یادداشت۲/ ابعاد جنگ شناختی و راهکارهای مقابله فردی با آن/ دکتر نسیم عربی؛ هیأت علمی دانشگاه بین المللی مذاهب اسلامی

۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۱۱:۵۴ کد : ۷۹۷ تازه ترین اخبار تهران و شعب
تعداد بازدید:۱۴

روایت‌شناسی جنگ در حوزه جنگ شناختی بر این اصل استوار است که جنگ ها ابتدا در ذهن ها پیروز یا واگذار می شوند، پیش از آن که در عرصه نظامی، تعیین تکلیف شود.

در اینجا به بررسی دقیق‌تر لایه‌های این تأثیر بر ذهن می‌پردازیم:

 

۱ اشغال فضای معنایی

در جنگ سنتی، هدف، اشغال خاک است؛ اما در روایت شناختی، هدف اشغال ذهن ها است. ذهن انسان از طریق واژگان فکر می‌کند. وقتی رسانه دشمن، موفق شود کلمه «مقاومت» را به «لجاجت» یا کلمه «پیشرفت نظامی» را به «ماجراجویی خطرناک» تغییر دهد، در واقع سیستم محاسباتی ذهن را عوض کرده است.

 

 ۲.  شکستن تاب‌آوری روانی از طریق بمباران خبری

روایت‌های جنگی مدرن، بر پایه ی بمباران خبری هستند. وقتی ذهن با حجم عظیمی از روایت‌های متناقض و ناامیدکننده روبرو می‌شود، دچار فرسایش شناختی می‌گردد. در این وضعیت، ذهن برای نجات خود از اضطراب، به اولین روایت، پناه می‌برد.

 

 ۳ ایجاد شکاف بین واقعیت و احساسِ واقعیت

این مهم‌ترین بخش روایت‌شناسی است. ممکن است در واقعیت جنگ، کشور در حال پیشرفت باشد، اما روایت، به‌گونه‌ای ساخته شود که احساسِ عمومی، احساس شکست باشد، اگر ذهنِ مردم، روایتِ «ما ضعیف هستیم» را بپذیرد، حتی اگر قوی‌ترین سلاح‌ها را هم داشته باشند، در اولین رویارویی، شکست خواهند خورد. چون ذهن، پیشاپیش دستورِ تسلیم را صادر کرده است.

 

 ۴ مکانیسم پیشگویی

روایت‌ها می‌توانند آینده را بسازند. اگر روایتی مدام تکرار کند که (قحطی در راه است)، ذهن مردم به سمت احتکار می‌رود. عملِ احتکار باعث کمیابی کالا می‌شود. در اینجا، در واقع «روایت» علتِ اصلیِ وقوعِ یک فاجعه‌ی واقعی شده است. دشمن در جنگ شناختی، با ساختن روایت‌های فروپاشی، سعی می‌کند مردم را به سمتی ببرد که خودشان آگاهانه یا ناآگاهانه باعث آن فروپاشی شوند.

 ۵ تخریب حافظه تاریخی

روایت‌های دشمن، سعی دارد، پیوند ذهن را با افتخارات گذشته قطع کنند.

تحلیل گران علوم شناختی با توجه به ابعاد جنگ شناختی، برای اینکه مردم ایران، از سوژه؛ یعنی کسی که روی او عملیات انجام می‌شود، به کنشگر؛ یعنی کسی که خودش جریان‌سازی می‌کند، تبدیل شوند، برخی راهکاری عملیاتی را پیشنهاد می دهند:

 

۱ مهندسی معکوسِ واژگان، پادزهرِ اشغالِ معنایی

وقتی با واژه‌ای در رسانه مواجه می‌شوید، بلافاصله آن را نپذیرید. از خود بپرسید: دشمن چه واژه‌ای را حذف کرده تا این واژه را جایگزین کند؟ برای مثال اگر رسانه‌ای به جای واژه ی «دفاع از امنیت» از واژه ی «ماجراجویی» استفاده می کند، شما در ذهن خود آن را به «اقتدار ملی برای پیشگیری از جنگ» ترجمه کنید. اجازه ندهید، دشمن، لغت‌نامه ذهن شما را بنویسد. کسی که واژه‌ها را کنترل می‌کند، در اصل تفکر، را کنترل می‌کند.

 

۲ شیوه مصرفِ اطلاعات

در دنیای بمباران خبری، ندانستنِ اخبار زرد، یک قدرت است، نه ضعف. منابع خبری خود را به ۲ یا ۳ منبع معتبر و تحلیل‌محور محدود کنید. از دنبال کردن کانال‌ها و صفحاتی که مدام با تیترهای «فوری»، «تکان‌دهنده» و «افشاگرانه» سعی در ایجاد اضطراب دارند، پرهیز کنید. ذهنِ آرام، بهتر از ذهنِ شلوغ، تحلیل می‌کند.

 

 ۳ تقوا در اشتراک‌گذاری اخبار زرد

شما با اشتراک گذاری یک خبر ناامیدکننده، در واقع در حال شلیک به خط مقدمِ روحیه جامعه هستید. قبل از انتشار هر مطلبی که بوی فروپاشی می‌دهد، شما مانع شایعه باشید، نه رسانه‌ی آن.

 

 ۴ جستجوی شواهدِ عینی

هرگاه احساس کردید به شدت ناامید یا خشمگین هستید، مکث کنید و بین (آنچه حس می‌کنید) و (آنچه واقعاً می‌بینید) تفکیک قائل شوید.دشمن می‌گوید: همه چیز تمام شد؛ اما اجازه ندهید (روایتِ مجازی)، (واقعیتِ حقیقی) را در ذهن شما ببلعد.

 

۵ تقویتِ اطلاعات تاریخی و مقابله با تخریب حافظه تاریخی

تاریخ بخوانید، اما نه به عنوان یک قصه، بلکه به عنوان یک سپر و سلاح مقاوم سازی در جنگ شناختی.

سخن نهایی؛ در جنگ شناختی، امید، یک سلاح راهبردی است. دشمن تلاش می کند، این سلاح را از ما بگیرد. نگاه امیدوارانه به آینده، علمی ترین نوع مبارزه با روایت گری دشمن است. ما در هر شغلی هستیم؛ باید کار خود را به احسن وجه و با امید به آینده انجام دهیم.

در یادداشت بعدی، به نقش رسانه های ملی در جنگ شناختی خواهیم پرداخت....


نظر شما :