ۷۸۸ تازه ترین اخبار تهران و شعب
تعداد بازدید:۱۰

در جنگ، همیشه همه‌چیز در میدان نبرد تعیین نمی‌شود. نیمهٔ دیگر، «نبرد بر سر معنا» است؛ نبردی که در ذهن مردم، در تیتر خبرها و در شبکه‌های اجتماعی جریان دارد. هر جنگی دست‌کم دو روایت دارد: روایتِ متهاجم و روایتِ مدافع. در این میان، رسانه‌ها حامل و بازتولیدکنندهٔ این روایت‌ها هستند. آن‌ها نه‌فقط اطلاعات را منتقل می‌کنند، بلکه با انتخاب واژگان، زاویهٔ دید، ترتیب خبرها و حتی سکوت دربارهٔ برخی رویدادها، معنا می‌سازند. از منظر نظریه‌های ارتباطات، این همان کارکرد «چارچوب‌بندی» است: رسانه با تعیین چارچوب تفسیر، به مخاطب می‌گوید چگونه دربارهٔ یک رویداد فکر کند.

روایت جنگ برای همه یکسان عمل نمی‌کند:

برای اقشاری که مستقیماً در معرض پیامدهای اقتصادی جنگ هستند، روایت‌هایی که بر «امنیت»، «تهدید بیرونی» یا «ضرورت تحمل سختی‌ها» تأکید می‌کنند، می‌تواند پذیرش دشواری‌ها را افزایش یا کاهش دهد.

قشر میانه و طبقهٔ متوسط، معمولاً مصرف‌کنندهٔ فعال رسانه‌های متنوع است. تضاد روایت‌های داخلی و خارجی، یا رسمی و غیررسمی، می‌تواند به شکل‌گیری تردید، قطبی‌شدن یا حتی کنشگری انتقادی منجر شود. گاهی تنوع رسانه‌ای نه به حقیقت، بلکه به تقویت سوگیری‌های قبلی منجر می‌شود؛ جایی که افراد فقط روایتی را می‌شنوند که دوست دارند باور کنند.

در میان جامعهٔ دانشگاهی، مسئله صرفاً پذیرش روایت نیست، بلکه تحلیل روایت است. دانشگاهیان اغلب به دنبال کشف مفروضات پنهان، منافع ساختاری و سازوکارهای قدرت در پشت هر روایت‌اند. با این حال، حتی این قشر نیز از تأثیر عاطفی تصاویر و زبان احساسی مصون نیست.

در چنین شرایطی، دانشگاه صرفاً ناظر بی‌طرف نیست. مسئولیت آن را می‌توان در سه سطح تعریف کرد:

1. ارتقای سواد رسانه‌ای: آموزش مهارت تحلیل منبع، تشخیص سوگیری و ارزیابی داده‌ها.

2. تولید دانش انتقادی: بررسی علمی سازوکارهای پروپاگاندا، عملیات روانی و مدیریت افکار عمومی.

3. ایجاد فضای گفت‌وگوی عقلانی: مقابله با قطبی‌سازی از طریق گفت‌وگوی مبتنی بر داده و استدلال.

برای جامعهٔ دانشگاهی، مسئله صرفاً این نیست که «کدام روایت درست است»، بلکه این است که چگونه روایت ساخته می‌شود، چه کسی از آن سود می‌برد و چه تأثیری بر ساختار قدرت و بافت اجتماعی می‌گذارد. درک این سازوکار، نخستین گام برای حفظ عقلانیت در جامعه در زمانه‌ای است که احساسات، سریع‌تر از حقیقت حرکت می‌کنند. پس همگی مراقب باشیم...


نظر شما :