دکتر محمدهادی فلاح‌زاده رئیس دانشگاه بین‌المللی مذاهب اسلامی مطرح کرد؛ امام خمینی(ره) معمار تمدن نوین: بازخوانی منظومه فکری و سیره حکمرانی امام راحل)»

۱۴ خرداد ۱۴۰۵ | ۱۳:۴۱ کد : ۸۱۶ اخبار و رویدادها
تعداد بازدید:۵
دکتر محمدهادی فلاح‌زاده رئیس دانشگاه بین‌المللی مذاهب اسلامی مطرح کرد؛  امام خمینی(ره) معمار تمدن نوین: بازخوانی منظومه فکری و سیره حکمرانی امام راحل)»

به قلم دکتر محمدهادی فلاح زاده؛

رئیس دانشگاه بین المللی مذاهب اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم

«تاریخ انقلاب اسلامی، نه فقط قصه یک تحول سیاسی، که سرگذشتِ احیایِ یک تمدن است. امام خمینی (ره)، فراتر از یک رهبر سیاسی، فقیهی عارف و فیلسوفی استراتژیست بود که با تکیه بر «فقهِ پویا» و «عرفانِ کنشگر»، غبار انزوا را از چهره‌ی دینِ اجتماعی زدود و طرحی نو درانداخت.

امروز، در کشاکشِ مواجهه با تمدنِ مادی غرب و چالش‌های حکمرانی در عصر تکنولوژی، بازخوانی راه و اندیشه‌ی آن پیر فرزانه، نه یک ادای دینِ تاریخی، که یک ضرورتِ عقلانی و راهبردی است. این دانشگاه، به عنوان نهاد تولید علم و تبیین معارف ناب، وظیفه خود می‌داند که تصویر «کاریکاتوری» از شخصیت ایشان را کنار زده و «منظومه‌ی فکری» ایشان را در قالبِ یک نظامِ مدیریتی و تمدن‌ساز عرضه نماید.

جزوه پیش‌رو، تلاشی است مختصر برای ترسیمِ همان الگویِ چهارضلعی؛ یعنی تقوا در عین قدرت، مردم‌سالاری دینی، آرمان‌گراییِ واقع‌بینانه، و نهضتِ نرم‌افزاری برای استقلالِ ملی. امیدواریم این بازخوانی، چراغ راهی باشد برای اندیشمندان و مدیرانِ فردای این مرز و بوم، تا با تکیه بر اصول ثابت، برای پرسش‌های نوپدیدِ جامعه، پاسخی عمیق و راهگشا بیابند.

درباره جایگاه  امام خمینی و سیره زندگی

1. به مناسبت سالگرد ارتحال  امام خمینی، مهم‌ترین ویژگی‌های سیره عملی  امام خمینی (ره) که امروز می‌تواند برای جامعه ما الگو باشد، چیست؟

بسم الله الرحمن الرحیم

ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات و تسلیت فرا‌رسیدن سالگرد ارتحال ملکوتی بنیان‌گذار کبیر انقلاب اسلامی، فرصت را مغتنم شمرده و از این که در چنین ایامی این سؤال مهم را مطرح کردید، سپاسگزارم. دانشگاه بین‌المللی مذاهب اسلامی که رسالت خود را در تقریب مذاهب و ترویج اندیشه ناب اسلامی تعریف کرده، همواره خود را مرهون برکات وجودی و اندیشه‌های ناب معمار کبیر انقلاب می‌داند. آن پیر فرزانه، چنان که  امام شهید آیت الله العظمی خامنه ای فرمودند، یک انسان نمونه برای همه قشرها بود و سیره عملی ایشان امروز نیز چراغ راه ما در مسیر تمدن‌سازی نوین اسلامی است.

از نگاه اینجانب، مهم‌ترین ویژگی‌های سیره عملی  امام خمینی که امروز می‌تواند برای جامعه ما الگو باشد، در چهار محور اساسی زیر تبلور می‌یابد:

۱. تقوا و ساده‌زیستی در اوج قدرت؛ نماد زندگی متعهدانه

اولین و شاید مهم‌ترین الگوی عملی  امام خمینی برای جامعه امروز ما، تلفیق تقوا و ساده‌زیستی با مسئولیت‌پذیری اجتماعی در اوج قدرت است. یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های  امام خمینی که نقشی پررنگ در سیره عملی ایشان داشت، تقوا بود.  امام خمینی در تمام شرایط از گناهان ریز و درشت پرهیز و جلوگیری می‌کرد، به گونه‌ای که کسی جرأت نداشت در حضور ایشان غیبت کند یا حرف ناروایی را به کسی نسبت دهد. ایشان همچنین در مسائل عمومی و سیاسی پرهیزکار بود، به گونه‌ای که هیچ‌گاه نسبت به دشمنان خود قضاوت ناروا نمی‌کرد، مبادا این موضوع باعث شود در حق دشمنان ظلمی کند.

 امام خمینی به رغم قرار گرفتن در رأس هرم قدرت، زندگی ساده و بی‌آلایشی داشت و چه در دوران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و چه بعد از آن، این سبک زندگی ساده را حفظ کرد. ایشان اشرافی‌گری را نمادی از طاغوت در زندگی فردی و اجتماعی می‌دانست و بر این باور بود که آفت بزرگ جامعه، اشرافی‌گری و تجمل‌پرستی مسئولان است؛ چرا که اگر مسئولی اهل تجمل و اشرافی‌گری باشد، مردم را به سمت اسراف و اشرافی‌گری سوق می‌دهد.

این آموزه برای جامعه امروز ما که با چالش‌های عدیده اقتصادی و فرهنگی دست‌وپنجه نرم می‌کند، الگویی بی‌نظیر است. کارگزاران ما می‌توانند و باید از این سیره برای مبارزه با ویژه‌خواری و تبعیض طبقاتی الهام بگیرند،  بر خدمت صادقانه به مردم تأکید کنند و از تشریفات و تجمل دوری کنند. همان‌گونه که حضرت  امام خمینی فرمودند: هر وقتی که من هر چیزی را احساس کردم وظیفه است، آن را انجام دادمو این همان سیره عملی بر اساس تکلیف‌محوری است که امروز نیز راهگشاست.

۲. مردمداری و مردم‌سالاری دینی؛ زمینه‌ساز حکمرانی مردمی و متعهد

دومین ویژگی ممتاز سیره عملی  امام خمینی کبیر که برای جامعه امروز ما به‌شدت الهام‌بخش است، اعتماد حقیقی و صادقانه به مردم به عنوان رکن اساسی حکومت است.  امام خمینی همواره بر نقش مردم در تعیین سرنوشت خود تأکید داشت و مردم‌سالاری دینی را به عنوان الگویی از حکومت که بر مشروعیت الهی و مقبولیت مردم استوار است، بنیان نهاد. در نظام مردم‌سالاری دینی از منظر  امام خمینی، اصل بر رضایت مردم از حکومتاست، زیرا انسان موجودی عقلانی و گزینش‌گراست.

این نگاه، امروز بیش از هر زمان دیگر برای جامعه ما ضرورت دارد. مدیران و مسئولان نظام جمهوری اسلامی باید با الهام از سیره عملی  امام خمینی ، همواره خود را در معرض نظارت و نقد مردم ببینند و تصمیمات خود را با مشارکت و همراهی مردم پیش ببرند.  امام خمینی شهید آیت الله العظمی خامنه‌ای نیز در توصیف این ویژگی  امام خمینی ، از اعتماد و اعتقاد حقیقی و صادقانه به مردمبه عنوان یکی از وجوه برجسته شخصیتی ایشان یاد کرده‌اند.

۳. آرمان‌گرایی واقع‌بینانه؛ رمز حکمرانی عقلانی و انقلابی

سومین ویژگی حیاتی سیره عملی  امام خمینی که می‌تواند برای جامعه امروز ما به‌ویژه در مدیریت کلان کشور الگو باشد، تلفیق هنرمندانه آرمان‌گرایی با واقع‌بینی است.  امام خمینی به عنوان حکیم انقلاب، با تدبیر درست، آرمان‌گرایی را که خصیصه انقلاب‌ها است، با واقع‌گرایی تلفیق کرد و توانست ارزش‌ها را به عنوان آرمان با واقعیت‌های موجود در اتخاذ تصمیم‌های کلان و راهبردی نظام در زمینه‌های مختلف فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جمع کند.

 امام خمینی شهید نیز آرمان‌گرایی و واقع‌بینی را دو بعد مهم شخصیتی  امام خمینی برشمرده‌اند. این ویژگی در تصمیمات تاریخی  امام خمینی از جمله پذیرش قطعنامه ۵۹۸ در جنگ تحمیلی به روشنی نمایان است؛ تصمیمی که با درک دقیق از واقعیت‌های موجود و در عین حال حفظ آرمان‌های انقلاب گرفته شد.

این آموزه برای مدیران و برنامه‌ریزان کشور در تمام سطوح از اهمیت والایی برخوردار است. جامعه امروز ما بیش از هر زمان دیگر نیازمند مدیرانی است که در عین پایبندی به آرمان‌های بلند انقلاب، بتوانند بر اساس تحلیل واقع‌بینانه از شرایط، تصمیمات درست و به‌هنگام اتخاذ کنند.  امام خمینی خمینی با ابتکار عمل حتی در سنین بالای هشتاد سالگی در تصمیمات و هدایت انقلاب و نظام، این الگو را به روشنی پیش روی ما نهاده است.

۴. استقلال‌طلبی و عزت‌ملی؛ بنیان نهضت نرم‌افزاری برای تمدن اسلامی

چهارمین و در خور تأمل‌ترین ویژگی سیره عملی  امام خمینی برای جامعه امروز، تأکید بی‌بدیل بر استقلال و عزت ملی در کنار پایه‌ریزی یک نهضت نرم‌افزاری برای احیای تمدن اسلامی است.  امام خمینی یکی از مهم‌ترین شعارهای انقلاب را نه شرقی، نه غربیقرار داد و با پافشاری فراوان بر استقلال حقیقی و همه‌جانبه ملت، مرعوب نشدن در مقابل قدرت‌های جهانی را به عنوان یک آرمان اساسی پیگیری کرد. ایشان معتقد بود که امنیت ملی هر کشوری منوط و معلول وجود استقلال ملی در آن کشور است.

اما نکته ظریف و عمیق‌تر آن است که  امام خمینی در بنیان‌گذاری نهضت و انقلاب اسلامی، از مفاهیم بنیادی و تخصصی که نرم‌افزار اجتماعیهستند، بهترین استفاده را کرد و برای تشکیل تمدن نوین اسلامی، هم بر وجه نرم‌افزاری و هم بر وجه سخت‌افزاری تأکید ورزید و کوشید جامعه و امت اسلامی را از افتادن در بیراهه افراط‌های تعصب‌گونه باز دارد.

این آموزه برای دانشگاه ما که رسالتش تربیت عالمان دینی آگاه به همه مذاهب و زمینه‌سازی برای گفت‌وگوی تمدن‌هاست، الگویی بنیادین است. جامعه امروز ایران برای عبور از بحران‌های سیاسی و اقتصادی و رسیدن به جایگاه واقعی خود در جهان، بیش از هر زمان دیگر نیازمند تولید علمو جنبش نرم‌افزاریاست، نه صرفاً تکیه بر داشته‌های مادی و سخت‌افزاری. ایجاد نشاط اجتهادی، تولید فکر علمی و دینی، و شجاعت نظریه‌پردازی، از جمله بایسته‌های این نهضت نرم‌افزاری است که  امام خمینی بنیان آن را نهاد و  امام خمینی شهید بر استمرار آن تأکید نمودند.

در یک سخن، سیره عملی  امام خمینی (ره) در چهار ضلع تقوا و ساده‌زیستی همراه با قدرت، مردم‌سالاری دینی و اعتماد به مردم، آرمان‌گرایی واقع‌بینانه، و استقلال‌طلبی همراه با نهضت نرم‌افزاریتجلی می‌یابد. این چهار ویژگی، به تعبیر  امام خمینی شهید، آرمان‌هایی بودند که  امام خمینی مصرّانه و بدون تعلّل، حرکت خود را بر اساس آن‌ها ادامه داد و ما را سفارش کرد که باید راه و اعمال صالح و حرکت مداوم او را دنبال کنیم.

امروز در سالروز ارتحال آن پیر فرزانه و 15 خرداد، وظیفه آحاد ملت به ویژه مدیران، کارگزاران و مسئولان نظام اسلامی، بازخوانی این سیره و تطبیق آن با نیازهای روز جامعه است.  امام خمینی به ما آموخت که پیروزی در عمل به تکلیف است، نه لزوماً به نتیجه رسیدن، و این بزرگ‌ترین درس عملی ایشان برای جامعه امروز ماست که در مسیر تمدن‌سازی نوین اسلامی گام برمی‌دارد.

2. بر اساس مطالعاتتان، کدام بعد از ابعاد سیره زندگی  امام خمینی (عبادی، اخلاقی، سیاسی، خانوادگی) کمتر مورد توجه قرار گرفته و نیاز به تبیین بیشتری دارد؟

بُعد معنوی و اخلاقی؛ گوهر مغفول‌مانده سیره  امام خمینی

در پاسخ به سؤال شما با یک تأکید صریح آغاز می‌کنمبُعد عبادی، اخلاقی و عرفانی سیره عملی  امام خمینی (ره) یعنی همان ریشه و بنیاد اندیشه و حرکت ایشان آن‌چنان که باید و شاید مورد توجه و تبیین دقیق قرار نگرفته و این یک خلأ پژوهشی و فرهنگی  و اجتماعی سازی جدی است.

چرا معتقدم این بُعد از همه ابعاد دیگر بیشتر نیازمند تبیین و بازخوانی است؟ زیرا معنویت، موتور محرکه و روح اصلی تمام وجوه دیگر شخصیت ایشان (سیاسی، اجتماعی و خانوادگی) را شکل می‌دهد و بدون شناخت صحیح آن، شناخت  امام خمینی ناقص و حتی گاه تحریف‌شده خواهد بود.

۱. غبار سیاست بر چهره عرفان؛ روایتی ناقص

بدون تردید، بُعد عرفانی و اخلاقی حیات امام خمینی، بیشترین سهم را در میان ابعاد مغفول سیره عملی ایشان به خود اختصاص داده است. یکی از آفات مطالعات رایج، تقلیل شخصیت جامع‌الاطراف ایشان به یک چهره صرفاً سیاسییا رهبر انقلاباست. در حالی که به تعبیر ژرف و دقیق پژوهشگران، سنگ‌بنای همۀ اندیشه‌ها و رفتارهای  امام خمینی را باید در اندیشۀ عرفانی و خداشناسی شهودی ایشان جست‌وجو کرد.  امام خمینی پیش از آنکه یک انقلابی و سیاستمدار باشد، یک عارف سالک، یک فقیه عابد و یک مُعلِّم اخلاق  و یک مجتهد جامع الشرایط بود که شالوده وجودش بر بندگی و عبودیت در پیشگاه خداوند متعالاستوار بود.

وقتی این ریشه مورد غفلت قرار می‌گیرد، تصویری یک‌بعدی و کاریکاتوری از ایشان ترسیم می‌شود. در حالی که نفس انقلاب و حماسه سیاسی ایشان، نه از یک محاسبه قدرت، بلکه از دل سحرهای نجوا و مناجات شبانه با معشوق سرچشمه می‌گرفت. این گسست (تفکیک عرفان و معنویت از سیاست) بزرگ‌ترین آسیب در شناخت امروزین از ایشان است.

۲. دو گوهر ناشناخته: عبودیت محضو اخلاق عینی

تحلیل دقیق‌تر این بُعد مغفول، ما را به دو ویژگی ممتاز رهنمون می‌کند که هر کدام به تنهایی می‌تواند برای جامعه امروز ما نسخه‌ای شفابخش باشد:

اول) بندگی و اتصال شبانه‌روزی؛ نه یک مناسک، بلکه یک هویت: در نگاه  امام خمینی، تمام ارکان زندگی از سیاست و حکومت گرفته تا رفتار فردی، رنگ و بوی عبادت و بندگی داشت. ایشان تا آنجا در این مسیر پیش رفتند که با خرق حجاب ضخیم سلوک علمی و برهانی، حقیقت عبودیت را در وجود خویش نمودار ساختند. این عبودیت صرفاً نماز و روزه نبود؛ بلکه یعنی تمام حرکات و سکنات در مسیر رضایت پروردگار تعریف می‌شد. متأسفانه در بازنمایی عمومی، از این صبغه الهی و عرفانیِ رهبری ایشان غفلت می‌شود و به تبع آن، درس معنویت در مدیریتبرای مدیران امروز ما تبیین نمی‌گردد.

دوم) اخلاق به مثابه منش، نه شعار: ایشان یک معلم اخلاق به معنای کامل بود که حداقل در قرن اخیر شبیه و نظیرش را سراغ نداریم؛ اخلاق هم از نظر علمی و بیانات اخلاقی، هم از نظر تجسم اخلاق در زندگی امام خمینی.  یعنی عمل اخلاقی عینی در متن سخت‌ترین تصمیمات سیاسی و رهبری. ایشان هیچ‌گاه میان گفتارو رفتارفاصله‌ای نمی‌گذارند و این بزرگ‌ترین درس برای جامعه‌ای است که با معضل شعار اخلاقیِ بدون التزام عملیدست به گریبان است.

۳. آسیب‌شناسی مطالعات موجود؛ سیره علمی بر سیره عملی غلبه کرده است

برای اثبات این مغفول‌ماندگی، کافی است نگاهی به میراث پژوهشی حضرت  امام خمینی بیندازیم. (محمدعلی عباسی اقدم) یک پژوهشگر سبک زندگی  امام خمینی(ره)، در گفت‌وگویی با صراحت اعلام می‌کند: متأسفانه نسبت به میراث غیرملموس یا همان شیوه زیست و سبک زندگی و سیره عملی  امام خمینی آن‌طور که باید توجه نشده است. با اینکه امکان الگوبرداری و بهره‌گیری از این میراث برای عموم مردم فراهم است، شوربختانه تاکنون از این منبع عظیم... استخراج خاصی صورت نگرفته و همچنان بکر و دست‌نخورده باقی مانده است. همچنین ایشان اذعان دارد که در میان آثار منتشر شده درباره  امام خمینی(ره) به سبک زندگی و سیره عملی ایشان کمتر پرداخته شده است...  امام خمینی بیش از آنکه یک چهره سیاسی باشد، یک عالم عامل و یک فقیه کامل بود.

این یک هشدار جدی است: ما از  امام خمینی سیاسیبسیار سخن گفته‌ایم، اما از  امام خمینی عابد و زاهدکه برای مدیران و مردم ما یک الگوی عملیِ زندگی ساز است، غافل مانده‌ایم. از سوی دیگر، به تعبیر کارشناسان، ابعاد شخصیتی  امام خمینی آنچنان گسترده است که شناسایی و معرفی آن نیازمند مطالعه و تحقیق و پژوهش دقیق و همه جانبه استو هر یک از وجوه این شخصیتِ ممتاز تاریخ معاصر، نیازمند بررسی جداگانه است؛ اما متأسفانه این وجوه به صورت متوازن مورد کاوش قرار نگرفته است.

در کل نیاز به انقلاب معنوی در پژوهش‌های  امام خمینی‌شناسی

بنابراین، به نطر اینجانب پاسخ این است که؛ بُعد عبادی، اخلاقی و عرفانیِ سیره عملی  امام خمینی (ره) بیش از ابعاد دیگر در غبار غفلت و کم‌توجهی پژوهشی فرو مانده است. تبیین این بُعد برای جامعه امروز از این جهت حیاتی است که بدون ترمیم بنیان‌های معنوی و اخلاقی، تمدن‌سازی نوین اسلامی که آرمان  امام خمینی بود، به بن‌بست خواهد خورد.

3.  امام خمینی چگونه توانست میان عرفان و زهد فردی از یک سو و مدیریت سیاسی جامعه از سوی دیگر جمع کند؟

سؤال بسیار دقیق و بنیادینی را مطرح کردید. پاسخ آن در یک کلام این است که  امام خمینی (ره) با نگاهی متفاوت و شگرف، عرفان را از انزوا و فردگرایی خارج کردند و آن را به منشأیی برای کنشگریِ خردمندانه، مسئولانه و اجتماعی بدل ساختند. در واقع، ایشان میان عرفانو سیاستنه پیوندی تصنعی و ظاهری، بلکه وحدتی وجودی و ماهوی برقرار ساختند و ثابت کردند عارف حقیقی کسی است که تا آخرین لحظه عمر در مسیر بیداری و تعالی جامعه گام بردارد.

این جمع‌بندی هوشمندانه، بر چهار رکن اساسی استوار است، وظیفه خود می‌دانم مبتنی بر مستندات تبیین کنم.

 رکن اول: مبانی فلسفی و عرفانی؛ توحید، محور پیوند

پیوند میان عرفان و سیاست در اندیشه  امام خمینی (ره) ریشه در نگاه خاص ایشان به حقیقت توحیددارد. ایشان معتقد بودند که عرفان نظریِ صِرف و منفعل، عرفان کامل نیست؛ بلکه عرفان حقیقی عرفان اجتماعیو عمل صالحاست که فرد را به سمت اصلاح جامعه سوق می‌دهد. بنابراین، اگر هدف غایی عرفان، قرب الی الله و تشبه به اسماء و صفات الهی است، این مهم تنها با کناره‌گیری از مسائل اجتماعی حاصل نمی‌شود. بر همین مبنا،  امام خمینی (ره) معتقد بودند که یک عارف، بر اساس تکلیف الهی خود، نمی‌تواند نسبت به ظلم و سلطه ساکت باشد و باید در جهت تشکیل حکومت عادلانه الهی اقدام کند. به تعبیر خودشان، دیانت ما، عین سیاست ماستو اسلام دینی کامل و جامع است که ساحت فردی و اجتماعی انسان را در بر می‌گیرد. بنابراین، پرداختن به سیاست در این چارچوب، نه یک امر نفسانی و دنیوی، بلکه خود عبادتی بزرگ محسوب می‌شود.

 رکن دوم: مبانی فقهی و نظریه ولایت فقیه؛ پل اتصال عرفان و سیاست

در نظر  امام خمینی (ره)، عرفان و سیاست تنها در سطح مبانی فلسفی به هم گره نخورده‌اند، بلکه این پیوند در یک ساختار منسجم فقهی و سیاسی به نام نظریه ولایت فقیهتجلی پیدا کرده است.  امام خمینی با تکیه بر آموزه‌های عمیق عرفانی و با الهام از حکمای بزرگی چون ابن‌عربی و ملاصدرا، مفهوم ولایترا که در عرفان به معنای قرب و تصرف روحانی در عالم معناست، به عرصه اجتماع و سیاست کشاندند. بر این اساس، ولایت سیاسیدر عصر غیبت، امتداد و تجلی‌یافته ولایت عرفانیاولیای الهی و فقیه جامع‌الشرایط است که باید زمام امور جامعه را برای اجرای عدالت و احکام الهی به دست گیرد. به همین دلیل است که برخی از صاحب‌نظران، ولایت فقیه را نظریه‌ای می‌دانند که ریشه در عرفان و فلسفه  امام خمینی دارد. در واقع، این نظریه، پلی است که انسان سالک را از وادی انزوا به متن مسئولیت‌پذیری اجتماعی و سیاسی رهنمون می‌کند.

رکن سوم: سبک رهبری و مدیریت سیاسی؛ از معرفت درونی تا بحران‌گردانی

جمع‌بندی این مبانی نظری را در عرصه عمل و مدیریت بحران‌های خطیر انقلاب نیز می‌توان مشاهده کرد. در اینجا بحث ما از یک نظریه فراتر رفته و وارد قلمرو عمل عرفانی می‌شود:

  • مدیریت از درون قلوب: در یک دسته‌بندی، مدیریت سیاسی  امام خمینی بر چند اصل اساسی استوار بود: مدیریت بر قلب، اصلاح رابطه با خدا، رحمت و محبت و شرح صدر. ایشان با عرفانی زیستن، قادر به سیاسی مدیریت کردن بودند.
  • خودسازی پیش از جهان‌سازی: توجه به این نکته حائز اهمیت است که  امام خمینی (ره) پیش از ورود فعالانه به عرصه سیاست، سال‌ها به تزکیه و سلوک معنوی مشغول بودند. می‌توان این دوران را به سفر اول و دوم عرفانی ملاصدرا (سفر از خلق به حق و سفر در حق به حق) تشبیه کرد که زمینه‌ساز سفر سوم ایشان (سفر از حق به خلق) در قامت رهبری انقلاب شد. این سیر، به ایشان بینشی فراتر از محاسبات مادی و سیاسی بخشید تا بتوانند طوفان‌های سهمگین انقلاب را با آرامشی وصف‌ناپذیر رهبری کنند.
  • دوری از تعلقات دنیوی: درست به همین دلیل است که زهد و پارسایی فردی  امام خمینی نه تنها هیچ خللی در عزم راسخ ایشان برای مدیریت جامعه ایجاد نمی‌کرد، بلکه بالعکس، آن را تقویت می‌نمود. جهان اموال و منافع مادی، هرگز سدی در راه تکلیف الهی ایشان نبود و همین بی‌تعلقی، منشأ قدرت و نفوذ بی‌بدیل ایشان در میان توده‌های مردم شد.

 رکن چهارم: عرفان پویا، نقد عزلت‌گزینی صوفیانه

در نهایت،  امام خمینی (ره) با احیای یک عرفان پویا، نقدی جدی به تلقی رایج از عزلت‌گزینی صوفیانه وارد ساختند. ایشان به صراحت، انفکاک و جدایی میان عرفان و سیاست را به رسمیت نمی‌شناختند. به اذعان پژوهشگران، ایشان با تفسیری نو از اسفار اربعه ملاصدرا، عرفان سنتی را متحول ساختند و آن را از حیطه فردی و نظری به عرصه عملی و اجتماعی گسترش دادند و این چنین بود که سیاست متعالیهبا عنوان عرفان تمدن‌ساز معنا و مفهوم یافت.

بنابراین، پاسخ به پرسش شما این است که  امام خمینی (ره) با نبوغی وصف‌ناپذیر، عرفان فردیو مدیریت سیاسی را نه در تقابل، بلکه در یک طول و عرض واحد تعریف نمودندعرفان به ایشان چیستیِ هدف(قرب الهی) را آموخت و سیاست به ایشان چگونگیِ طریق(مدیریت جامعه برای رسیدن به آن هدف) را نشان داد.

این الگوی ناب برای ما، به ویژه جوانان و مدیران امروز، این درس بزرگ را دارد که دغدغه دنیا و آخرت هیچ تضادی با یکدیگر ندارند. انسان متعهد با توکل بر خدا و اصلاح خویشتن، می‌تواند عهده‌دار بزرگ‌ترین مسئولیت‌های اجتماعی و سیاسی شود و جامعه‌ای آباد، عادلانه و الهی بنا کند. این حکمرانی عرفانیکه برگرفته از ژرف‌ترین لایه‌های اندیشه ایشان بود، امروز نیز راهگشای جوامع اسلامی و حتی بشری است.

4. چه نکته ناگفته یا کمتر گفته شده‌ای از سبک زندگی روزمره  امام خمینی وجود دارد که برای نسل جوان جذاب و آموزنده باشد؟

به نظر اینجانب، یکی از جذاب‌ترین و در عین حال کمتر پرداخته شده‌ترین ابعاد شخصیت  امام خمینی (ره)، نظم و انضباط مثال‌زدنی ایشان در تمام لحظات زندگی بود؛ انضباطی که نه از سرِ خشکی و سخت‌گیری، بلکه برخاسته از یک مدیریت زمان عاشقانهبرای ادای تکالیف بود.

شاید مهم‌ترین ناگفته برای نسل امروز، این باشد که این رهبر فرزانه، با وجود تمام دغدغه‌های تاریخی و مدیریت یک انقلاب جهانی، دقیق‌ترین و منظم‌ترین برنامه روزانه را داشت. دختر ایشان، خانم زهرا مصطفوی، تعریف می‌کنند که انضباط شخصی ایشان باورنکردنی بود. ایشان چنان به برنامه خود پایبند بودند که اگر سرِ ساعت دقیق ۱:۲۰ بعدازظهر برای ناهار حاضر نمی‌شدند، همه نگران می‌شدند. ایشان دقیقاً سرِ ساعت غذا می‌خوردند، بیدار می‌شدند و می‌خوابیدنددر واقع، برای ایشان مفاهیمی مثل هر وقت دلم خواست می‌خوابممعنا نداشت.

در ادامه، چند نمونه عینی از این سبک زندگی منحصربه‌فرد را مرور می‌کنیم.

 نظم برنامه، از ساده‌ترین کارها تا پیچیده‌ترین امور

این انضباط در تمام ابعاد زندگی ایشان جاری بود:

  • مدیریت لحظه‌به‌لحظه: ساعات شبانه‌روز ایشان به قدری منظم تقسیم شده بود که اطرافیان به راحتی می‌توانستند برنامه ایشان را پیش‌بینی کنندبه عنوان مثال، پیاده‌روی‌های روزانه‌شان دقیقاً ۲۰ دقیقه بود. طبق گفته دخترشان، ایشان پس از بازگشت به ساعت نگاه می‌کردند و اگر هنوز ۲۰ دقیقه نشده بود، چند قدم بیشتری برمی‌داشتند تا برنامه کامل شود.
  • تفکیک عبادت و مطالعه: ایشان هر روز ۶ ساعتِ پیوسته از صبح تا ظهر را فقط به مطالعه و تحقیق اختصاص می‌دادنددر کنار آن، برنامه عبادی ایشان نیز بسیار دقیق بود؛

 خوداتکایی و سادگی، درسِ تواضعی دیگر

بعد دیگر شخصیت ایشان که بسیار آموزنده است، تأکید بر خوداتکاییبود. ایشان بر این باور بودند که تا حد امکان نباید دیگران را برای کارهای شخصی خود به زحمت انداختبرای نمونه، در نجف اشرف گاهی متوجه می‌شدند چراغی روشن مانده است؛ اما هیچ‌کس را برای خاموش کردن آن نمی‌فرستادند و خودشان از سه پله پایین می‌رفتند و این کار را انجام می‌دادندحتی برای آوردن مداد و کاغذ، از نوه‌هایشان هم درخواست نمی‌کردند و خود این کار را انجام می‌دادنداین خوداتکایی تا بدانجا بود که در نوفل‌لوشاتو، ایشان خودشان شخصاً اتاقشان را مرتب می‌کردند.

 فرمانده انقلاب در قامت همسری مهربان و پدری دلسوز

شاید باورنکردنی باشد، اما این مرد بزرگ که طوفانی‌ترین لحظات تاریخ را مدیریت می‌کرد، در خانه بسیار متواضع و صمیمی بود. خاطرات از ایشان چهره‌ای به یادماندنی و سرشار از محبت را به تصویر می‌کشند:

  • یار و همراه همسر: ایشان در تربیت فرزندان شریک بودند و شب‌ها را تقسیم می‌کردند تا همسرشان نیز بتواند استراحت کندبرای عدم ایجاد مزاحمت برای خانواده، هنگام نماز شب از چراغ قوه استفاده می‌کردندهمسر ایشان نقل می‌کنند تا من سر سفره نمی آمدم، شروع به غذا نمی‌کردند.
  • پدربزرگی شوخ‌طبع:  نوه‌های ایشان از روزهایی می‌گویند که با او توپ‌بازی می‌کردند یا چنان با ایشان گرم می‌گرفتند و شوخی می‌کردند که تصور چنین رفتارهایی از سوی یک رهبر سیاسی، معمولاً دور از ذهن به نظر می‌رسد. در نامه‌هایشان نیز محبت خود را با تعابیری مانند «تصدقت شوم به همسرشان ابراز می‌داشتند.
  • درک دنیای کودکان: نمونه جالب دیگر، توصیه ایشان درباره شیطنت کودکان است. جملاتی مانند بچه شیطون است... بچه‌ای که یک گوشه بیفتد و بخوابد... این بچه نیست، بزرگسال است، به خوبی نشان می‌دهد که ایشان تا چه اندازه به روان‌شناسی کودک و نیاز او به آزادی آگاه بودند.

توجه به جزئیات و صرفه‌جویی

یک نکته بسیار جذاب دیگر، دقت نظر ایشان در جزئیات و پرهیز از اسراف است.  امام خمینی برای مصرف بهینه از منابع سخت‌گیر بودند؛ چنان که گاهی در هوای سرد تا مسیر حیاط را طی می‌کردند تا خودشان چراغ را خاموش کنند.

 رمز محبوبیت جاودان

این ابعاد از زندگی روزمره  امام خمینی در کنار هم، چهره‌ای واقعی و ملموس از ایشان می‌سازد. شاید رمز جذابیت ایشان برای نسل جوان در همین تناقض‌های ظاهری باشد؛ مردی که شدیداً منظم و دقیق بود، اما در خانه‌اش سرشار از مهربانی و شوخ‌طبعی. کسی که در عین قدرتی عظیم، برای خاموش کردن یک لامپ، خود از پله‌ها بالا و پایین می‌رفت. به راستی، این‌ها درس‌های بزرگی در خوداتکایی، احترام به دیگران و زیستن بر اساس یک هدف متعالی که همان قناعت و ساده زیستی است.

درباره صحیفه  امام خمینی و ابعاد فقهی

  1. در صحیفه نور، کدام نامه، پیام یا سخنرانی  امام خمینی را از نظر بعد فقهی و استنباط‌های نوآورانه ایشان برجسته‌ترین می‌دانید؟ چرا؟

از دید بنده، در میان انبوه نامه‌ها، پیام‌ها و سخنرانی‌های ارزشمند صحیفه  امام خمینی، از نظر ابعاد فقهی و نوآورانه، سه گوهر درخشان وجود دارد که هر کدام به نوبه خود نقطه عطفی در اندیشه فقه سیاسی شیعه محسوب می‌شوند

حکم حکومتی و نظام‌سازی (ولایت مطلقه فقیه)،

نامه به گورباچف (ابعاد فرامرزی فقه)

 نظریه فقه پویا(نقش زمان و مکان در اجتهاد).

با این حال، اگر بخواهم برجسته‌ترین و جامع‌ترین آنها را از حیث نوآوری فقهی برگزینم، بدون تردید آن را در مجموعه بیانات و پیام‌های مرتبط با نظریه ولایت مطلقه فقیهو نظام‌سازی سیاسی می‌بینم. برای روشن شدن این پاسخ، باید نوآوری‌های فقهی ایشان را در چند سطح بررسی کنیم:

نظریه ولایت مطلقه فقیه: بنیاد یک حکومت دینی

برجسته‌ترین نوآوری فقهی  امام خمینی (ره) در ابعاد مدیریتی، اقتصادی و سیاسی و در قلمرو فقه حکومتی و نظام‌سازی تجلی یافته است. ایشان با تکیه بر نبوغ فقهی خود، نظریه حکومت اسلامی بر مبنای ولایت فقیه را ارائه دادند که انقلابی در فقه سیاسی شیعه به شمار می‌رود. اما نوآوری ایشان فراتر از طرح اولیه این نظریه بود.  امام خمینی با نظریه ولایت مطلقه فقیه، اختیارات ولی فقیه را از محدوده امور حسبیه (امور حسبی و اجتماعی) فراتر برد و به او اختیار حکومت و اداره کشور در ابعاد گوناگون را اعطا کرد. به بیان دیگر، ایشان توانستند با عبور از چالش‌های تاریخی و نظری، اندیشه سیاسی معطوف به اصلاح در گذشته را به اندیشه‌ای انقلابی، نظام‌ساز و بومی برای اداره جامعه در عصر غیبت تبدیل کنند.

فقه پویا: روشی نوین برای عصر جدید

نوآوری مهم دیگر ایشان، ارائه نظریه فقه پویااست. ایشان در جلد ۲۱ صحیفه نور به صراحت اعلام کردند کهاجتهاد به همان سبک سنتی صحیح است، ولی این بدان معنا نیست که فقه اسلام پویا نیست، زمان و مکان دو عنصر تعیین‌کننده در اجتهادندبه این ترتیب، ایشان بین فقه سنتی (ثبات در اصول) و فقه پویا (تحول در روش اجتهاد متناسب با شرایط) پیوندی ناگسستنی ایجاد کردند. این نظریه، یک نوآوری بنیادین بود که حوزه‌های علمیه را به بهره‌گیری از تحولات عصر برای استنباط احکام نوپیدا فرا می‌خواند.

احکام حکومتی و مصلحت نظام: عقلانیت در اوج قدرت

اما عمق این نوآوری را شاید بتوان در مفهوم احکام حکومتیو مصلحت نظامجستجو کرد. یکی از زیربنایی‌ترین دستاوردهای فقهی  امام خمینی، نهادینه‌سازی این اصل بود که در صورت تزاحم، حکم حکومتی ولی فقیهبر احکام اولیه و ثانویه مقدم است. ایشان با هوشمندی تمام، مصلحت نظامرا به عنوان یکی از نوآوری‌های خود در فقه سیاسی شیعه مطرح کردند. این مفهوم به حاکم اسلامی این اختیار را می‌دهد که برای حفظ نظام و اهداف کلان جامعه اسلامی، تصمیماتی اتخاذ کند که ممکن است با ظاهر برخی احکام اولیه نیز همخوانی نداشته باشد، اما در چارچوب عقلانیت و اهداف شریعت تعریف می‌شود.

نامه به گورباچف: تمدن‌سازی فرامرزی

در کنار این ابعاد، نامه تاریخی  امام خمینی به میخائیل گورباچف(۱۱ دی ۱۳۶۷، جلد ۲۱ صحیفه  امام خمینی) از نظر نوآوری در عرصه فقه سیاسی بین‌الملل نیز در نوع خود بی‌نظیر است.

به عنوان یک ایرانی مسلمان، به خوبی می‌توانم ابعاد فرامرزی این نامه را درک کنم.  امام خمینی در این پیام، مرزهای مرسوم در فقه سیاسی را درنوردید و با زبانی برآمده از فقه، کلام و عرفان، به نقد بزرگترین ایدئولوژی رقیب (مارکسیسم) پرداخت و راهی برای خروج بشریت از بحران معنویت ارائه کرد. این نامه ابعاد وسیعی از فقه را در تعامل با نظام بین‌الملل به نمایش گذاشت. به تعبیری، این پیام حکم یک بیانیه فقهی تمدنیرا داشت که نشان می‌داد فقه شیعه نه تنها برای اداره یک کشور، بلکه برای ارائه راه حل به کل بشریت و طراحی تمدنی نوین، حرف های زیادی برای گفتن دارد.

از منظر اینجانب، مجموعه بیانات فقهیِ پیرامون نظریه ولایت مطلقه فقیهرا می‌توان برجسته‌ترین بخش صحیفه  امام خمینی از نظر ابعاد فقهی و نوآورانه ارزیابی کرد. چراکه این بیانات بودند که اساس عملی نظام‌سازی فقهیرا پی ریزی کردند. اما درک این مطلب، مجالی دیگر می‌طلبد.

  1.  امام خمینی (ره) چه تحول یا نوآوری خاصی در فقه سیاسی و حکومتی ایجاد کردند که در فقه سنتی کمتر به آن پرداخته شده بود؟

در پاسخ به سؤال شما باید گفت که تحول و نوآوری حضرت  امام خمینی (ره) در فقه سیاسی و حکومتی، یک انقلاب پارادایمی بود. ایشان با عبور از نگاه فردی و حداقلی به فقه، آن را به سطح یک نظام جامع اداره جامعهارتقا دادند و پایه‌های فقه حکومتیرا بنیان نهادند. این نوآوری را می‌توان در پنج محور اساسی دسته‌بندی کرد:

۱. گذار از فقه فردی به فقه حکومتی و نظام‌سازی

یکی از عمیق‌ترین نوآوری‌های  امام خمینی، تغییر نگاه به ماهیت خود فقه بود. ایشان با نگاهی حداکثری به دین، فقه را نه فقط برای عبادات فردی، بلکه به عنوان تئوری واقعی و کامل اداره انسانو مدیریت جامعه تعریف کردند. به همین دلیل، بسیاری از اندیشمندان معتقدند که  امام خمینی(ره) انقلاب اسلامی را طراحی کرد تا فقه را از وضعیت انفعالی و محدود سنتی به یک فقه حکومتیو فقه نظام‌سازتبدیل کند.

۲. نظریه ولایت مطلقه فقیه

در فقه سنتی، ولایت فقیه عمدتاً به امور حسبیه (امور عام المنفعه) و اجرای برخی احکام محدود می‌شد. اما  امام خمینی با ارائه نظریه ولایت مطلقه فقیه، انقلابی در این حوزه ایجاد کرد. به اعتقاد ایشان، فقیه جامع‌الشرایط در عصر غیبت، همه اختیارات لازم برای اداره کشور را که پیامبر (ص) و  امام خمینی معصوم (ع) داشتند، داراست؛ مگر آن دسته از اختیاراتی که به عصمت مرتبط باشد. این بدان معناست که ولی فقیه برای اداره کشور و اجرای احکام، از حاکمیتی مطلق و فراتر از احکام اولیه و ثانویه برخوردار است.

 ۳. نظریه فقه پویا(نقش زمان و مکان در اجتهاد)

یکی دیگر از نوآوری‌های کلیدی، احیای اصل پویایی در اجتهاد بود.  امام خمینی با صراحت اعلام کردند که زمان و مکان دو عنصر تعیین‌کننده در اجتهادند، به این معنا که فقه اسلام صرفاً ناظر به مسائل گذشته نیست و این توانایی را دارد که با در نظر گرفتن شرایط حاکم، پاسخگوی مسائل نوظهور و روابط جدید اجتماعی باشد. با این نگاه، ایشان فقه را قادر ساخت که از یک متن ایستا خارج و به یک دستگاه پویا برای رفع نیازهای متغیر جامعه تبدیل شود.

 ۴. ابداع مفهوم مصلحت نظامو احکام حکومتی

 امام خمینی(ره) توانست مصلحت را از یک مفهوم اخلاقی به یک نظریه راهبردی در حکمرانی تبدیل کند. ایشان نخستین فقیهی بودند که بحث مصلحت نظامرا به عنوان یک نوآوری اساسی در فقه سیاسی مطرح ساختند. بر اساس این نظریه، احکام حکومتیکه برای حفظ نظام و مصلحت عمومی صادر می‌شوند، در صورت تزاحم، از اعتبار و اولویت بالاتری نسبت به احکام اولیه شرعی برخوردارند.

 ۵.  نوآوری در تشریع احکام  (نظریه خطابات قانونی)

برای پشتیبانی علمی از فقه حکومتی،  امام خمینی دست به یک نوآوری بنیادین در تشریع احکام  زدند. ایشان نظریه خطابات قانونی را در مقابل نظریه سنتی خطابات شخصیه(تکالیف شخصی) مطرح کردند. بر اساس این نظریه، احکام شرعی در مقام جعل، متوجه طبیعت و نوع انسان‌ها (قانون) است و نه تک تک افراد (شخص). این نظریه اساس امکان وضع قانون برای جامعه مدرن را فراهم می‌کند.

این پنج محور، حلقه‌های به هم پیوسته یک زنجیره هستند: نظریه خطابات قانونیپشتوانه اصولی فقه پویااست و فقه پویابه نوبه خود، زیربنای ولایت مطلقه فقیهو امکان صدور احکام حکومتیبر اساس مصلحت نظامرا فراهم می‌کند.

  1. از منظر شما، برجسته‌ترین رساله یا بحث فقهی  امام خمینی (مانند بحث بیع، خمس، اجتهاد و تقلید) که نشان‌دهنده عمق نگاه ایشان به مسائل مستحدثه است، کدام مورد است؟

از منظر اینجانب و با توجه به مطالعات صورت‌گرفته، کتاب ارزشمند البیعحضرت  امام خمینی (ره) را می‌توان برجسته‌ترین و شاخص‌ترین اثر فقهی ایشان در مواجهه با مسائل مستحدثه و نشان‌دهنده عمق نگاه حکومتی ایشان به شمار آورد. اما این انتخاب به معنای نادیده گرفتن دیگر آثار گران‌سنگ ایشان نیست؛ بلکه باید آن را در کنار نوآوری‌های بنیادین دیگری همچون رساله اجتهاد و تقلیدو کتاب تحریرالوسیلهمورد بررسی قرار داد. هر یک از این آثار، دریچه‌ای نو به روی فقه پویا و پاسخگو گشوده‌اند.

در ادامه، به تبیین چرایی این انتخاب و جایگاه هر یک از این آثار می‌پردازم.

 کتاب البیع؛ بنای استدلالی برای فقه حکومتی

دلیل اصلی من برای انتخاب البیعبه عنوان برجسته‌ترین اثر، روش‌شناسی نوین و رویکرد حکومتی حاکم بر آن است. این کتابِ پنج‌جلدی که ثمره سال‌ها تدریس ایشان در نجف است، صرفاً یک بحث فقهی در باب معاملات نیست، بلکه به تعبیری، تمهید و زیربنای فکری برای نظریه ولایت فقیهمحسوب می‌شود.

 امام خمینی (ره) با ژرف‌کاوی در ماهیت بیع و قراردادها، عملاً چارچوبی حقوقی برای اداره جامعه در عصر غیبت ترسیم می‌کنند. به جرئت می‌توان گفت البیعبه دلیل برخورداری از چند ویژگی کلیدی، عمق نگاه ایشان را به خوبی نشان می‌دهد:

  • مهارت فقهی و دقت نظر: این کتاب به عنوان یکی از مهم‌ترین آثار فقه استدلالی  امام خمینی (ره) شناخته می‌شود و جایگاه والای علمی ایشان را در مباحث تخصصی معاملات به اثبات می‌رساند.
  • زیربنای نظریه سیاسی:  امام خمینی (ره) در این کتاب، مبانی فکری لازم برای ارائه نظریه ولایت فقیهرا پی‌ریزی کردند و نشان دادند که فقه، صرفاً برای مناسک فردی نیست، بلکه الگو اداره جامعه را نیز ارائه می‌دهد.
  • پرداخت به یک مسأله روزآمد و همگانی: بحث معاملات و اقتصاد، از مسائل مستحدثه و همیشگی جوامع بشری است. پرداختن عمیق به این حوزه، نشانه نگاه فراروی  امام خمینی به نیازهای زمان خود بود.

 دو رکن دیگر در نظام فکری  امام خمینی (ره)

با این حال، برای درک کامل از عمق نگاه فقهی  امام خمینی (ره)، باید به دو رکن اساسی دیگر نیز توجه داشت:

  1. تحریرالوسیله؛ پاسخ به مسائل نوظهور روز: رساله عملی تحریرالوسیلهاز این جهت حائز اهمیت است که  امام خمینی (ره) مسائل مستحدثه و نوپدید زمان خود را در آن گنجانده‌اند؛ مسائلی که در زمان شارع مقدس شناخته شده نبوده‌اند و فقهای پیشین کمتر به آنها پرداخته بودند. مباحثی مانند بیمهکه ایشان به تحلیل ماهیت عقدی آن پرداخته‌اند، از جمله این نوآوری‌هاست. این کتاب، مصداق عملی پویایی فقه در مواجهه با پدیده‌های نوین است.
  2. رساله اجتهاد و تقلید؛ تئوری‌پردازی در روش شناخت:  امام خمینی (ره) در این رساله فشرده و ۷۰ صفحه‌ای، به بازتعریف و تحدید حدود اختیارات مجتهد و مقلد پرداخته‌اند. این اثر نیز بیش از آنکه یک رساله عملی ساده باشد، به دنبال زمینه‌سازی فکری برای نظریه ولایت فقیهبوده و چگونگی مرجعیت علمی و عملی فقیه در جامعه را تبیین می‌کند. در واقع، این رساله به این پرسش بنیادین پاسخ می‌دهد که چه کسی صلاحیت افتا و مدیریت جامعه را دارد.

 کلید موفقیت: نظریه فقه پویا

اکنون، آنچه این سه اثر را به یکدیگر پیوند می‌دهد و به آنها جان می‌بخشد، نظریه بدیع فقه پویااست.  امام خمینی(ره) با اعتقاد به این که زمان و مکان دو عنصر تعیین‌کننده در اجتهاد هستند، توانستند فقه سنتی را که متهم به ایستایی بود، به سمت پویایی و پاسخگویی به نیازهای متغیر جامعه سوق دهند. ایشان معتقد بودند که فقه سنتی، اگر تحت ضوابط و اصول صحیح پیش برود، ذاتاً پویا و پاسخگوی تمام نیازهای جامعه خواهد بود. بر اساس این دیدگاه، فقه یک دریای بی‌پایان است که به راحتی می‌تواند مدیریت جامعه را بر عهده گیرد.

به عنوان سخن پایانی در این فراز، اگرچه کتاب البیعاز جهت استحکام استدلال و نقش زیربنایی‌اش در فقه حکومتی، شاخص‌ترین اثر در نظر من است، اما این نگاه، بدون در نظر گرفتن جامعیت تحریرالوسیلهدر پاسخ به مسائل مستحدثه و نظریه‌پردازی بنیادین رساله اجتهاد و تقلید، ناقص خواهد بود. این سه اثر در کنار هم، یک منظومه فکری کامل و به هم پیوسته را تشکیل می‌دهند که زیربنای تمدن‌سازی نوین اسلامی را بنا نهاده است. امید که با بازخوانی دقیق این میراث عظیم، گام‌های مؤثری در جهت کارآمدسازی فقه برای نیازهای امروز و فردای جامعه برداریم.

  1. چگونه اندیشه فقهی  امام خمینی توانست از یک فقه فردی و عبادت‌محور به سمت یک فقه اجتماعی و حکمرانی حرکت کند؟

در پاسخ به پرسش مهم شما، باید گفت که تحول در اندیشه فقهی  امام خمینی (ره) از فقه فردیبه فقه حکومتی، بی‌شک ژرف‌ترین و تأثیرگذارترین انقلاب پارادایمی در تاریخ فقه شیعه در قرن اخیر به شمار می‌رود. در نگاه سنتی، فقه عمدتاً به بیان احکام اولیه برای امور فردی و عبادت‌محور محدود شده بود، اما  امام خمینی با نبوغ و بصیرتی کم‌نظیر، توانست گفتمان حاکم را از تکلیف‌شناسی فردیبه سمت نظام‌سازی اجتماعی و حکمرانی عادلانهپیش ببرد.

برای انتقال فقه از سطح جزئی‌نگری و فردگرایی به سطح کلانِ حکمرانی، ایشان دست به تحولی بنیادین زدند که دارای سه رکن اساسی بود. این تحول نه یک نوآوری منفرد، بلکه یک تغییر نگرش کامل درباره چیستی، چرایی و کارکرد فقه بود که تضادهای درونی خود را حل کرد و منظومه‌ای جدید و کارآمد را بنیان نهاد.

 رکن اول: بنیان‌گذاری فقه پویابر روی شانه‌های فقه سنتی

نخستین گام برای این تحول، کنار نهادن تقابل ساختگی میان فقه سنتیو فقه پویابود. ایشان با ارائه نظریه اجتهاد سنتی پویا، تلفیقی بدیع از اصالت و سنت‌گراییرا با تحرک و پویاییارائه کردند. بدین معنا که ایشان ضمن ارج نهادن به شیوه اجتهادی جواهریو سنت سلف صالح، آن را راهگشای ارائه احکامی متناسب با نیازهای متغیر اجتماعی می‌دانستند. به باور ایشان، نماد اصلی این پویایی، توجه به زمان و مکانبه عنوان دو عنصر تعیین‌کننده در اجتهادبود. این نگاه به فقه این قابلیت را بخشید که از پاسخگویی به مسائل فردی فراتر رفته و به حل معضلات کلان اقتصادی و سیاسی بپردازد.

 رکن دوم: ابداع نظریه خطابات قانونیبرای گذار از حکم شخصی به قانون اجتماعی

در حوزه علم اصول، حضرت  امام خمینی با ابداع نظریه خطابات قانونیدست به یک نوآوری ریشه‌ای زدند. بر اساس این نظریه، احکام شرعی در مقام جعل، متوجه طبیعت و عناوین کلی(قانون) هستند و نه خطاب‌های شخصی به تک تک افراد. این نظریه از ضروری‌ترین پایه‌های فقه حکومتی است، زیرا جواز وضع قانون برای جامعه مدرن را فراهم می‌آورد و زمینه را برای اِعمال حاکمیت قانون بر همه افراد جامعه فارغ از گرایش‌های شخصی، هموار می‌کند.

 رکن سوم: تحقق عینی فقه در قالب ولایت مطلقه فقیه

اما مهم‌ترین و برجسته‌ترین بعد این تحول، ارائه یک نظریه عملیاتی برای حکمرانی بود. در فقه سیاسی سنتی، ولایت فقیه عمدتاً به اذن در امور حسبیه (امور عام‌المنفعه) محدود می‌شد. اما  امام خمینی (ره) آن را از این قالب خارج کردند و ولایت مطلقه فقیهرا به عنوان یک نظریه نظام‌ساز مطرح نمودند. در این نگاه، ولی فقیه نه فقط متولی امور شرعی و فرهنگی، بلکه مسؤول کل جامعه است و ولایت الهی پیامبر (ص) و  امامان معصوم (ع) در اداره جامعه را در عصر غیبت عهده‌دار می‌شود. به تعبیر دقیق‌تر، ایشان نهاد ولایت را از یک نظریه صرفاً اجتماعی و فرهنگی، به یک نظریه سیاسی و حاکمیتیِ دارای قدرت اجراییِ مطلق برای تصمیم‌گیری در همه شئون جامعه ارتقا دادند. هسته مرکزی این نظریه بر سه اصل استوار است:

  1. حکم حکومتی مقدم بر احکام اولیه و ثانویه: در صورت تزاحم، ولی فقیه برای حفظ نظام و پیشبرد اهداف عالیه جامعه می‌تواند حکمی صادر کند که حتی بر احکام اولیه شرعی مقدم است.
  2. مصلحت نظام به مثابه عقلانیت حاکم:  در این الگو، ولی فقیه برای تشخیص اولویت‌ها و حل معضلات جدید بر اساس مصلحت عمومی عمل می‌کند. این امر به فقه این توانایی را می‌دهد که در عرصه‌های نوظهور، تقدم حفظ نظام در مخاطرات امنیتی، و اولویت‌دهی به تولید ناخالص ملی در سیاست‌گذاری‌های اقتصادی، تصمیمات عقلایی و متناسب با زمان اتخاذ کند.
  3. اختیار فقیه عادل و کارآمد:  این اختیارات تنها به فقیهی جامع‌الشرایط، عادل و دارای تدبیر لازم برای اداره جامعه واگذار شده است.

بدین ترتیب،  امام خمینی (ره) با یک حرکت سه مرحله‌ایِ هوشمندانه، فقه را از سطح توصیه‌های اخلاقی و مناسک فردی به سطح مدیریت کلان جامعه ارتقا دادند:

  1. در مبانی فکری: با فقه پویا، مانع جمود فکری و انجماد فقه در برابر تحولات مدرن شدند.
  2. در ساختار علم: با نظریه خطابات قانونی، مبنای گذار از اوامر شخصی به قوانین کلی را فراهم کردند.
  3. در نظام سیاسی: با ولایت مطلقه فقیه، طرحی عملی برای تشکیل حکومتی عادلانه و برخوردار از اختیارات لازم برای تحقق آرمان‌های اسلام ارائه دادند.

این بینش ناب، که برگرفته از عمق عرفان، فلسفه و فقه ناب محمدی بود، ثابت کرد که اسلام دینی جامع و کامل است که نه تنها برای آخرت، بلکه برای اداره جهان شمول و زمان‌شناس امروز نیز برنامه‌ای کارآمد دارد. و این همان گمشده جوامع اسلامی در عصر حاضر است.

تشابهات فکری  امام خمینی و رهبری

1. به باور شما، مهم‌ترین وجوه اشتراک فکری و فقهی بین اندیشه  امام خمینی (ره) و امام شهید در موضوع فقه حکومتی چیست؟


با تشکر از شما که چنین پرسش عمیق و راهبردی را در آستانه سالگرد ارتحال ملکوتی بنیان‌گذار جمهوری اسلامی و ایام شهادت رهبر فقید انقلاب مطرح کردید. بی‌گمان، بازخوانی وجوه اشتراک فکری  امامین انقلاب، کلید فهم تداوم و تعالی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران است.

بر اساس یافته‌های پژوهشی و مستندات موجود می توان گفت مهم‌ترین وجوه اشتراک فکری و فقهی امام خمینی (ره) و امام شهید در موضوع فقه حکومتی، با تأکید بر نگاه عمیق ایشان به حکمرانی اسلامی، در چهار محور اصلی قابل تبیین است:

 ۱. فقه حکومتی؛ تئوری اداره جامعه اسلامی

هر دو بزرگوار بر این باور راسخ اند که فقه، صرفاً یک علم فردی برای عبادات و مناسک نیست، بلکه یک نظام جامع و تئوری کامل برای اداره جامعهاز گهواره تا گور است. امام خمینی  با تأکید بر فقه حکومتی، احکام حکومتی را که حاکم بر پایه مقتضیات زمان و مصلحت عمومی وضع می‌کند، در رأس امور قرار می‌دهند.  امام شهید به درستی فقه را استخوان‌بندی و ستون فقرات زندگی اجتماعیمی‌دانند و بر نظام‌سازیمبتنی بر آن تأکید دارند که از دستاوردهای انقلاب اسلامی بوده است.

 ۲. ولایت مطلقه فقیه؛ سنگ زیرین حاکمیت

یکی از برجسته‌ترین وجوه اشتراک، باور عمیق به نظریه ولایت مطلقه فقیه است.  امام شهید در این باره به صراحت تأکید دارند که بحث ولایت فقیه، یک حکم شرعی تعبدی است که از سوی شارع مقدس جعل شده و مورد تأیید عقل نیز می‌باشد. هر دو اندیشمند بر این نکته اتفاق نظر دارند که اختیارات ولی فقیه، مطلق و فراتر از قوانین عرفی است و او در مواقع ضرورت، برای حفظ نظام و اجرای احکام الهی، از تمامی اختیارات لازم برخوردار است. حضرت امام خمینی (ره) در نامه تاریخی خود به آقای هاشمی رفسنجانی، به صراحت اعلام کردند که ولایت مطلقه‌ای که خداوند به پیامبر (ص) و ائمه (ع) داده، به حاکم اسلامی نیز تفویض شده است. این اعتقاد در بیانات و سیره عملی امام شهید نیز کاملاً مشهود و مورد تأکید است.

 ۳. مصلحت نظامو نقش زمان و مکان؛ ابزارهای پویایی فقه

سومین نقطه اشتراک مهم، تأکید بر پویایی فقهاز طریق توجه به مصلحت نظامو عنصر زمان و مکاندر اجتهاد است. هر دو رهبر انقلاب، این عناصر را تعیین‌کننده در فرآیند استنباط و وضع احکام حکومتی می‌دانند. بر اساس این نگاه، فقه صرفاً یکسری قواعد ثابت و انعطاف‌ناپذیر نیست، بلکه باید بتواند به نیازهای نوظهور و متغیر جامعه در عرصه‌های مختلف اقتصادی، سیاسی و فرهنگی پاسخ دهد. این نگاه پویا، بنیان نظری فقه حکومتیرا استحکام می‌بخشد.

 ۴. نظام‌سازیو کارآمدی؛ رسالت فقه حکومتی

چهارمین و شاید کلیدی‌ترین وجه اشتراک، حرکت از نظریهبه عملو تأکید بر نظام‌سازی و کارآمدیاست. اگر نظریه ولایت فقیه و فقه حکومتی توسط  امام خمینی (ره) طراحی و تبیین شد،  امام شهیددر یک فرآیند تدریجی، به توسعه و بسط آن در ساحت اجراپرداخته و بر کارآمدی آن در رفع مسائل کشور تأکید کردند.  ایشان نظام‌سازیرا رسالت بزرگ  امام خمینی و دستاورد جاوید ایشان می‌دانند و همواره بر توانمندی فقه در اداره حکومت و حل چالش‌های نظام تأکید کرده‌اند.

می توان گفت فقه حکومتی  محور وحدت فکری و فقهی  امامین انقلاب است. این دو بزرگوار با یک نگاه، فقه را از یک علم فردی و انتزاعی به یک ابزار توانمند برای نظام‌سازی، تمدن‌سازی و اداره حکومتارتقا دادند و با عناصری چون ولایت مطلقه فقیه، مصلحت نظام و پویایی اجتهادبه آن جان و حرکت بخشیدند. این اشتراکات بنیادین نه تنها نشان‌دهنده تداوم راه و اندیشه  امام خمینی توسط امام شهید است، بلکه گواهی بر استحکام و پویایی مبانی فکری نظام جمهوری اسلامی در مواجهه با چالش‌های پیش روست.

2. در چه مسائل دینی و فقهی (مثل حدود و قضاوت، اقتصاد مقاومتی، یا اولویت‌های اجتماعی) دیدگاه‌های  امام خمینی و  امام شهید بیشترین هم‌پوشانی را داشته است؟

در پاسخ به پرسش شما، بر اساس یافته‌های در دسترس و تحلیل کارشناسی، هم‌پوشانی فکری و فقهی  امامین انقلاب در سه حوزه محوری عدالت و نظام قضایی، اقتصاد مقاومتیو اولویت‌های اجتماعیکاملاً مشهود و انکارناپذیر است. ایشان در چهارچوب فقه حکومتی و با تکیه بر عناصری چون مصلحت نظامو نقش زمان و مکان در اجتهاد، به تبیین این مسائل پرداخته‌اند.

 محور اول: عدالت و نظام قضایی؛ بنیان استوار حکمرانی

در حوزه قضاوت و حدود، هر دو بزرگوار، عدالترا نه یک شعار، بلکه هدف غایی و محور اصلی قوهٔ قضاییه و کارگزاران نظام می‌دانند. عدالت به مثابه نیاز اصلی حیات طیبه انسانیو اساسی‌ترین وظیفه دستگاه قضا تعریف می‌شودقضاوت، نه یک منصبِ صرفاً دادرسی، بلکه شأنی از شؤون فقیه جامع‌الشرایطاست که باید برای احقاق حق و اجرای حدود الهی به کار گرفته شودبنابراین، هم‌پوشانی آن‌ها در این است که دستگاه قضا را باید بر محور عدالت محضو مستقل از هرگونه فشار و تبعیض سازماندهی کرد.

 محور دوم: اقتصاد مقاومتی؛ میراث مشترک استقلال‌طلبی

بی‌شک، برجسته‌ترین و عینی‌ترین مصداق هم‌پوشانی فکری، در عرصه اقتصاد و سیاست‌های اقتصادی دیده می‌شود. هر دو اندیشمند، اقتصاد را رکنی برای استقلال و عزت ملیمی‌دانند و بر حمایت از تولید داخلی و مقابله با وابستگی اقتصادی، به عنوان خط مقدم مبارزه با نظام سلطه، تأکید می‌کنندنگاه  امام خمینی (ره) به اقتصاد، خود مصداق بارز اقتصاد مقاومتیبود؛ ایشان با ساده زیستی و دوری از اشرافی‌گری و استقلال طلبی، عملاً الگوی زیست مؤمنانه را به تصویر کشیدنددر ادامه، این راه توسط امام شهید به یک نظریه اقتصادی کارآمدتبدیل و تحت عنوان سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتیابلاغ شد تا رشد اقتصادیو مقاومت در برابر ترفندهای دشمنرا توأمان محقق سازد.

محور سوم: اولویت‌های اجتماعی؛ زنده‌داشتن مردم در رأس امور

در حوزه اجتماعی و فرهنگی، نگاه  امامین انقلاب نیز همراستا و هماهنگ استاولویت مستضعفین و تمرکز بر عدالت اجتماعیبه عنوان فلسفه وجودی حکومت، هسته مرکزی اندیشه ایشان را شکل می‌دهددر این مسیر، عدالت صرفاً به توزیع منابع محدود نمی‌شود، بلکه با مفاهیمی چون مصلحت نظامپیوند می‌خورد؛ بدین معنا که حفظ نظام و منافع مسلمین، بر برخی احکام اولیه مقدم استبه موازات این، فرهنگ و تعلیم و تربیت به عنوان زیربنای هرگونه پیشرفت و تمدن‌سازی مطرح می‌شوند.

همان‌گونه که ملاحظه می‌فرمایید، اندیشه این دو رهبر فرزانه، خمینی کبیر و خامنه ای شهید، در سه حوزه یادشده، چنان با یکدیگر عجین شده است که تفکیک آن‌ها دشوار به نظر می‌رسد. در واقع، امام شهید میراث گرانسنگ  امام خمینی کبیر  را نه به عنوان یک مجموعه نظری صرف، بلکه به مثابه یک نظام عملیاتی و پویا برای مدیریت جامعه اسلامی به کار بسته و آن را در قالب نظریاتی چون اقتصاد مقاومتی و مفاهیمی مانند مصلحت نظام توسعه داده‌اند.

4. اگر امروز  امام خمینی زنده بودند، به نظر شما در کدام مسائل فقهی مستحدثه (مانند رمزارزها، هوش مصنوعی یا احکام مجازی) نظر مشابه با امام شهید اعلام می‌کردند؟


پرسش شما پرسشی است که برای هر اندیشمندِ علاقه‌مند به تداوم راه انقلاب اسلامی، حائز اهمیت فراوان است. اگر چه بیان دقیق فتاوای  امام خمینی (ره) در خصوص مسائلی که در زمان حیات ایشان وجود خارجی نداشتند، قدری مشکل به نظر می‌رسد، اما بر اساس مبانی و اصول ثابت فکری ایشان شاید بتوان به یک پاسخ روشن و کارشناسی دست یافت.

به گواهی اسناد تاریخی و اندیشه‌های مکتوب ایشان، پویایی فقه و توجه به زمان و مکانبه عنوان دو مؤلفه‌ی تعیین‌کننده در اجتهاد، یکی از برجسته‌ترین نوآوری فکری معمار کبیر انقلاب به شمار می‌آید. بر این مبنا، می‌توان با اطمینان بالا گفت که حضرت  امام خمینی (ره) اگر امروز در قید حیات بودند، در مواجهه با مسائل مستحدثه‌ای همچون رمزارزها، هوش مصنوعی و احکام فضای مجازی، دقیقاً مسیری را طی می‌کردند که  امام شهید در طول حیاتشان در پیش گرفتند؛ مسیری مبتنی بر پرهیز از تحریم‌های نسنجیده و تمرکز بر حکمرانی هوشمندانه و مصلحت‌محور.

در ادامه، این هم‌پوشانی را در سه عرصه مهم بررسی می‌کنیم:

رمزارزها: اولویت مالیت عُرفیبر تحریم ذات گرایانه

در موضوع رمزارزها، رویکرد فقهای سنتی که بر عدم المالیه(نداشتن ارزش ذاتی) و نوعی بلاتکلیفی اصولی تکیه دارند، مورد پذیرش حضرت  امام خمینی (ره) قرار نمی‌گرفت. چون ایشان در مبنای اجتهاد خود، به عُرفو بناء عقلابه عنوان منابع اصیل استنباط احکام توجه ویژه‌ای داشتند.

بر اساس تحقیقات صورت‌گرفته، اگر مردم و عقلادر جامعه برای چیزی ارزش قائل شوند و داد و ستد کنند، آن چیز مالمحسوب می‌شود و جریان احکام مالی بر آن جاری می‌گردد. در غیر این صورت، صِرفِ مجازی بودن یا تازگیِ ابزار، موجب خروج آن از دایره معاملات صحیح نمی‌شود. در چنین نگاهی، مالیت رمزارزها یک واقعیت اجتماعی غیرقابل انکار است، نه یک فرضیه فقهی.

این نگاه با فتاوای عملی  امام شهید همسو است. معظم له حکم به حرمت ذاتی معاملات رمزارزها نداده‌اند و تأکید ایشان بر این نکته استوار است که استفاده از این ابزار باید مطابق قوانین و مقررات نظام جمهوری اسلامی باشد. بنابراین، هر دو بزرگوار به جای دفع، به فکر ضابطه‌مندسازی و هدایت این پدیده در چهارچوب مصالح نظام بوده‌اند.

 هوش مصنوعی: فناوری به مثابه فرصت، نه تهدید؛ لزوم تسلط راهبردی

در باب فناوری‌های نوین، نگاه  امام خمینی (ره) ابزاریبود؛ ایشان مخالف ذات فناوری نبودند، بلکه نگران کاربری سلطه‌جویانه آن از سوی قدرت‌های بزرگ بودند. این نگاه در پیام تاریخی ایشان به گورباچف و نقد بلوک شرق به وضوح متبلور است. ایشان فناوری را نه یک هدف، بلکه ابزاری برای دست‌یابی به اهداف متعالی نظام اسلامی می‌دانستند.

این رویکرد دقیقاً در توصیه‌های راهبردی امام شهید منعکس شده است. وی هوش مصنوعی را تهدیدی جبری که باید از آن گریخت، نمی‌بینند، بلکه آن را عرصه‌ای برای رقابت و اقتدارآفرینی ارزیابی می‌کنند. تأکید ایشان بر این نکته که کشور نباید از فناوری هوش مصنوعی عقب بماندو لزوم تسلط بر عمق این فناوری، عیناً ادامه همان نگاه راهبردی  امام کبیر به مسئله علم و فناوری در عصر جدید است.

 فضای مجازی و احکام مستحدثه: از منع سلبی تا هدایت ایجابی

شاید مهم‌ترین مصداق وحدت رویکرد، مسئله فضای مجازیباشد. با وجود آنکه در زمان حیات  امام کبیر چنین پدیده‌ای وجود نداشت، اما مبانی ایشان در مورد وسایل ارتباط جمعیبه خوبی ترسیم‌کننده مسیر ایشان در این عرصه است. ایشان، رسانه‌ها را صرفاً یک تهدید نمی‌دیدند، بلکه آنها را به عنوان ابزاری برای انحراف‌زدایی و آگاهی‌بخشی، توأم با مسئولیت و دغدغه اجتماعی می‌شناختند. نگاه ایشان مبتنی بر سواد رسانه‌ایو تولید محتوای غنیبرای مقابله با تهاجم فرهنگی دشمن بود، نه صِرف انفعال و تحریم.

این نگاه پویا، عیناً در توصیه‌های امام شهید نیز مشاهده می‌شود. ایشان از یک سو بر خطرات و آفات این فضا هشدار می‌دادند، اما راهکار ایشان انزوا و بریدن از این عرصه نیست، بلکه حضور هوشمندانه، قوی و هدایت‌گر در دل آن است. در احکام ثانویه، نگاه تبعی ایشان به برخی مصادیق، همواره تابع حفظ امنیت ملی و ثبات روانی جامعه است.

وجهِ مشترک تمام این موارد، احیای نظریه فقه پویااز سوی  امام کبیر و تداوم آن توسط امام شهید انقلاب است. هر دو بزرگوار، عالمانی جامع‌الشرایط و زمان‌شناس بودند و به خوبی درک می‌کردند که جمود در احکام، مساوی با ناکارآمدی نظام دینی در رقابت با نظام‌های سکولار است.

اگر جامعه امروز از کارآمدی فقه حکومتی در حل چالش‌های پیشِ رو بهره‌مند است، مرهون همین بنیان‌گذاری مبارک و تداوم این مسیر توسط امام شهید است. ایشان با نگاه به اصول، مصلحت و آینده، نشان دادند که اسلام پویا و زنده، پاسخگوی تمام نیازهای بشری در هر زمان و مکانی است و این بزرگ‌ترین سرمایۀ معنوی ما در مسیر تمدن‌سازی نوین اسلامی است.

1. به عنوان یک کارشناس، چه توصیه‌ای به رسانه‌ها (مثل ایسنا) برای پوشش بهتر ابعاد مغفول‌مانده فقهی و دینی اندیشه  امام خمینی دارید؟

بسیار خرسندم که در پایان این گفت‌وگوی مفصل، فرصتی پیش آمده تا یک نکته راهبردی و کاربردی به اصحاب رسانه، به ویژه خبرگزاری محترم ایسنا، بیان کنم.  رسالت رسانه‌ای که متعهد به انقلاب و اندیشه ناب اسلامی است، تنها در انعکاس رویدادهای روزمره خلاصه نمی‌شود، بلکه در تبیین ژرف و هوشمندانه مبانی فکری و فقهی نظام است. متأسفانه باید اذعان کرد که بخش قابل توجهی از میراث فقهی  امام خمینی (ره) که در واقع هسته سخت‌افزاری و نرم‌افزاری تمدن‌سازی اسلامی است در هاله‌ای از غفلت رسانه‌ای باقی مانده است.

به عنوان یک عضو کوچک که سال‌ها در عرصه پژوهش و آموزش فعالیت داشته، نکات زیر را برای پوشش بهتر این ابعاد حیاتی به رسانه‌ها تقدیم می‌دارم:

 ۱. گذار از بزرگداشت شعاریبه تبیین اندیشه‌ای نظام‌مند

بزرگ‌ترین آفت در پوشش اخبار مرتبط با  امام خمینی (ره) و دیگر شخصیت‌های دینی، فروکاستن ایشان به یک نماد عاطفی صرف یا کلیشه‌های تکراری است. رسانه‌ها باید از این سطح عبور کنند و به سراغ دستگاه فکری و فقهیِ نظام‌ساز  امام کبیر و امام شهید بروند. به جای تکرار صِرفِ جملاتی مثل  امام گفت فلسطین را آزاد کنید، ضروری است که مبانی فقهیِ حمایت از مستضعفین، استقلال طلبی، و نفی سلطهدر قالب یک نظریه منسجم و قابل دفاع تبیین شود. پرسش رسانه‌ای باید از  امامین چه گفتند؟به  امامین انقلاب بر چه اساسی و با کدام روش اجتهادی این سخن را گفت اند؟تغییر کند.

 ۲. پررنگ کردن جایگاه فقه پویاو مصلحت نظامدر گفتمان عمومی

یکی از مغفول‌ترین و در عین حال زیربنایی‌ترین ابداعات فکری  امام خمینی، نظریه فقه پویاو توجه به عنصر زمان و مکان در اجتهاداستz6. متأسفانه این مفاهیم، عمدتاً در محافل تخصصی باقی مانده و به زبان ساده برای عموم جامعه، به ویژه نسل جوان، ترجمه نشده است. رسانه‌ها با همکاری حوزه‌های علمیه، می‌توانند پرونده‌های ویژه‌ای با عنوان فقه در عصر جدیدتدارک ببینند و نشان دهند که اندیشه فقیهی مثل  امام خمینی (ره) چگونه می‌تواند به مسائل مستحدثه‌ای مانند رمزارزها، هوش مصنوعی، شبیه‌سازی، جراحی زیبایی و... پاسخ بگوید. تبیین این پویایی، قوی‌ترین پاسخ به اتهام جمود و انعطاف‌ناپذیری فقه شیعهاست.

 ۳. احیای فقه حکومتیبه جای فقه فردی و عبادت‌محور

بخش عظیمی از پوشش‌های رسانه‌ای (به ویژه در ماه مبارک رمضان و محرم) حول محور مناسک فردی و اخلاقیات شخصی می‌چرخد. در حالی که اوج نگاه  امام خمینی (ره) در طراحی یک نظام حکومتیبر پایه فقه بود. رسانه‌ها باید به سراغ تحلیل مباحثی بروند که مستقیماً به حکمرانی دینیمرتبط است، از جمله:

  • اختیارات ولی فقیه در احکام حکومتیو اولویت آن بر احکام اولیه
  • نسبت مصلحت نظامبا احکام ثانویه
  • مبانی فقهی اقتصاد مقاومتی، عدالت قضایی و مبارزه با فساد
  • چارچوب شرعی روابط بین‌الملل از منظر  امامین انقلاب

 ۴. استفاده از زبان جوان و ابزارهای نوین برای انتقال مفاهیم عمیق

بزرگ‌ترین چالش امروز، شکاف زبانی میان گفتمان فقهی و نسل جوان است. مفاهیمی مانند اجتهاد، استنباط، مصلحت، ولایتو خطابات قانونیاگر با مثال‌های عینی و ملموس از زندگی روزمره همراه نشوند، برای مخاطب جوان غیرقابل درک و در نتیجه، غیرجذاب خواهند بود. پیشنهاد من به رسانه‌هایی مثل ایسنا این است که:

  • از تولید پادکست‌های تخصصی با روایت داستانی و جذاب از تحولات فقهی  امامین انقلاب استفاده کنند.
  • اینفوگرافیک‌ها و موشن‌گرافیک‌های آموزشی برای تبیین نظریه ولایت مطلقه فقیهیا فقه پویاطراحی کنند.
  • از ظرفیت شبکه‌های اجتماعی برای گفت‌وگوهای تعاملی با کاربران و پاسخ به شبهات فقهی روز بهره ببرند.

 ۵. شبکه‌سازی علمی با مراکز پژوهشی و دانشگاه‌ها

رسانه‌ها نباید خود را صرفاً یک مخاطب منفعلدر برابر منابع علمی بدانند. ایسنا می‌تواند با همکاری با دانشگاه‌ها، پژوهشکده‌های فقهی و مراکز تخصصی، خوراک فکری خود را مستقیماً از حلقه‌های پیش‌گام تولید علم تأمین کند. برگزاری کافه‌های خبریو مناظره‌های علمی زندهمیان فقها و صاحب‌نظران با موضوعات مستحدثه، یکی از راهکارهای مؤثر برای تولید محتوای عمیق و در عین حال جذاب است.

رسانه‌ها همان‌گونه که در پیروزی و تثبیت انقلاب اسلامی نقش‌آفرینی کردند، امروز نیز مسئولیت سنگین‌تری در تداوم و تبیین اندیشه‌های بنیان‌گذار آن دارند. پوشش ابعاد مغفول فقهی و دینی  امامین نه یک کار تشریفاتی و مناسک‌محور، بلکه یک ضرورت راهبردی برای مقابله با شبهات، پاسخ به نیازهای نسل جدید و اثبات کارآمدی نظام جمهوری اسلامی است. امید که خبرگزاری ایسنا با درک این رسالت، گام‌های بلند و مؤثری در این مسیر بردارد.

2.در سالگرد ارتحال  امام خمینی ، صحبت از شباهت فکری  امام خمینی و امام شهید چه کمکی به حل مسائل امروز جامعه می‌کند؟

پرسش شما بسیار به‌جا و راهبردی است. در سالگرد ارتحال  امام خمینی (ره)، تأکید بر شباهت‌های فکری و فقهیایشان با امام شهید، فراتر از یک بزرگداشت تشریفاتی، یک ضرورت عینی برای حل مسائل امروز جامعه محسوب می‌شود. این شباهت‌ها، چند نقش کلیدی در مدیریت و حل چالش‌های کنونی ایفا می‌کنند:

۱. ایجاد انسجام و اعتماددر مدیریت کشور

یکی از بزرگ‌ترین آفت‌های فراروی جوامع در حال تحول، ایجاد دوگانه‌های کاذب و شکاف‌های فکری میان نسل‌ها یا میان نخبگان و مردم است. تأکید بر اشتراکات  امام خمینیین انقلاب، این پیام روشن را به همه نیروهای مؤمن و انقلابی می‌دهد که نظام جمهوری اسلامی بر یک دستگاه فکری منسجم و تداوم‌یافته استوار است، نه بر سلیقه‌های شخصی یا دوره‌های زودگذر. این باور، سرمایه اجتماعی عظیمی را برای حاکمیت ایجاد می‌کند که برای عبور از بحران‌های پیچیده اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، ضرورتی انکارناپذیر است.

۲. تقویت امید و کارآمدیدر برابر یأس‌آفرینی دشمن

دشمنان انقلاب همواره سعی کرده‌اند با القای انقطاع نسل‌هایا تغییر مسیر آرمان‌ها، جوانان را نسبت به آینده نظام دلسرد کنند. اثبات این که رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه ای، همان مسیر فکری و فقهی  امام خمینی را ادامه می‌دهد (با توجه به عناصری چون فقه پویا، عدالت محوریو استقلال‌طلبی)، یک منبع عظیم امیدآفرینی است. این هم‌پوشانی نشان می‌دهد که راهی که  امام خمینی برای حکمرانی دینیگشود، نه تنها بن‌بست ندارد، بلکه با بهره‌گیری از تجربیات و تطبیق با شرایط جدید، روزبه‌روز کارآمدتر می‌شود.

۳. ارائه الگوی عملیاتیبرای مسائل لاینحل

وقتی می‌گوییم اندیشه  امام خمینی و امام شهید در موضوعاتی چون اقتصاد مقاومتی، مبارزه با فساد، عدالت قضاییو اولویت مستضعفینهمپوشانی کامل دارد، عملاً یک چارچوب مشخص و امتحان‌شده برای حل مسائل امروز در اختیار مدیران و کارگزاران می‌گذاریم. به عنوان مثال، تأکید هر دو بزرگوار بر تولید داخلی و قطع وابستگی(که در اقتصاد مقاومتی متبلور شده)، یک راهبرد روشن برای مقابله با تحریم‌های ظالمانه است. مدیران اجرایی با اطمینان از پشتوانه فقهی این راهبرد، می‌توانند با قاطعیت بیشتری آن را پیاده کنند و در برابر القائات غرب‌گرایانه مقاومت ورزند.

۴. جلوگیری از تحریف و سوءاستفادهاز نام  امام خمینی

متأسفانه پس از رحلت  امام خمینی، برخی جریان‌ها تلاش کرده‌اند با برداشت‌های سلیقه‌ای، از نام و جایگاه ایشان برای مشروعیّت‌بخشی به انحرافات فکری یا عملی خود استفاده کنند. تأکید بر اشتراکات فکری  امام خمینیین انقلاب، یک ضدتحریف قوی است. این کار به افکار عمومی می‌فهماند که معیار سنجش ادعای پیروی از  امامین، تطابق عملی با اندیشه‌های رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه ای، است که شاخص‌ترین و مطمئن‌ترین امین و حافظ میراث  امامین به شمار می‌آیند. این مهم از ایجاد شکاف و چنددستگی در میان نیروهای انقلاب جلوگیری می‌کند.

۵. ایجاد زبان مشترکبرای گفت‌وگوی تمدنی

در عرصه بین‌الملل و جهان اسلام، تداوم فکری میان  امام خمینیین انقلاب، یک پیام وحدت‌بخش و قدرت‌آفرین است. این هم‌پوشانی به مسلمانان جهان نشان می‌دهد که انقلاب اسلامی نه یک پدیده گذرا و وابسته به فرد، بلکه یک مکتب و نظام فکری بالندهاست. این موضوع، ظرفیت گفت‌وگو و جذب حامیان جدید برای محور مقاومت را افزایش می‌دهد.

 صحبت از شباهت فکری  امام کبیر و امام شهیددر سالگرد ارتحال، هیچ‌گاه یک بحث انتزاعی و تاریخی نیست. بلکه یک پروژه عملی برای حل مسئلهاست. این کار به جامعه کمک می‌کند تا:

  • نقشه راه خود را گم نکند.
  • در برابر تردیدافکنی‌های دشمن، منسجم و مقاوم بماند.
  • و با اطمینان از کارآمدی فقه حکومتی، برای چالش‌های امروز خود، راه‌حل‌هایی در چارچوب اندیشه ناب  امامین انقلاب پیدا کند.

3. به نظر شما مهم‌ترین چالش در تبیین اندیشه فقهی  امام خمینی برای نسل امروز چیست و چگونه می‌توان از زاویه تشابهات با امام شهید بر آن غلبه کرد؟

از منظر بنده، مهم‌ترین چالش در تبیین اندیشه فقهی  امام خمینی (ره) برای نسل امروز، نه فقدان منابع و محتوای غنی، بلکه شکاف میان غنای نظریه و نارسایی زبان تبیین است.

 مهم‌ترین چالش‌ها در تبیین اندیشه فقهی  امام کبیر برای نسل امروز

برای فهم عمق این چالش، باید آن را در سه لایه مجزا اما به هم پیوسته کالبدشکافی کرد:

  1. آسیب‌شناسی روشی: فقه سنتیدر قالب زبانی کهنه
    یکی از آسیب ها، ارائه فقه پویا و حکومتیِ  امام کبیر در قالب‌ها و زبان فقه سنتی و ایستای در بخش هایی از حوزه‌های علمیه است. نسل جوان که با نظام‌های پیچیده حقوقی و مدیریتی مدرن آشناست، مفاهیمی چون مصلحت نظام، احکام حکومتیو ولایت مطلقه فقیهرا به زبان سنتی درست درک نمی کنند. این نسل به دنبال تبیین کارآمدی و پاسخگویی است. برخی رسانه‌ها و نهادهای آموزشی متأسفانه بطور کامل نتوانسته‌اند این مفاهیم عمیق را به زبانی بدیع، گویا و جذاب برای آنان ترجمه کنندنتیجه آن چیزی نیست جز دلزدگی و گریز از مباحث عمیق دینی که بزرگ‌ترین سرمایه ماست.
  2. آسیب‌شناسی محتوایی: تقلیل ناروابه فقه فردی و مناسکی
    دومین چالش اساسی، تقلیل اندیشه عظیم فقهی  امام کبیر به ابعاد صرفاً عبادت‌محور و فردی است. در حالی که  امام خمینی در قله نگرش حکومتی به دین قرار دارد و مؤمنان را به برداشتی نو از شریعت دعوت می‌کندغافل‌ماندن از این نگاه کلان، فقه را به یک پدیده انتزاعی و غیرمرتبط با نیازهای اجتماعی و سیاسی بدل می‌کند.
  3. آسیب‌شناسی معرفتی: تهاجم روایت‌هادر فضای مجازی
    نسل امروز در فضای پیچیده و آلوده‌ای از روایت‌های متقابل و شبهات سنگین رسانه‌ای علیه مبانی فکری انقلاب و نظام ولایت فقیه قرار گرفته است. در این شرایط، هرگونه ضعف در تبیین، نقص در روشنگری و انفعال علمی، به معنای واگذاری میدان به دشمن است.  امام شهید  از این چالش با عنوان جهاد تبیینیاد کرده‌اند و آن را یک ضرورت حیاتی و فوری برای مقابله با تحریف‌ها و شبهات دشمنان می‌دانندتبیین‌های شعاری، نخبه‌گریز و فاقد انسجام منطقی، تنها به گسترش این شکاف معرفتی دامن می‌زنند.

حال به بخش دوم سوال شما می پردازم که چگونه می‌توان از زاویه تشابهات با امام شهید بر آن غلبه کرد؟

به نظر اینجانب پاسخ در یک کلمه خلاصه می‌شود: تداوم

 در این رابطه می توان گفت با تأکید بر اشتراکات فکری و فقهیِ  امامین انقلاب، سد بزرگ تحریف تاریخیو انقطاع معرفتیرا می توان شکست:

  • دلیل اول (تضمین زنده‌بودن اندیشه): اندیشه  امام خمینی تنها زمانی زنده و زاینده است که هر نسلی آن را برای خود بازخوانی کندتأکید بر اینکه امام شهید ، این اندیشه را در قالب بیانیه گام دوم انقلاببه روز کرده و آن را با نیازهای امروز جوانان پیوند زده‌اند، ثابت می‌کند که فقه حکومتی  امام خمینی، فقهی زنده، پویا و قابل ارتقاست. وصیت‌نامه سیاسی الهی  امام خمینی و بیانیه گام دوم انقلاب، هر دو ناظر به مآل‌اندیشی و ترسیم نقشه راه هستند.
  • دلیل دوم (راه‌گشایی برای مسائل مستحدثه):  امام خمینی خود نظریه فقه پویارا بنیان نهادندتشابه دیدگاه‌های ایشان و امام شهید در این زمینه، به نسل امروز نشان می‌دهد که فقه حکومتی توانایی پاسخگویی به مسائل جدید (اقتصاد دیجیتال، هوش مصنوعی، فناوری‌های نوین) را دارد و یک سیستم قفل‌شده در قرون گذشته نیست. این تداوم عملیدر اجتهاد، قوی‌ترین پاسخ به شبهه ناتوانی فقه در اداره جهان مدرناست.
  • دلیل سوم (ترسیم خط  امام خمینی بطور شفاف و تحریف‌ناپذیر): امروزه جریان‌های سیاسی مختلف، هر کدام به شکلی از نام و خط  امام خمینی سوءاستفاده کرده و آن را به نفع خود مصادره می‌کنندتأکید بر اشتراکات فکری میان  امام خمینی و امام شهید معیار سنجشادعای پیروی از خط  امام خمینی را روشن می‌کند. امام شهید، به عنوان امین و حافظ راستین میراث  امام کبیر، شاخص‌ترین و محکم‌ترین مفسر خط ایشان هستند.

با تکیه بر این اهرم‌های کلیدی، برای عبور از چالش‌ها باید اقدامات عملی زیر صورت پذیرد:

  1. تغییر پارادایمی
    • از  امام خمینی تاریخی به  امام خمینی جاری امام خمینی را نه یک چهره در قاب عکس، که یک دستگاه فکری زنده بدانیم.
    • از فقه فردی به فقه حکومتیبر توانایی فقه در نظام‌سازی، حل بحران‌های اقتصادی، طراحی مدل پیشرفت و تنظیم روابط بین‌الملل تأکید کنیم.
  2. تغییر در روش و ابزار:
    • زبان و قالب نو: به جای سخنرانی‌های طولانی و متون سنگین، از ابزارهای نوین (پادکست، موشن‌گرافیک، بازی‌های جدی، شبکه‌های اجتماعی) با زبانی روان و جذاب استفاده کنیم.
    • تمرکز بر کارآمدیبه جای بحث‌های انتزاعی، پاسخ عملی فقه حکومتی به نیازهای ملموس جوانان (اشتغال، مسکن، ازدواج، امنیت شغلی و...) را نشان دهیم.
  3. تغییر در محتوا:
    • ترجمه مفاهیم: مفاهیم ولایت مطلقه فقیهرا به مدیریت راهبردی کلان جامعه، مصلحت نظامرا به عقلانیت تصمیم‌گیری در شرایط پیچیدهو احکام حکومتیرا به راهکارهای ویژه و اضطراری برای برون‌رفت از بن‌بست‌هاترجمه کنیم.

به عنوان حرف آخر، مهم‌ترین چالش، زبان تبیین است و مهم‌ترین راهکار برای غلبه بر آن،  بازخوانی اندیشه  امام کبیر با عینک تداوم این اندیشه در گفتمان فکری امام شهید  و مقام معظم رهبری است.

اگر امروز نتوانیم اندیشه  امام خمینی را برای نسل جوان با زبانی گویا و گره‌گشا تبیین کنیم، همان اتفاقی خواهد افتاد که امام شهید از آن بیم داشتند خاطره تاریخی آنان نسبت به  امام خمینی و انقلاب کمرنگ خواهد شد. اگر این کوتاهی از ما سر بزند، دشمنان خوشحال خواهند شد و جوانان ما تصویری از  امام خمینی و امام شهید  خواهند داشت که دشمنانمان خواسته‌اند.

اما خبر امیدوارکننده این است که نسل جوان امروز، همان گونه که  امام خمینی خود بارها فرموده‌اند، طالب معرفت، پاک و صادق استما باید به این ویژگی‌ها اعتماد کنیم و با زبانی جدید، محتوایی جدید و اعتماد به نفس علمی، اندیشه ناب فقه حکومتی را پیش روی آنان بگشاییم.


نظر شما :