در نشست نقد و بررسی مطرح شد: سنت‌گرایی در مواجهه با تجدد؛ تجربه عثمانی و مصر  و پرسش‌های امروز جهان اسلام

۲۵ مهر ۱۴۰۵ | ۱۷:۲۵ کد : ۸۷۴ اخبار و رویدادها
تعداد بازدید:۵۰
در نشست نقد و بررسی مطرح شد: سنت‌گرایی در مواجهه با تجدد؛ تجربه عثمانی و مصر  و پرسش‌های امروز جهان اسلام

در نشست نقد و بررسی کتاب «سنت علیه تجدد: عثمانی و مصر در نیمه نخست قرن بیستم»، سید جلال محمودی بر ضرورت تفکیک عناصر تجدد و پرهیز از تقلیل مخالفت با آن به منافع شخصی تأکید کرد. سعید طاووسی مسرور و داریوش رحمانیان نیز با طرح ملاحظاتی درباره تاریخ‌نگاری اندیشه و چارچوب مفهومی پژوهش، ابعاد دیگری از اهمیت این حوزه را به بحث گذاشتند.

نشست نقد و بررسی کتاب «سنت علیه تجدد: عثمانی و مصر در نیمه نخست قرن بیستم» نوشته سید جلال محمودی، عضو هیأت علمی دانشگاه بین المللی مذاهب اسلامی، روز دوشنبه ۶ مهر ۱۴۰۵ به همت معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران و انتشارات نگارستان اندیشه و به میزبانی خانه کتاب دانشگاه برگزار شد. در این نشست، محمودی، نویسنده کتاب، سعید طاووسی مسرور، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، و داریوش رحمانیان، عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه تهران، دیدگاه‌های خود را درباره کتاب و مسائل تاریخی و مفهومی آن مطرح کردند.

محمودی: تجدد را نمی‌توان مجموعه‌ای یکپارچه دانست

سید جلال محمودی در توضیح مسئله اصلی پژوهش خود، مواجهه با امر نو را دغدغه‌ای مشترک در تاریخ جوامع اسلامی دانست؛ مسئله‌ای که به گفته او، محدود به دوره جدید نیست، اما در مواجهه با تجدد صورت‌های تازه‌ای پیدا کرده است. او انتخاب مصطفی صبری توقاتی، یکی از واپسین شیخ‌الاسلام‌های برجسته عثمانی، را تلاشی برای عبور از تکرار موضوعات و شخصیت‌های شناخته‌شده در تاریخ‌نگاری اندیشه عنوان کرد.

صبری در دوره‌ای زیست که امپراتوری عثمانی با تحولات سیاسی و فکری گسترده‌ای روبه‌رو بود. او الغای خلافت و تغییرات بنیادین در ترکیه جدید را تجربه کرد و پس از تبعید، در رومانی، یونان و مصر به فعالیت‌های فکری خود ادامه داد. محمودی در معرفی این شخصیت بر نکته‌ای تأکید کرد که فهم مواضع او را پیچیده‌تر می‌کند: صبری، با وجود مخالفت‌های جدی‌اش با برخی وجوه تجدد، از ابزارهای جدید ارتباطی استفاده می‌کرد، روزنامه منتشر می‌کرد و در عرصه عمومی به مناقشه فکری می‌پرداخت.

از نظر نویسنده، این وضعیت پرسشی اساسی پیش می‌کشد: آیا می‌توان ابزارها و دستاوردهای تجدد را پذیرفت، اما مبانی معرفتی آن را نپذیرفت؟ بررسی زندگی و آثار صبری، به روایت محمودی، فرصتی برای مطالعه تاریخی این پرسش است؛ نه صرفاً برای طبقه‌بندی یک متفکر در اردوگاه سنت‌گرایان یا تجددگرایان.

یکی از محورهای مهم سخنان محمودی، نقد این برداشت بود که مخالفت متفکران سنت‌گرا با تجدد را می‌توان به دفاع از موقعیت و منافع شخصی آنان فروکاست. او تأکید کرد که در بررسی صبری به چنین نتیجه‌ای نرسیده است. به باور او، باید میان عناصر مختلف تجدد تمایز گذاشت؛ زیرا دولت، ملت، قومیت، آزادی، حقوق شهروندی، حقوق زنان و قانون‌گذاری الزاماً با یک واکنش واحد از سوی متفکران مسلمان مواجه نشده‌اند.

محمودی با اشاره به مسئله تبدیل شریعت به قانون مدون، توضیح داد که مناقشه تنها بر سر شکل قانونگذاری نبود، بلکه پرسش‌هایی درباره جایگاه شریعت، حقوق زنان و شیوه حکمرانی نیز در میان بود. از این منظر، مخالفت با برخی جنبه‌های تجدد را نمی‌توان بدون بررسی زمینه تاریخی و مبانی فکری آن توضیح داد.

 

طاووسی مسرور: تاریخ اندیشه عثمانی همچنان نیازمند پژوهش است

سعید طاووسی مسرور، ضمن تأکید بر اهمیت پرداختن به تاریخ اندیشه در عثمانی و مصر، این حوزه را از زمینه‌های کم‌بررسی‌شده در مطالعات تاریخی ایران دانست. به گفته او، پیوندهای تاریخی و فرهنگی ایران با عثمانی و دیگر بخش‌های جهان اسلام چنان گسترده بوده که نمی‌توان تحولات فکری این جوامع را از تاریخ اندیشه در ایران جدا کرد.

او با اشاره به شخصیت‌هایی مانند سیدجمال‌الدین اسدآبادی، یادآور شد که اندیشه‌ها و منازعات فکری در این جغرافیاها در ارتباط با یکدیگر شکل می‌گرفتند و مسائلی چون حقوق زنان و نسبت دین و تجدد، محدود به یک کشور نبودند.

طاووسی همچنین به استفاده محمودی از نظریه و تحلیل گفتمان اشاره کرد و بهره‌گیری از چارچوب نظری را زمانی ثمربخش دانست که بر محتوای تاریخی مستند و پژوهش دقیق استوار باشد. از نظر او، مراجعه نویسنده به منابع متنوع و ارائه اسناد و تصاویر در پیوست‌های کتاب، از ویژگی‌های قابل توجه این پژوهش است.

 

رحمانیان: سنت و سنت‌گرایی را نباید یکی گرفت

داریوش رحمانیان نیز اهمیت کتاب را در پرداختن به شخصیتی دانست که در یکی از دوره‌های سرنوشت‌ساز تاریخ عثمانی و خاورمیانه می‌زیست. او در عین حال، درباره عنوان کتاب ملاحظه‌ای مطرح کرد و معتقد بود تعبیر «چالش سنت و تجدد» می‌تواند دوسویگی این مواجهه را بهتر نشان دهد؛ زیرا تجدد نیز در مواردی در برابر سنت موضع می‌گیرد.

رحمانیان علاوه بر تأکید بر کمبود پژوهش درباره تحولات فکری عثمانی، مصر و دیگر جوامع مسلمان، به برخی محدودیت‌های کتاب در شرح تفصیلی آثار و فعالیت‌های صبری اشاره کرد. نقد مهم‌تر او به کاربرد مفهوم «گفتمان سنت‌گرایی» مربوط می‌شد. به اعتقاد وی، سنت تاریخی را نباید با سنت‌گرایی به‌مثابه واکنشی مدرن در برابر تجدد یکسان گرفت. همچنین نمی‌توان جریان‌های سنت‌گرا و تجددگرا را یکپارچه فرض کرد؛ زیرا هر یک از این جریان‌ها در درون خود تنوع، تحول و گاه تناقض دارند.

این ملاحظات، مسئله‌ای روش‌شناختی را پیش می‌کشند: چگونه می‌توان برای تحلیل مواضع متفکران تاریخی از مفاهیم نظری بهره گرفت، بی‌آنکه پیچیدگی‌های اندیشه و زمینه تاریخی آنان در قالب دسته‌بندی‌های ازپیش‌تعیین‌شده فروکاسته شود؟

 

از یک مطالعه تاریخی تا پرسشی فراتر

اهمیت بحث‌های این نشست را می‌توان در پرسشی مشترک جست‌وجو کرد: مواجهه جوامع اسلامی با تجدد را چگونه باید فهمید، بی‌آنکه آن را به تقابل ساده سنت و مدرنیته یا به انگیزه‌های شخصی متفکران تقلیل دهیم؟

کتاب محمودی با تمرکز بر مصطفی صبری توقاتی، امکان بررسی این مسئله را در بستر تاریخی عثمانی و مصر فراهم می‌کند. در عین حال، نقدهای مطرح‌شده در نشست نشان داد که فهم این تجربه به پژوهش بیشتر درباره منابع، زمینه‌های فکری و تنوع جریان‌های تاریخی نیاز دارد. حاصل گفت‌وگو، بیش از آنکه تأیید یک روایت واحد باشد، تأکید بر ضرورت بازخوانی دقیق‌تر تاریخ اندیشه در جهان اسلام و نسبت آن با تجربه تجدد بود.


نظر شما :