یادداشت| ضرورت بازنگری در پروژه همزیستی میانمذاهبی در دورۀ پساجنگ/ دکتر سید جلال محمودی (عضو هیأت علمی گروه تاریخ دانشگاه بینالمللی مذاهب اسلامی)
ضرورت بازنگری در پروژه همزیستی میانمذاهبی در دورۀ پساجنگ
نویسنده: سید جلال محمودی
(عضو هیأت علمی گروه تاریخ دانشگاه بینالمللی مذاهب اسلامی)
..این حرف راست است که ما به «گذشته» مدیونیم. اما تمام وظیفه و تعهد ما نسبت به گذشته نیست، بلکه وظایفی نیز نسبت به «آینده» داریم و شاید این وظیفه و تعهد بزرگتر از آن باشد که نسبت به گذشته داریم. (جواهر لعل نهرو، نگاهی به تاریخ جهان،ج 3،ص1811)
جنگها در طول تاریخ تأثیرات بسیار مهمی بر حیات فکری و اجتماعی ملتها داشتهاند. جنگهای اثرگذار در بسیاری از موارد، ملتها را به سمت بازنگری و بازاندیشی در راهبردها، سازوکارهای فکری و اجرایی سوق دادهاند به نحوی که دنیای پس از جنگ هرگز قابل مقایسه با جهان پیش آن نبوده است؛ وضعیت حاکم پس از جنگ، مستلزم فراگیری نظام تازهای از واکنشها و سازوکارهای متناسب نسبت به عادتهای فکری و اجرایی پیش از جنگ میباشد.
به نظر نگارنده، جنگ تحمیلی رمضان، دستکم، برای پروژه تقریب چنین پیامدی به دنبال داشته است؛ نتایج سیاسی و اقتصادی این جنگ هنوز دامنگیر جهان است و اهل فن دربارۀ آن سخن بسیار گفته و ناگفته هم بسیار دارند. نویسنده بر این باور است تبعاتِ جنگ رمضان، سرانجام منتهی و منجر به تغییر در سازوکارهای قدیمی پروژه تقریب خواهد شد بهگونهای که راهبردهای دوران پیش از جنگ دیگر برای پساجنگ نمیتوانند کارایی لازم را داشته باشند. شاید گزافه نباشد اگر گفته شود پروژه وحدت و تقریب میانمذاهبی در دورۀ پساجنگ نیازمندِ یک بازخوانی و بازنگری اساسی در اسناد بالادستی و به تبع اسناد تحول برآمده از آنهاست و دیگر نمیتوان به مانند پیش از جنگ با آن تعامل داشت. این دگرگونی به دنبال خود، تغییر در راهبردها و سپس برنامههای عملیاتی را هم در پی خواهد داشت.
درک وضعیت جدید دوره پساجنگ، برای تداوم پروژه همزیستی میانمذاهبی در آینده، یک ضرورت اساسی است. عدم توجه به این مهم و تعصب نسبت به عادتهای فکری و اجرایی قدیمی، ممکن است مسأله تقریب را در آینده با مشکل جدی مواجه کرده و آن را از اولویت مأموریتی ملتهای مسلمان خارج نماید. این نگرانی برای آیندۀ پروژه همزیستیِ مذهبی آن قَدَر آشکار هست که قابل اغماض نباشد. شاید کسانی به جهت عادت به فضای فکری دورۀ پیشاجنگ که در زمان خود بسیار ارزشمند و اثرگذار هم بوده، هنوز متوجه این تغییر وضعیت نشده باشند اما انتظار میرود متفکران و استراتژیستهای این عرصه با ارج نهادن به تمامی زحمات گذشتگان، نسبت به آینده این مهم توجه ویژه نشان دهند و یک بازاندیشی جدی در خصوص آن داشته باشند؛ یک خط مشی تازه شامل ترسیم افقهای جدید، مطابق با وضعیت پساجنگ پیش روی نیروهای صف و علمیاتی قرار دهند تا مجبور نشویم راه رفته و کوبیده شده گذشته را، که در دورۀ پساجنگ ما را به مقصد نمیرساند، از نو بپیماییم.
در دورۀ پیشاجنگ، آینده ایدۀ همزیستی و تقریب بهتر از دورۀ پساجنگ مینمود؛ اکنون باید با توجه به تغییر وضعیت و شرایط پیش آمده نگران آینده بود. جا دارد نگرانی از تقابل مذهبی در آینده خاورمیانه دغدغه اندیشهورزان این عرصه شود و از هم اکنون متناسب با شرایط جدیدِ پساجنگ به فکر چاره باشیم تا خدای ناکرده ثمره سالیان سال سرمایهگذاری و زحمت عالمان و دلسوزان این عرصه هدر نرود. اگر چه به قول ویلیام فاکنر در خوشههای خشم «گذشته هرگز نگذشته و در ما جریان دارد» اما زمانِ تاریخی گذشته با همه فراز و فرودها و دستاوردهای ارزشمندش سپری شده است و آینده پروژۀ همزیستی در گروِ درکِ شرایط جدید پساجنگ و تدوین راهبردهای متناسب با این وضعیت نوظهور، با در نظر داشتِ تجربه گذشته است. شاید مجبور شویم برای رسیدن به این مهم و در چارچوب تغییر پارادایم، دست به یک سری حک و اصلاحهای بافضیلت بزنیم؛ ایده آلگرایی را کناری بگذاریم و با چشمپوشی از تفکر افقی خود را با زمین گرم واقعیتها رودررو کنیم تا همچنان راه دلسوزان گذشته را در شاکله و لونی دیگر با قوّت ادامه دهیم.

نظر شما :